انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

مهمان

/mehmAn/

مترادف مهمان: ضیف، مجلسی، مدعو، میهمان

متضاد مهمان: میزبان
مهمان بی دعوت
مهمان سفره هفت سین نوروز
سمنو
مهمان ناخواسته
ایرمان
مهمان ناخوانده
ایرمان
مهمان یا مسافر را روانه کردن و با خوشرویی با او خداحافظی کردن
بدرقه
بازیگر خانم فیلم «مهمان داریم»
اهو خردمند
بازیگر مرد فیلمهای «اخراجیها» و «مهمان» بود
امین حیایی
جای وسیع برای مهمان
لنگری
جشن و مهمانی
سور
جشــن و مهمانی رویدادی خوش
ولیمه
زینت دهنده | مهمانی
بزمارا
زینت دهنده مهمانی
بزمارا
طعام مهمان
نزل
مهمانخانه
هتل
مهمانخانه ماهانه
مهماندار
میزبان
مهمانسرای فرنگی
هتل
مهمانی
سور
مهمانی ازدواج
ولیمه
مهمانی برای عروس و داماد
پاگشا
مهمانی جشن
ع
مهمانی و سور
بزم
نوشیدنی مهمانی ها
شربت
از بازیگران مرد پیشکسوت کشورمان با سریال هایی چون «خانه سبز» | «فروشگاه» و «مهمانان ویژه»
داریوش اسدزاده
از طراحان گریم زن سینما و تلویزیون با سریال «در چشم باد» و فیلم های «مهمان مامان» و «باغ های کندلوس»
نویدی
محدثه ١٨:٥٤ - ١٣٩٦/٠١/٢٣
'مه' به معنی سرور و مقدم بوده است (مهان = بزرگان) 'مان' به معنی خانه و کاشانه... بنابراین 'مهمان' لقبی ستاینده
برای کسی بوده که به خانه شخص دیگر با اجازه ی وی وارد می گشته... مهمان = سرورِ خانه و البته میهمان هم گفته
می شود.
|

الهه ١٣:٠٧ - ١٣٩٧/١٠/٠٦
houseguest
|


نام نویسی   |   ورود