برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

مهمان

/mehmAn/

مترادف مهمان: ضیف، مجلسی، مدعو، میهمان

متضاد مهمان: میزبان
مهمان بی دعوت
مهمان سفره هفت سین نوروز
سمنو
مهمان ناخواسته
ایرمان
مهمان ناخوانده
ایرمان
مهمان یا مسافر را روانه کردن و با خوشرویی با او خداحافظی کردن
بدرقه
بازیگر خانم فیلم «مهمان داریم»
اهو خردمند
بازیگر مرد فیلمهای «اخراجیها» و «مهمان» بود
امین حیایی
جای وسیع برای مهمان
لنگری
جشن و مهمانی
سور
جشــن و مهمانی رویدادی خوش
ولیمه
زینت دهنده | مهمانی
بزمارا
زینت دهنده مهمانی
بزمارا
طعام مهمان
نزل
مهمانخانه
هتل
مهمانخانه ماهانه
مهماندار
میزبان
مهمانسرای فرنگی
هتل
مهمانی
سور
مهمانی ازدواج
ولیمه
مهمانی برای عروس و داماد
پاگشا
مهمانی جشن
ع
مهمانی و سور
بزم
نوشیدنی مهمانی ها
شربت
از بازیگران مرد پیشکسوت کشورمان با سریال هایی چون «خانه سبز» | «فروشگاه» و «مهمانان ویژه»
داریوش اسدزاده
از طراحان گریم زن سینما و تلویزیون با سریال «در چشم باد» و فیلم های «مهمان مامان» و «باغ های کندلوس»
نویدی
محدثه
'مه' به معنی سرور و مقدم بوده است (مهان = بزرگان) 'مان' به معنی خانه و کاشانه... بنابراین 'مهمان' لقبی ستاینده
برای کسی بوده که به خانه شخص دیگر با اجازه ی وی وارد می گشته... مهمان = سرورِ خانه و البته میهمان هم گفته
می شود.
الهه
houseguest


نام نویسی   |   ورود