برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

هلاک

/halAk/

مترادف هلاک: زوال، فنا، نابودی، قتل، مرگ، موت، هلاکت، معدوم، نابود، نیست

برابر پارسی: نابودی، نیستی، مرگ
هلاک شدن
وبق
هلاک شده
ماری
هلاک و نابودی
دمار
هلاک و نیستی
دمار
هلاک یا هلاکت
ضل
سالی که در آن | سپاه ابرهه برای ویران کردن کعبه به سمت مکه آمدند | اما به فرمان خداوند به وسیله پرندگانی هلاک شدند
فیل
استهلاک
فرسایش
این عبارت اقتصادی از تفاضل تولید ناخالص ملی و استهلاک سرمایه های ثابت حاصل می شود•
تولید خالص ملی
پدر هلاکوخان
تولوی
محل هلاکت
مهلکه
هلاکت و مرگ
ردی
هلاکت و نابودی
دمار
هلاکت و کشتار
قتل
محمد
هم خانواده هلاک:
هلاکت
هالک
مهلک
شیما دلفیه
دمار
مهسا
نابودی
زهرا
مرگ
یاسین
نیستی ونابودی ،موت
عرشیا
حوسله سربر
sina
هلاک یعنی هلاکت -هلاکی
ستاره
از بین بردن
اشکان
این واژه در زبان باسکی و زبان تاجیک های چین هم کاربرد دارد و روشن نیست که عربی باشد ، بهر رو زبان باسکی هیچ ربطی به عربی ندارد ، در بسیاری از زبان های هند و اروپایی از جمله انگلیسی از واژه پریش بهره می برند
💀مردن . مرگ .نیست 💀
این لغت یعنی نیست شدن ویا مردن
🙂
کلمه هلاکت یعنی از بین رفتن ما دانش آموزان
sh.n
هم خانواده(هم معنی)
مرگ
نابودی
نیست شدن
هلاکی
هلاکت
هالت
ازبین بردن
مردن
حامد
نابودی
الماس
نابودی
مرگ
ازبین بردن
مردن
نیست شدن
هلاک یعنی کسی که هلاک میشه نابود میشه به این معنا هست


نام نویسی   |   ورود