انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

واجب
لازم
واجب الاطاعه
حکمرو
واجب شدن
ضرورت
واجب نیست
مستحب
واجب و بایا
لازم
واجب و ضروری
لازم
واجب کردن
ایجاب
جوابش واجب است
سلام
عبادتی که واجب نباشد
نافله
مجبور کردن | واجب کردن
الزام
از القاب حضرت مهدی(عج) در قرآن به معنی | رهبر و پیشوایی که خداوند تبارک و تعالی پیروی از ایشان را بر همه بندگان خود | واجب دانسته است
صاحب الامر
از نمازهای واجب
ایات
از واجبات در اسلام
روزه
از واجبات که به پرداخت آن سفارش بسیار شده است
زکات
جیره و مواجب
راتب
عبادت غیر واجب
نافله
فرایض غیرواجب
نافله
لازم و واجب
مبرم
واجبی
وظیفه
حسن امامی ٢٣:١٩ - ١٣٩٧/١١/٠١
بازی ساز - کسی که برای کودکان وسیله بازی می سازد
مترادف dramatist
|

شهریار آریابد ٠٩:٣٩ - ١٣٩٨/٠٢/١٦
در پارسی" بایا " ، در پهلوی " فریجپان" در فرهنگ پهلوی به پارسی از استاد بهرام فره وشی.
|


نام نویسی   |   ورود