برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

چندش

/CendeS/

مترادف چندش: گزگزه، لرزش، نفرت، اشمئزاز، انزجار، تنفر
اثر چندش آور پازولینی | کارگردان فقید ایتالیایی
سالو
رضا
چیزی که حال آدم رو بهم میزند کثیف کاری کردن
ایرانی
پسر خوشتیپی که به دختری پا نمیده میگه پسره چندش:اعصاب آدمو خورد میکنه و نوعی تنفر به دنبال خواهد داشت.
پروین
مور مور شدن
توحيد
هوالعلیم

چِندِش: شخص یا چیزی که دیدنش حالِ آدم
را بَد میکند.

چِندِش آور : حال به هم زن ، اعصاب

خورد کن ، سوهانِ روحِ آدمی


نام نویسی   |   ورود