برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
 
کربن خالص
الماس
نوعی کانی بسیار نرم از کربن خالص
گرافیت
از جمله شهرهای اروپایی که متعهد شدند تا سال 2020 در مقایسه با سال 1990 بیش از 20درصد از دی اکسید کربن در جو را کاهش دهند
بن
از جمله شهرهای اروپایی که متعهد شده اند تا سال 2020 در مقایسه با سال 1990 بیش از 20درصد از دی اکسید کربن در جو راکاهش دهند
برلین
آلیاژ آهن و کربن
چدن
خالص ترین کربن
الماس
سنگی نسبتاً سخت متشکل از کربنات آبدار طبیعی مس به رنگ سبز که در طبقات مختلف زمین ضمن کانیهای دیگر یافت می شود
مالاکیت
شیمی کربن
الی
شیمی کربنی
الی
منسوب به کربن
کربنی
نمک اسید کربنیک
کربنات
هیدروکربنی با شش اتم کربن
هگزان
هیدروکربنی مایع
هپتان
کاشف گاز کربنیک
بلاک
جوادشجاعی
کربن=سوختن زا(عنصری‌که‌باعث‌سوخت‌‌وسازمی‌شودچه دربدن‌موجودات‌زنده‌چه‌درموتوراحتراقی‌وغیره).
ایرزاد
کَربُن
این واژه با پارسی هم ریشه است :
کَربُن : کَر - بُن
کَر= گُر : به مینه ی سوختن و آتش گرفتن است ، مانند:
گُر گرفتن آتش ، هم چنین در کُردی : آگُر= آتش
بُن = پایه ، شالوده ، ریشه، بیخ
پیشنهاد : گُربُن: ماده ای که بُن یا زات آن سوختنی ، گُرپذیر (قابل احتراق) است.


نام نویسی   |   ورود