برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

کره

/kare/

مترادف کره: اجبار، کراهت، گوی، نفرت | بچه، نوزاد | چربی، روغن، پینه، چرک، ریم، وسخ

برابر پارسی: گوی، گویال
معنی اصطلاحات عامیانه و امروزی -> کره
خیلی با حال
کره جنوبی
سئول
کره شمالی
پیونگ یانگ
از قدیمی ترین شرکت های اتومبیل سازی در کره جنوبی
کیا
از قدیمی ترین شرکت های اتومبیل سازی کره جنوبی
کیا
بلندترین قله نیم کره غربی
آلنگا
بندری در کره جنوبی
پوسان
پایتخت کشور کره جنوبی
سیول
پوسته شفافی در جلوی کره چشم
قرنیه
پول کره جنوبی
وون
شکل کره زمین
کروی
شیمی کره زمین
ژیوشیمی
فیزیک کره زمین
ژئو فیزیک
فیلسوف یونانی سازنده نخستین کره جغرافیایی
کراتس
محافظ کره زمین
ازن
مدیر عامل شرکت خودرو سازی دوو موتورز کره جنوبی
مایکل گدیمالدی
مرکز کره جنوبی
سیول
نخستین انسانی که طی ماموریت آپلو 11 در 20 ژوییه 1969 بر کره ماه گام نهاد
نیلا رمسترانگ
همراه کره در صبحانه
مربا
واحد پول کشور کره جنوبی
وون
یک خودروی سواری محصول کره جنوبی
ریو
از انواع اتومبیل کره ای
دوو
از شرکت تولید وسایل الکترونیکی در کره جنوبی
سامسونگ
از شرکت های اتومبیل سازی کره جنوبی
کیا
آب کره
هیدروسفر
به شکل کره
کروی
پرده کرکره
بادگانه
پرده کرکره عمودی
لووردراپه
تذکره
نت
تذکره ای از امین احمد رازی
هفت اقلیم
تذکره نویسان او را شیخ مقتول لقب داده اند
سهروردی
صاحب تذکره الشعرا
دولتشاه سمرقندی
فکرها
افکار
قاره ای در نیمکره شمالی
اروپا
لایه ای در هواکره (جو)
اوزون
محل نشستن عده ای برای شور و مذاکره
مجلس
مذاکره و گفت وگو
بحث
مراسم تذکره
یادبود, یادواره
همراه عسل و کره
مربا
همراه همیشگی عسل و کره
مربا
کرها
صم
یار دیرین کره
مربا
از صور فلکی نیمکره جنوبی آسمان
نهر
از صور فلکی نیمکره شمالی
شور
از صورت های فلکی نیمکره جنوبی
تکشاخ
نعمت رشنو
بز جوان، انجیر،
فرهاد طهماسبی پور
کره: به ضم ک و سکون ''ر''. ''ه'': اجبار و اکراه.
مکره: به ضم ''م'' و سکون'�' ک'' و فتح ''ر،'' و سکون ''ه'': اکراه شونده.
مکره: به ضم ''م'' و سکون '' ک'' و کسر ''ر'' و سکون ''ه'': اکراه کننده.
عباس کریمی دخت
کره ؛ با فتحه ک و کسره ر ،به معنی بز غاله نر یا ماده ، در گویش شهر بابکی. کره نر با رشد به چپش و سپس دو بر تبدیل می شود. وکره ماده بارشد به بز تبدیل می شود.
سیدحسین اخوان بهابادی
(کَ رِ) (اِ.) چربی ای که از ماست و دوغ و خامه گرفته می شود اما ( کَعْرِه)، در گویش شهرستان بهاباد به بزغاله، کعره گفته می شود و بزغاله نر را کعره نر و بزغاله ماده را کعره مایه می گویند وکعره مایه با رشد به بز و کعره نر با رشد به چبش (چَبُش) و سپس دو بر (dobor) تبدیل می شود.
پرنیان محمدپور
ماده صبحانه که از شیر گاو تهیه میشود


نام نویسی   |   ورود