برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

کشاورزی

/keSAvarzi/

مترادف کشاورزی: حرث، زراعت، زرع، فلاحت، کاشت، کشت
کشــاورزی
زراعت
این اقتصاددان حدود نیم قرن پیش تذکر داد که به موازات ارتقای رشد کل در واقع سهم تولید و اشتغال در کشاورزی سقوط می کند و سهم تولید و اشتغال در صنعت و خدمات افزایش می یابد•
کالینکلارک
سازمان خواربار و کشاورزی جهانی
فائو
سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد
فایو
سازمان خواروبار و کشاورزی ملل متحد
فایو
محصول به دست آمده از طریق کشاورزی یا صنعت
فراورده
نوعی ابزار کشاورزی دسته دار
چنگک
یک میکرو ارگانیسم که معمولا در پزشکی | کشاورزی و صنعت کاربرد دارد
زیستکش
آمادگی زمین برای کشاورزی
آیش
از ماشین های کشاورزی
تراکتور
از مراحل کشاورزی
ابیاری
سازمان جهانی خواروبار و کشاورزی
فایو
سازمان خواربار و کشاورزی
فایو
قطعه زمین کشاورزی
کرت
قطعه زمین کوچک کشاورزی
کرت
ما شین کشاورزی
تراکتور
ماشین درو و کشاورزی
کمباین
نوعی ماشین کشاورزی
تیلر
یکی از ابزارهای دستی کشاورزی
داس
از آفات کشاورزی
شته
از خودروهای کشاورزی
خرمن کوب
از عملیات کشاورزی
برداشت

-- شما نخستین باشید --



نام نویسی   |   ورود