برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

کوشش

/kuSeS/

مترادف کوشش: اهتمام، تقلا، تلاش، جدیت، جهد، سعی، فعالیت، مجاهدت، مداومت، مساعی

متضاد کوشش: تنبلی
کوشش
فعالیت
کوشش و تلاش
سعی
کوشش کننده
جاهد
سعی و کوشش همرا با پیگیری
اهتمام
سعی و کوشش
تلاش, جدیت
مجموعه ای از اقدامات و کوششهای حساب شده ای که هر سازمان برای برقراری ارتباط موثر و هدفمند با گروههایی که با سازمان در ارتباطند انجام دهد
روابط عمومی
ریحانه
جد
Raha
تلاش
رضاآپادانا
فعالیت
فاطمه.
سعی و تلاش
تلاش
اشتراک گذاری ویدیو آموزشی


نام نویسی   |   ورود