برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
مقدمه برنامه
curtain raiser
مقدمه بودن
preface
مقدمه دار کردن
preface
مقدمه شعر
prologue
مقدمه مهین
major premise
مقدمه نوشتن
introduce
بلا مقدمه
offhand
بی مقدمه
abrupt, suddenly, without preamble, abrupt(ly), [o.s.] without preamble, ad-lib, sneak, unadvised
بیان مقدمه
premise
induction (اسم)
قیاس، ایراد، استقراء، مقدمه، ذکر، استنتاج، القاء، قیاس کل از جزء، پیش سخن
preliminary (اسم)
مقدمات، مقدمه، امتحان مقدماتی
start (اسم)
اغاز، شروع، ابتدا، مقدمه، مبداء
incipience (اسم)
سر، مقدم، دیباچه، مقدمه، وضع مقدماتی ابتدایی، حالت نخستین، نادانئی
foretoken (اسم)
مقدمه، نشان پیش، اعلام قبلی
introduction (اسم)
ابداع، احدای، فاتحه، دیباچه، مقدمه، معرفی، معارفه، معرفی رسمی، اشناسازی، معمول سازی
exordium (اسم)
اغاز، سراغاز، دیباچه، مقدمه، سردفتر، اول هر چیزی
preface (اسم)
اغاز، سراغاز، دیباچه، مقدمه، پیش گفتار
proem (اسم)
شروع، سراغاز، مقدمه، رساله مقدماتی، مقدمه سخنرانی، دوره مقدمتی
catastasis (اسم)
دیباچه، مقدمه، حد اعلی و منتا درجه رل نمایش
preamble (اسم)
دیباچه، مقدمه، سراغاز مقدمه کتاب، مقدمه سند، توضیحات
prelude (اسم)
مقدمه، پیش در امد، قسمت مقدماتی
prologue (اسم)
سراغاز، مقدمه، پیش گفتار، پیش در امد
forepart (اسم)
جلو، قبل، مقدمه، قسمت جلو
front matter (اسم)
مقدمه، پیش گفتار
lead-up (اسم)
راهنما، مقدمه
protasis (اسم)
مقدمه، نخستین قسمت درام قدیم رومی


نام نویسی   |   ورود