برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
 
آثرتونیا
آثرتونیا (سرده)(نام علمی: Athertonia) نام یک سرده از تیره چنارسانان پراتسی است.
آثرتونیا (سرده)
آثرتونیا (سرده)(نام علمی: Athertonia) نام یک سرده از تیره چنارسانان پراتسی است.
آثروانان
اَثروان یا آثرونان (Aὓravan) خادم مزدیسنا و حافظ شریعت اوستا است. دین در ایدئولوژی و معتقدات مشرق باستان عامل بارزی بوده است. بررسی نام های مادی قرن های نهم تا هفتم پیش از میلاد گواه وجود اعتقاد به اهورامزدا بوده ثابت می کند که تا حدی مفهومات دینی در میان اقوام ایرانی رواج داشته است در این نام ها رابطهّ آشکاری با معتقدات اوستایی وجود ندارد ولی عناصری که آشکارا وجود رابطهٔ مزبور را رد کنند نیز دیده نمی شود.
آثرونان ( خادمان آتش )
رئیشتر ( ارتشتاران، عرابه سواران )
واستریه-فشونت ( دامدار و کشاورز )
در آغاز قرن چهارم پیش از میلاد مغان را با نام زرتشت مربوط می سازند ولی هرودوت از مغ یاد نمی کند. نخستین تذکر دربارهٔ زرتشت (مغ) در نوشته های کسانت لیدیایی که زمان زندگی او روشن نیست، دیده می شود. ارسطو و دیگر شاگردان افلاطون به تعالیم مغان توجه کردند و شاید کتسیاس نیز از زرتشت نام برده باشد. روایات باستانی تعلیمات فیثاغورث را مأخوذ از زرتشت می دانند.
بنا به روایات زرتشتی اوستا از آغاز تا پایان به توسط زرتشت پیامبر که از طرف خداوند ملهم بود نوشته شده بود از کلمه مغ در آن خبری نیست؛ و در کتاب مزبور روحانیان زرتشتی آثروان خوانده شده اند.
از دوره اسلامی به این طرف کلمه مغ در ادبیات شرقی به معنی آتش پرستان پایهٔ بسیاری از اصطلاحات و نام های جغرافیایی شرق را تشکیل می دهد. محتملا سرزمین قبیله مغان ناحیه رغه که در قرون وسطا ری خوانده می شد و یکی از شهرهای عمدهٔ ماد به شمار می رفت، بوده است.
آثروانان (زرتشتی)
اَثروان (Aὓravan) خادم کیش زرتشت و حافظ شریعت اوستا. دین در ایدئولوژی و معتقدات مشرق باستان عامل بارزی بوده است. بررسی نام های مادی قرن های نهم تا هفتم ...
در صورت اشکال در معنی => [گزارش]
آثر
آثر یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای اولویت داشتن چیزی است.
اصل باب درباره ترجیح یک چیز است از دو چیز، که به وجهى از وجوه میان ایشان مشارکتى باشد و یکی از لفظ هائى که در این باب متداول است لفظ آثر است؛ یعنى برگزیده تر و چیزی که انتخابش بهتر است. لفظ های متداول در این باب عبارت اند از: آثر، افضل، اولی، اکثر، ازید، اشد، اشرف، اقدم و جارى مجراى این الفاظ و مقابلات هر یک.معانى بیشتر این الفاظ، ظاهر است و آنچه اهمیت دارد تفسیر آثر، افضل و اولى است که مدار این مباحث بر آن قرار دارد. آثر یعنى برگزیده تر و آنچه براى انتخاب اولویت دارد که به ظاهر، خاص خلقیات است، اما به حسب تحقیق و بررسى به نظر مى رسد به اولى و ازید متعلق باشد؛ پس به غیر خلقیات نیز سرایت مى کند. این تذکر لازم است که میان آثر و افضل تفاوت وجود دارد، زیرا همیشه علم از لباس فاضل تر است، اما براى برهنه، گاهى جامه، آثر و اولى است.
خواجه نصیرالدین طوسی، محمد بن محمد، اساس الاقتباس، ص۴۷۵.    
 ۱. ↑ خواجه نصیرالدین طوسی، محمد بن محمد، اساس الاقتباس، ص۴۷۵.    
پایگاه مدیریت اطلاعات علوم اسلامی، برگرفته از مقاله «آثر»، تاریخ بازیابی۱۳۹۵/۱۰/۲۵.    
...
آثر
معنی أَثَرِ: اثر-جای پا
معنی أَسْرِ: شبانه حرکت ده
معنی أَسَرَّ: پنهان داشت
معنی عُثِرَ: اطلاع حاصل شد - معلوم شد (عثور بر هر چیز، اطلاع بر آن و یافتن آن است . )
معنی عُسْرِ: سختی - دشواری
معنی عَسِرٌ: سخت - دشوار
معنی عَصْرِ: قطعه ای از زمان - عصر (در آیه "وَﭐلْعَصْرِ " منظور عصر ظهور پیامبر اسلام صلی الله وعلیه وآله است یا چنانکه در بعضی از روایات آمده منظور، عصر ظهور حضرت مهدی (علیهالسلام) است که در آن عصر حق بر باطل به طور کامل غلبه کند )
معنی أَثَاماً: سزا-مجازات - کیفر سخت
معنی أَثْخَنتُمُوهُمْ: بسیار آنها را کشتید- برآنها غلبه کردید - آنان را از قدرت و توان انداختید (کلمه اثخان به معنای بسیار کشتن، و غلبه و قهر بر دشمن است . کلمه ثِخ ...
حسام
آثرَ (اوستایی) 1ـ کنار رفتن، دورشدن، استعفا دادن 2ـ راه 3ـ دم، نَفَس.


نام نویسی   |   ورود