واژه انگلیسی امروز


fell
زمان گذشته ی فعل : fall، برزمین انداختن، زمین زدن، (درخت) بریدن، اوژندن، (خیاطی) زیر دوزی کردن سجاف، وحشی، سبع، خونخوار، ظالم، ستمگر، مهلک، کشنده، کاری، پوست حیوان، تخته ی پوست، (انگلیس)، بیابان، اند ... بیشتر بخوانید

واژه فارسی امروز


باصره
مترادف: بینایی، دید، قوه دید ، چشم، دیده، عین
متضاد: سامعه، گوش
برابر پارسی: بینایی
بیشتر بخوانید