برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1288 100 1

Accessible

/ækˈsesəbl̩/ /əkˈsesəbl̩/

معنی: نزدیک، در دسترس، دست یافتنی، قابل وصول، دستیابی پذیر، امادهء پذیرایی، حی و حاضر، دم دستی
معانی دیگر: قابل دسترسی، قابل دخول، وارد شدنی، سهل الوصول، سهل آموز، قابل فهم، همه کس فهم، تاثیرپذیر، نفوذپذیر، خوش برخورد

بررسی کلمه Accessible

صفت ( adjective )
مشتقات: accessibly (adv.), accessibility (n.)
(1) تعریف: easily approachable, entered, or used.
مترادف: approachable, open, reachable
متضاد: inaccessible, out-of-the-way, solitary
مشابه: available, convenient, handy, wide-open

- The mountain resort is accessible only by train.
[ترجمه ترگمان] این تفریحگاه کوهستانی تنها با قطار در دسترس است
[ترجمه گوگل] کوهستان تنها با قطار قابل دسترسی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- This building is accessible for handicapped people.
[ترجمه ترگمان] این ساختمان برای افراد معلول در دسترس است
[ترجمه گوگل] این ساختمان برای افراد معلول قابل دسترسی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: able to be approached, reached, or obtained; available.
مترادف: approachable, available, handy, obtainable, on hand, reachable
متضاد: inaccessible, unapproachable
مشابه: nearby, open

- The school principal is not always accessible, so you may have to speak with her assistant.
...

واژه Accessible در جمله های نمونه

1. an accessible and honest man
یک مرد خوش برخورد و امین

2. readily accessible to the non-professional reader
به آسانی قابل درک برای خوانندگان غیرمتخصص

3. he is accessible to flattery
چاپلوسی در او اثر می‌کند.

4. a town which is accessible by train
شهری که می‌توان با راه آهن به آن رفت و آمد کرد.

5. Medicine should not be kept where it is accessible to children.
[ترجمه ترگمان]پزشکی نباید در جایی نگهداری شود که برای کودکان در دسترس باشد
[ترجمه گوگل]پزشکی نباید در جایی که برای کودکان قابل دسترس باشد نگهداری شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The causeway to the island is only accessible at low tide.
[ترجمه ترگمان]جاده منتهی به جزیره تنها در آب‌های آرام قابل‌دسترسی است
[ترجمه گوگل]جاده به جزیره فقط در جزر و مد قابل دسترس است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The museum is easily accessible by public transport.
[ترجمه ترگمان]حمل و نقل عمومی به راحتی در دسترس عموم قرار دارد
...

مترادف Accessible

نزدیک (صفت)
near , nigh , close , nearby , hand-to-hand , adjacent , adjoining , neighbor , contiguous , vicinal , accessible , relative , proximate , forthcoming , upcoming
در دسترس (صفت)
hand-to-hand , available , accessible , attainable
دست یافتنی (صفت)
accessible , achievable
قابل وصول (صفت)
receivable , accessible , achievable
دستیابی پذیر (صفت)
accessible
امادهء پذیرایی (صفت)
accessible
حی و حاضر (صفت)
ready , accessible
دم دستی (صفت)
accessible , handy , standby

معنی Accessible در دیکشنری تخصصی

accessible
[ریاضیات] قابل دسترسی
[ریاضیات] نقطه ی مرزی دست یافتنی
[ریاضیات] خدمات بارگیری و تخلیه ی بار، خدمات ضمنی، خدمات معین
[زمین شناسی] محله قابل دسترسی ، محوطه کار قابل دسترس
[ریاضیات] وضعیت های قابل دسترسی

معنی کلمه Accessible به انگلیسی

accessible
• approachable; easily obtainable; easy to relate to; persuadable, easy to influence
• if a place is accessible, you are able to reach it.
• if something is accessible to people, they are able to use it or understand it easily.

Accessible را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

donya
راحت و اسان
نیازمند
موجود
Smin
پیشنخاد
Shima
در دسترس
محدثه فرومدی
دسترس‌پذیر
حمید پرهام
مناسب/مخصوص معلولین
سولماز نفیری
در دسترس
سولماز نفیری
در دسترس

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی accessible
کلمه : accessible
املای فارسی : اکسسیبل
اشتباه تایپی : شززثسسهذمث
عکس accessible : در گوگل

آیا معنی Accessible مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )