انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1065 100 1

Accrued Expenses

تلفظ Accrued Expenses
تلفظ Accrued Expenses به آمریکایی تلفظ Accrued Expenses به انگلیسی

واژه Accrued Expenses در جمله های نمونه

1. To collect information of accrued expenses in monthly closing.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برای جمع‌آوری اطلاعات مربوط به هزینه‌های متعلقه در ماه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای جمع آوری اطلاعات در مورد هزینه های جمع آوری شده در پایان ماهانه
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Accrued expenses and taxes payable represent obligations of the firm as of the date of balance sheet preparation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هزینه‌های accrued و مالیات قابل پرداخت نشان‌دهنده تعهد شرکت به عنوان زمان آماده‌سازی برگه موجودی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هزينه هاي جمع آوري شده و ماليات قابل پرداخت، تعهدات شركت را از تاريخ تهيه ترازنامه نشان مي دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. The main current liabilities are accounts payable and accrued expenses.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بدهی‌های جاری اصلی حساب‌های پرداختنی و قابل پرداخت‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بدهی های فعلی اصلی حساب های قابل پرداخت و هزینه های جمع آوری شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Since we don't see any accrued expenses on Google's balance sheet I assume they are lumping the two together under accounts payable.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از آنجایی که هیچ هزینه‌های اضافی موجود در برگه موجودی گوگل را نمی‌بینیم، فرض می‌کنم که آن‌ها با حساب قابل پرداخت‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]از آنجایی که ما هیچ هزینه ای را در حساب ترازنامه گوگل نمی بینیم، فرض می کنم که آنها دو را با هم پرداخت می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Finish monthly accrued expenses breakdown and management reports in time.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هزینه‌های مربوط به مدیریت هزینه‌ها و گزارش‌ها مدیریت را به موقع تمام کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گزارش خرابی و گزارشات مدیریتی را به طور ماهانه به اتمام برساند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Accrued expenses have already been deducted in determining an entity's current tax liability for the current or earlier periods.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هزینه‌های accrued قبلا در تعیین مسئولیت مالیاتی فعلی یک نهاد برای دوره‌های قبلی یا اولیه کسر شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هزينه های جبران شده در تعيين بدهی مالیاتی فعلی شرکت در دوره های جاری يا پيشين كسر شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The new ASBE issued in 2006 eliminated the items of deferred expenses and accrued expenses from the balance sheet.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نشریه جدیدی که در سال ۲۰۰۶ صادر شد، آیتم‌های مربوط به هزینه‌های معوق و هزینه‌های ناشی از ترازنامه را حذف کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ASBE جدید که در سال 2006 صادر شد، اقلامی از هزینه های بازپرداخت شده و هزینه های جمع آوری شده را از ترازنامه حذف کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Article 40. Current liabilities of enterprises with foreign investment include short term borrowings, payables, deposits from customers (advance deposits) and accrued expenses.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ماده ۴۰ بدهی‌های جاری شرکت‌ها با سرمایه‌گذاری خارجی عبارت است از وام‌های کوتاه‌مدت، پرداختنی، payables، سپرده از مشتریان (رسوبات پیشرفته)و هزینه‌های متعلقه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ماده 40- بدهی های فعلی شرکت های سرمایه گذاری خارجی عبارتند از وامهای کوتاه مدت، بدهی ها، سپرده ها از مشتریان (سپرده های پیشنهادی) و هزینه های جمع آوری شده
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Short term borrowings, deposits from customers (advance de- posits ) and accrued expenses shall be accounted for separate ly.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]وام‌های کوتاه‌مدت، سپرده از مشتریان (پیش‌پرداخت)و هزینه‌های ناشی از آن باید به طور جداگانه محاسبه شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]وام های کوتاه مدت، سپرده ها از مشتریان (پیش بینی ها) و هزینه های جمع آوری شده باید به صورت جداگانه حساب شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The difference is that accounts payable are for bills the company receives from other businesses. And accrued expenses are accounting entries a company makes in anticipation of being billed.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تفاوت این است که حساب‌ها قابل پرداخت برای صورت‌حساب‌ها هستند که شرکت از شرکت‌های دیگر دریافت می‌کند و هزینه‌های ناشی از آن ورودی‌های حسابداری است که یک شرکت پیش‌بینی می‌کند که به آن مراجعه شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تفاوت این است که حساب های قابل پرداخت برای صورتحساب هایی است که شرکت از دیگر کسب و کارها دریافت می کند و هزينه هاي جمع آوري شده حسابهايي است كه شركت پيش بيني مي كند كه صورتحسابي داشته باشند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The expenses attributable to the current period but not yet paid in current period shall be recognized as accrued expenses of the current period.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هزینه‌های مربوط به دوره کنونی اما هنوز در دوره فعلی پرداخت‌شده باید به عنوان هزینه‌های مربوط به دوره کنونی شناخته شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هزینه های مربوط به دوره جاری که هنوز در دوره فعلی پرداخت نشده اند باید به عنوان هزینه های جمع آوری شده از دوره جاری شناخته شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Internet access at home can be the best, and the other accrued expenses.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دسترسی به اینترنت در خانه می‌تواند بهترین و سایر هزینه‌های مربوط به آن باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دسترسی به اینترنت در منزل می تواند بهترین باشد و هزینه های دیگر جمع آوری شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی Accrued Expenses در دیکشنری تخصصی

Accrued Expenses
[حسابداری] هزینه های تحقق یافته اما پرداخت نشده

معنی کلمه Accrued Expenses به انگلیسی

accrued expenses
• expenses incurred during an accounting period for which payment is postponed

Accrued Expenses را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

Mohammad.Tch ١٠:٤٣ - ١٣٩٧/٠٨/٠١
هزینه های انباشته
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر



آیا معنی Accrued Expenses مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )