برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1286 100 1

Act out


(روان پزشکی) تخلیه ی هیجانی کردن، برون ریزی، کنش نمایی

واژه Act out در جمله های نمونه

1. The children started to act out the whole incident.
[ترجمه ترگمان]بچه‌ها شروع به بیرون رفتن از کل ماجرا کردند
[ترجمه گوگل]بچه ها شروع به نابودی تمام حادثه کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Children can act out their fantasies in a secure environment.
[ترجمه Mahi] کودکان می توانند فانتزی های خود را در یک محیط امن به عرصه ظهور برسانند.
|
[ترجمه مهتاب] كودكان ميتوانند فانتزي هاي خود را در يك محيط امن بروز دهند
|
[ترجمه مینا] کودکان میتوانند تصورات خود را در یک محیط امن بروز دهند|
[ترجمه ترگمان]کودکان می‌توانند فانتزی‌های خود را در یک محیط امن انجام دهند
[ترجمه گوگل]کودکان می توانند تصورات خود را در یک محیط ...

معنی کلمه Act out به انگلیسی

act out
• act a part; pretend to be; play a certain role

Act out را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فرهاد رسولی
عمل کردن, توصیف کردن با کلمات و دست
مدافعان حرم
به صورت نمایش اجراکردن
به نمایش گذاشتن
منا جهانبخشی
با ایما و اشاره چیزی را بیان کردن
سحر نوری
بروز کردن
لیلی
انجام دادن کاری درحالیکه ناراحت و عصبی هستیم و اغلب به آن اگاهی نداریم.
o behave badly because you are unhappy or upset, often in ways that you are not aware of:

These kids act out because their lives are a mess.
M
چیزی شبیه به پانتومیم
ابوالفضل
ادا در آوردن
سامان
هیچکدوم از پیشنهادا جز اونی که ابوالفضل گفت تایید نمیشه.

ادا در آوردن درسته. یا کج خلقی کردن. طبق ترجمه گوگل :

misbehave, especially when unhappy or stressed
Example: many children who act out while awaiting placement in a healthcare facility end up in juvenile detention

برای درک بهتر کلمه :
Act اقدام کردن - عمل کردن
out فرا
Act out فرا اقدام کردن - فرا عمل کردن
یعنی یه کاری رو بیش از نرم انجام دادن
mohammad
بد رفتاری کردن
نیکزاد
افراط کردن در کاری یا از حد خارج شدن
نیکزاد
بد خلقی کردن
I don't like it when my niece acts out and screams just to get an ice-cream.
این را دوست ندارم وقتی که برادر زادم بدخلقی میکند و جیق میزند برای گرفتن بستنی
عباس نعمتی فر
تخلیه کردن احساسات و هیجانات
بازسازی کردن (یک موقعیت)، نمایش دادن (یک شرایط خاص)
مرتضی بزرگیان
تقلید کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی act out
کلمه : act out
املای فارسی : اکت آوت
اشتباه تایپی : شزف خعف
عکس act out : در گوگل

آیا معنی Act out مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )