برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1336 100 1

Al

/ˈæl/ /æl/

مخفف: آلومینیم، ایالت آلاباما (امریکا)، (بازی بیس بال) لیگ امریکا، (عربی) پیشوندی که قبل از برخی واژه های عربی در انگلیسی می آید [algebra]، پیشوند برابر با: ad- (قبل از واژه هایی که با l آغاز می شوند)

بررسی کلمه Al

پسوند ( suffix )
• : تعریف: characterized by; of or pertaining to.

- final
[ترجمه ترگمان]
[ترجمه گوگل] نهایی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- atonal
[ترجمه ترگمان]
[ترجمه گوگل] اتونال
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- perennial
[ترجمه ترگمان] جاودانه
[ترجمه گوگل] چند ساله
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
پسوند ( suffix )
• : تعریف: act; action; process.

- removal
[ترجمه ترگمان] حذف
[ترجمه گوگل] حذف
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
پسوند ( suffix )
• : تعریف: an aldehyde, or a barbiturate. ...

واژه Al در جمله های نمونه

1. The concert included works by Mozart et al.
[ترجمه ترگمان]این کنسرت شامل کاره‌ای موتزارت و سایرین بود
[ترجمه گوگل]این کنسرت شامل آثار موتزارت و همکارانش است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. This book is by John, Jones, et al.
[ترجمه ترگمان]این کتاب توسط جان، جونز و همکاران است
[ترجمه گوگل]این کتاب توسط جان، جونز و دیگران است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. After a night's drinking, Al was not a pretty sight.
[ترجمه ترگمان]بعد از نوشیدن یک شب، آل منظره قشنگی نبود
[ترجمه گوگل]بعد از یک نوشیدن شب، آل دید خوبی نداشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Al was his typically cheerful self again.
[ترجمه ترگمان]آل دوباره سرحال بود
[ترجمه گوگل]او دوباره خوابیده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. I usually fly Lufthansa/Japan Airlines/El Al. ...

معنی عبارات مرتبط با Al به فارسی

پسوند (صفت ساز): مانند، مناسب برای [theatrical]، پسوند (اسم ساز): عمل یا فرآیند [reversal]
(ایتالیایی ـ در مورد خوراک) جویدنی، سفت و دندان گیر
الفیل( عربى فیل) ورزش : الفیل
(دستور نواختن موسیقی) تا آخر
مخفف: (لاتین - در ذکر ویراستاران کتاب و غیره)، و دیگران

مخفف Al

AL
عبارت کامل: Arab League
موضوع: سازمانی
اتحادیهٔ عرب با نام کامل سازمان کشورهای همبسته عربی (به عربی: جامعة الدول العربیة) یک سازمان جهانی منطقه ای شامل کشورهای بیشتر عربی ِ جنوب غرب آسیا و شمال آفریقا است .این سازمان در ۲۲ مارس ۱۹۴۵ با ۶ عضو نهادگر مصر، عربستان، عراق، سوریه، لبنان، و فرااردن (که در ۱۹۴۶ به اردن تغییر نام داد) بنیان نهاده شد و یمن نیز چند روز پس از آن در ۵ مه ۱۹۴۵ به آن پیوست. این سازمان در هم اکنون ۲۲ عضو و ۴ عضو ناظر دارد.
عبارت کامل: Albania
موضوع: مکان و موقعیت
مخفف کشور آلبانی

معنی Al در دیکشنری تخصصی

[شیمی] آلومینیم - عنصر فلزی آلومینیمی ، ساخته شده از آلومینیم - در انگلیس می نویسند Aluminum - مخفف : آلومینیم aluminium یا aluminum
[نساجی] رنگ طبیعی که از ریشه گیاهی به نام موریندون استخراج می شود
[زمین شناسی] آلومینیوم - موقعیت این عنصر در جدول تناوبی عبارت است از: - نام عنصر :Aluminum - شماره اتمی :13 - وزن اتمی :26.9815 - آرایش الکترونی :2-8-3 - نوع عنصر :فلزات - گروه جدول تناوبی :13 - lllA - دوره جدول تناوبی :3
[کامپیوتر] دیجیتالی ، رقمی
[حقوق] و سایرین
[برق و الکترونیک] fiber- channel arbitrated loop-حلقه ی رسیدگی شده کانال - تارنوری [ اف سی- ای ال] یک واسط سری برا ی شبکه های رایانه ای که پهنای باند بیشتری نسبت به واسط موازی سیستمهای کامپیوتر کوچک (اسکازی) small computer system (SCSI) Interface دارد .
[نساجی] لیف مصنوعی سوپر آل ( ویسکوز پولکی رنگ پذیر )

معنی کلمه Al به انگلیسی

al
• state in the southeastern united states
• male first name (form of albert)
• malleable silvery metallic element used in alloys and in the manufacture of lightweight objects (chemistry)
• -al is added to nouns to form adjectives that indicate what something relates to or what kind of thing something is. for example, `agricultural' means related to agriculture and `departmental' means related to the work of a department.
al ahram
• semi-official newspaper of egypt
al arabiya
• al-arabiya tv, arabic language satellite television network based in dubai which was launched in march 2003
al arabiya tv
• al-arabiya, arabic language satellite television network based in dubai which was launched in march 2003
al azhar university
• universuty located in cairo (egypt) famous for being center of islamic scholarship and education
al capone
• (1899-1947) famous american gangster who masterminded the "valentine's day massacre"
al gezira
• al jazirah, region in central sudan between the white and blue niles
al gore
• (born 1948) vice president of the united states during the clinton administration, former member of the u.s. house of representatives and the u.s. senate
al hirt
• (1922-1999) grammy award-winning jazz trumpeter from new orleans
al jazeera
• arab language television channel and news network in doha (qatar)
al jazirah
• arab name for the area of northeast modern-day syria and northwest modern-day iraq which covers northern mesopotamia (it extend ...

Al را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی al
کلمه : AL
املای فارسی : ال
اشتباه تایپی : شم
عکس AL : در گوگل

آیا معنی Al مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )