برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1281 100 1

Alternately


بطورمتناوب، یک درمیان

واژه Alternately در جمله های نمونه

1. drought and deluge happened alternately
خشکسالی و سیل و توفان به تناوب روی می‌داد.

2. He felt alternately hot and cold with anxiety.
[ترجمه ترگمان]گاهی احساس گرما و سرما می‌کرد
[ترجمه گوگل]او با اضطراب به طور متناوب گرم و سرد احساس کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The baby alternately dozed and puddled.
[ترجمه ترگمان]بچه گاه چرت می‌زد و چرت می‌زد
[ترجمه گوگل]کودک به طور متناوب سوزانده و پودر شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The film is alternately depressing and amusing.
[ترجمه ترگمان]این فیلم به طور متناوب ناراحت‌کننده و سرگرم‌کننده است
[ترجمه گوگل]فیلم به طور متناوب افسرده و سرگرم کننده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. He could alternately bully and charm people.
[ترجمه ترگمان]گاهی اوقات او می‌توانست قلدر و charm را به یاد بیاورد
[ترجمه گوگل]او می تواند به طور متناوب قلدر و جذاب مردم
...

معنی Alternately در دیکشنری تخصصی

[نساجی] متناوبا - پیاپی
[ریاضیات] متناوبا، به تناوب، به عبارت دیگر، یک در میان

معنی کلمه Alternately به انگلیسی

alternately
• interchangeably, in rotation, with one and then the other

Alternately را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

لاله
به طور جايگزين
Fam
درعوض
بهمن حکمتی زاده
به عنوان راه دیگر ، راه دیگر، به عنوان گزینه دیگر، گزینه دیگر، به عنوان امکانی دیگر، امکانی دیگر

توضیح: برای ملاحظه مستند پیشنهاد فوق می توان به آدرس ذیل مراجعه کرد:

https://en.oxforddictionaries.com/definition/alternately
مرتضی بزرگیان
از طرف دیگر
مینا مهرآذر
یکی پس از دیگری...
به طور متناوب
یکی یکی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی alternately
کلمه : alternately
املای فارسی : الترنتلی
اشتباه تایپی : شمفثقدشفثمغ
عکس alternately : در گوگل

آیا معنی Alternately مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )