برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1279 100 1

Ambition

/æmˈbɪʃn̩/ /æmˈbɪʃn̩/

معنی: جاه طلبی، بلند همتی، ارزو، جاه طلب بودن
معانی دیگر: فرازجویی، غیرت، بژهانی، غبطه، بلندپروازی

بررسی کلمه Ambition

اسم ( noun )
مشتقات: ambitionless (adj.)
(1) تعریف: a strong desire to reach a set goal or to be generally successful in life, esp. the desire to become famous, wealthy, or powerful.
مترادف: desire, drive, push, zeal
مشابه: appetite, aspiration, longing, striving, yearning

- She has an ambition to become a designer with her own line of clothing.
[ترجمه ترگمان] او آرزو دارد که طراح لباس خودش باشد
[ترجمه گوگل] او جاه طلبی دارد که با لباس شخصی خودش طراح شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Her father often criticized her husband for lacking ambition.
[ترجمه ترگمان] پدرش اغلب شوهرش را به خاطر نداشتن جاه‌طلبی مورد انتقاد قرار می‌داد
[ترجمه گوگل] پدر او اغلب شوهرش را به خاطر عدم وجود جاه طلبی مورد انتقاد قرار داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: the state or goal that is the object of such a desire.
مترادف: aim, aspiration, dream, goal, intent, intention, objective
مشابه: hope, longing, mark, plan, purpose, raison d'�tre, striving, yearning

- Winning first place was his ambition.
...

واژه Ambition در جمله های نمونه

1. ambition made macbeth kill the king
جاه‌طلبی مکبث را وادار به کشتن شاه کرد.

2. her ambition was to become a physician
هدف عالی او این بود که پزشک بشود.

3. vaulting ambition
جاه‌طلبی زیاده از حد

4. to annihilate another's ambition
بلند پروازی کسی را خنثی کردن

5. to set bounds to ambition
برای جاه طلبی حدودی معلوم کردن

6. abbas was a man of ambition and energy
عباس مردی بلندهمت و پویا بود.

7. Ambition, in a private man a vice, is in a prince, a virtue.
[ترجمه ترگمان]جاه‌طلبی، در یک مرد خصوصی، یک گناه، در یک شاهزاده است
[ترجمه گوگل]تعجب، در یک مرد خصوصی یک معیار، در شاهزاده، فضیلت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Until all is over one's ambition never dies.
[ترجمه ترگمان]تا وقتی که همه چیز تمام شود، جاه‌طلبی هیچ وقت نخواهد مرد
[ترجمه گوگل]تا زمانی که همه چیز بیش از جاه طلبی باشد، هرگز نمی میرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف Ambition

جاه طلبی (اسم)
ambition
بلند همتی (اسم)
ambition , magnanimity
ارزو (اسم)
wish , appetence , appetency , desire , will , aspiration , ambition , wishing , appetite , ideal
جاه طلب بودن (فعل)
ambition

معنی کلمه Ambition به انگلیسی

ambition
• aspiration, hope
• if you have an ambition to achieve something, you want very much to achieve it.
• if someone has ambition or ambitions, they want to be successful, rich, or powerful.
burning ambition
• very strong desire, very powerful aspiration

Ambition را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Nicole.Ve
انگیزه
Aref
هدف، آرزو
N_ye
بلند پرواز
محبوبه
بلندپروازی
کامیار نوبختی
همت (برای انجام کار یا رسیدن به هدف)
A strong desire
Determination to be rich, successful or etc
يار دلواري
بلند پروازي
look forward
بااشتياق منتظر بودن ،مشتاق بودن
i'm really looking to meet you
من واقعأ ميخواهم با شما ملاقات كنم
Rosifer
جاه طلبی ،بلند پروازی، هدف عالی،
شاپور پلنگ
اهداف
dorsa
wish
ارزو،خواسته ای در رویا ها
Samane
پشتکار
دکتر محمدرضا ایوبی صانع
something that you want to do or achieve very much

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی ambition
کلمه : Ambition
املای فارسی : امبیتین
اشتباه تایپی : شئذهفهخد
عکس Ambition : در گوگل

آیا معنی Ambition مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )