برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1315 100 1

Ameliorate

/əˈmiːljəˌret/ /əˈmiːliəreɪt/

معنی: اصلاح کردن، بهتر شدن، بهتر کردن، چاره کردن، بهبودی یافتن
معانی دیگر: بهتر کردن یا شدن، بهبود یافتن، بهسازی کردن، بهساختن

بررسی کلمه Ameliorate

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: ameliorates, ameliorating, ameliorated
• : تعریف: to make better; improve.
مترادف: alleviate, amend, better, ease, fix, improve, meliorate, remedy
متضاد: deteriorate, worsen
مشابه: assuage, enhance, help, lessen, mend, mitigate, rectify, relieve, straighten out

- The measures that were taken did little to ameliorate the situation.
[ترجمه سعید اصغری] اقداماتی که انجام شد کمی وضعیت را بهبود بخشید
|
[ترجمه ترگمان] اقداماتی که برای اصلاح وضعیت انجام شد کمی انجام شد
[ترجمه گوگل] اقدامات انجام شده برای بهبود وضعیت کمی نداشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل ناگذر ( intransitive verb )
مشتقات: ameliorable (adj.), ameliorative (adj.), amelioration (n.), ameliorator (n.)
• : تعریف: to become better; improve.
مترادف: ease, improve, meliorate, perk up, progress
متضاد: degenerate, deteriorate, worsen
مشابه: amend, heal, lessen, mend, straighten out

- His condition had ameliorated to the point that we could bring him home from the hospital.
...

واژه Ameliorate در جمله های نمونه

1. Foreign aid is badly needed to ameliorate the effects of the drought.
[ترجمه ترگمان]کمک‌های خارجی برای بهبود اثرات خشکسالی به شدت مورد نیاز است
[ترجمه گوگل]برای کاهش اثرات خشکسالی، کمک های خارجی ضروری است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Steps have been taken to ameliorate the situation.
[ترجمه ترگمان]گام‌هایی برای بهبود وضعیت برداشته شده‌اند
[ترجمه گوگل]اقداماتی برای بهبود وضعیت انجام شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Such policies either ameliorate the worst conditions that might provoke violence or provide certain classes with advantages over classes below them.
[ترجمه ترگمان]چنین سیاست‌هایی، بدترین شرایط را اصلاح می‌کند که ممکن است خشونت را تحریک کرده یا کلاس‌های خاصی با مزایایی نسبت به طبقات زیر آن‌ها فراهم کند
[ترجمه گوگل]چنین سیاست هایی موجب بهبود شرایط بدترین شرایطی می شود که ممکن است خشونت را تحریک کند یا کلاس های خاصی را با مزایای بیش از کلاس های زیر آنها به ارمغان بیاورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Measures to ameliorate working conditions have had little effect.
...

مترادف Ameliorate

اصلاح کردن (فعل)
right , accord , accommodate , improve , reclaim , modify , correct , rectify , meliorate , alter , remedy , ameliorate , amend , dulcify , emend , revise
بهتر شدن (فعل)
meliorate , ameliorate , better
بهتر کردن (فعل)
improve , meliorate , ameliorate , better , amend
چاره کردن (فعل)
ameliorate
بهبودی یافتن (فعل)
gain , improve , ameliorate , better , amend , recover , recuperate , pick up , convalesce , mend , pull round

معنی کلمه Ameliorate به انگلیسی

ameliorate
• improve, better; get better, improve oneself
• to ameliorate a situation means to make it better or easier in some way; a formal word.

Ameliorate را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عبدالمهدی ارجمندنژاد
مرتفع نمودن، مرتفع ساختن،رفع کردن، التیام بخشیدن، کاهش دادن،
عبدالمهدی ارجمندنژاد
حل کردن، حل
یوسف صابری
بهبود بخشیدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی ameliorate
کلمه : ameliorate
املای فارسی : املیرت
اشتباه تایپی : شئثمهخقشفث
عکس ameliorate : در گوگل

آیا معنی Ameliorate مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )