برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1349 100 1

Anticipated

/ænˈtɪsəˌpet/ /ænˈtɪsɪpeɪt/

پیش بینی کردن، انتظار داشتن، پیشدستی کردن، جلوانداختن، پیش گرفتن بر، سبقت جستن بر

واژه Anticipated در جمله های نمونه

1. a new russian initative must now be anticipated
اکنون باید در انتظار پیشگامی جدید روس‌ها بود.

2. It is anticipated that inflation will stabilize at 3%.
[ترجمه ترگمان]پیش‌بینی می‌شود که تورم در ۳ درصد تثبیت شود
[ترجمه گوگل]پیش بینی می شود که تورم در 3 درصد ثبات یابد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. We anticipated her winning first prize.
[ترجمه رضا] ما پیش بینی کردیم که او جایزه نفر اول را ببرد
|
[ترجمه Mary] ما انتظار داشتیم او جایزه ی اول ( را ) برنده شود
|
[ترجمه ترگمان]ما انتظار برنده شدن او را داشتیم
[ترجمه گوگل]ما پیش بینی کرد که جایزه اول او برنده شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. A relatively firm materi ...

معنی کلمه Anticipated به انگلیسی

anticipated
• expected, foreseen, predicted, envisioned
anticipated balance
• balance expected at the end of a particular period
anticipated breach
• expected violation of contract, situation in which it is known that there will be a violation of an agreement
anticipated index
• forecasted measure (inflation, etc.); index not yet released to the public
anticipated interest
• expected amount of interest, expected rate of interest

Anticipated را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی خلیلی
پیشبینی شده(صفت)
علی اکبر منصوری
صفت) سبقت گرفته، پیش افتاده (از دیگران)
فواد بهشتی
آتی، برنامه ریزی شده
فاطمه میری
مورد انتظار
محدثه فرومدی
پیش‌بینی‌شده، مورد انتظار، منتظره
Figure
expected hopefully

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی anticipated
کلمه : anticipated
املای فارسی : انتیکیپتد
اشتباه تایپی : شدفهزهحشفثی
عکس anticipated : در گوگل

آیا معنی Anticipated مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )