برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1281 100 1

Aspect

/ˈæspekt/ /ˈæspekt/

معنی: وضع، سیما، نمود، منظر، صورت
معانی دیگر: چهره، رخ، جنبه، ظاهر، دیدگاه، رو، جهت، نما، (قدیمی) نگاه، خیره نگری، (دستور زبان) جنبه ی فعل، نمود (فعل)، وجه، (ستاره بینی و طالع بینی) موقعیت ستارگان نسبت به یکدیگر (که آمد و نیامد را تعیین می کند)

بررسی کلمه Aspect

اسم ( noun )
(1) تعریف: an element or part.
مترادف: element, part
مشابه: angle, attribute, characteristic, facet, factor, feature, phase, regard

- Several aspects of the speech deserve analysis.
[ترجمه ترگمان] چندین جنبه از این سخنرانی سزاوار تجزیه و تحلیل است
[ترجمه گوگل] چندین جنبه از سخنرانی باید تحلیل شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Its controversiality is the aspect of the case that roused so much public interest.
[ترجمه ترگمان] controversiality آن جنبه موردی است که علاقه مردم را برانگیخته است
[ترجمه گوگل] بحث انگیز بودن آن جنبه موردی است که منافع عمومی را تحریک می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: the appearance of something as seen from a particular perspective.
مترادف: appearance
مشابه: complexion, front, outside, side, view

- Here is a photograph of the front aspect of the church.
[ترجمه ترگمان] این عکسی از نمای جلوی کلیسا است
[ترجمه گوگل] در اینجا یک عکس از قسمت جلو کلیسا است
[ترجمه شما] ...

واژه Aspect در جمله های نمونه

1. another aspect of his character
جنبه‌ای دیگر از منش او

2. the eastern aspect of the house
جهت شرقی منزل

3. the most terrifying aspect of nuclear bombing is radiation
وحشتناک‌ترین جنبه‌ی بمباران اتمی تابش اتمی است.

4. the novel's best aspect is its savor of rural life
بهترین جنبه‌ی این رمان رنگ و بوی روستایی آن است.

5. a book touching every aspect of rural life
کتابی که به کلیه‌ی جنبه‌های زندگی روستایی می‌پردازد.

6. philosophy's scope comprehends every aspect of life
گستره‌ی فلسفه شامل کلیه‌ی جنبه‌های حیات است.

7. a room with a southwest aspect
اتاق رو به جنوب غرب

8. corruption had extended into every aspect of their lives
فساد به کلیه‌ی جنبه‌های زندگی آنها رخنه کرده بود.

9. the state interfered in every aspect of people's lives
دولت در همه کار مردم دخالت می‌کرد.

10. This was one aspect of her character he hadn't seen before.
[ترجمه ترگمان]این یک جنبه از شخصیت او بود که قبلا ندیده بود
[ترجمه گوگل]این یکی از جنبه های شخصیت او بود که قبلا دیده بود
[ترجمه شما] ترج ...

مترادف Aspect

وضع (اسم)
deduction , stand , speed , action , gesture , behavior , demeanor , situation , status , position , disposition , imposition , trim , stick , pose , self , aspect , setup , ordonnance , bearing , poise , station , footing , deportment , lie , mien , posture , phase , situs , stance
سیما (اسم)
countenance , physiognomy , appearance , air , aspect , features , visage , expression , brow , lineament , mien
نمود (اسم)
growth , phenomenon , appearance , aspect
منظر (اسم)
countenance , face , physiognomy , sight , appearance , aspect , phantom , perspective , image , facet , visage , phase , guise , spectrum , facies , fantom
صورت (اسم)
face , invoice , figure , physiognomy , sign , aspect , form , visage , picture , shape , hue , file , roll , muzzle , list , schedule , effigy , roster , phase , facies

معنی عبارات مرتبط با Aspect به فارسی

فاصبله تسدیس

معنی Aspect در دیکشنری تخصصی

[زمین شناسی] آزیموت حداکثر شیب ، جهت تندترین شیب در چینه شناسی؛ ظاهر :ظاهر عمومی یک موجودیت زمین شناسی خاص یا یک مجموعه فسیلی که کما بیش جدا از روابط زمانی و مکانی در نظر گرفته می شود. به عنوان مثال، خصوصیت و مشخصه سنگ شناختی و/یا دیرینه شناختی کلی یک واحد چینه شناسی همانگونه که درهر تک نقطه جغرافیایی مشاهده (مثلا در یک مقطع برون زد یاگمانه) دیده می شود و نشانگر مجموع یا صفت مشخصه یک رخساره می باشد.ظاهر یک رخساره معمولا از اهمیت زیست محیطی برخورداراست.
[نساجی] رو - سیما - منظر - جنبه
[ریاضیات] ویژگی، جنبه، ظاهر، صورت، سیما، منظر
[خاک شناسی] جهت
[آب و خاک] راستای شیب ، جهت شیب
[زمین شناسی] زاویه جهت در شیبها ؛ زاویه بین رخ یک شیب و جنوب جغرافیایی (اگر در نیمکره شمالی اندازه گیری شود) که معمولا به سمت شرق مثبت و به سمت غرب منفی در نظر گرفته می شود.
[سینما] نسبت ابعاد - نسبت ابعاد (در مورد پرده نمایش یا قاب تصویر) - نسبت ابعاد پرده - نسبت ابعاد تصویر
[کامپیوتر] نسبت نما - نسبت ارتقاع به پهنای یک تصویر - نسبت دید ، نسبت تصویر .
[برق و الکترونیک] نسبت ظاهری
[زمین شناسی] نسبت تصویر نسبت پهنای تصویر به ارتفاع تصویر
[پلیمر] نسبت منظر(طول به قطر)، نسبت عرض به ارتفاع یا طول به قطر ذره را گویند. نسبت منظر گویای میزان کشیدگی ذره است. هرچه میزان این نسبت از یک بزرگتر باشد نشان دهنده غیر کروی تر بودن ذره است. برای ذرات کروی نسبت منظر برابر یک است.
[حسابداری] ثبت دوطرفه
[عمران و معماری] جنبه اقتصادی
[زمین ش ...

معنی کلمه Aspect به انگلیسی

aspect
• point of view, facet; appearance, outlook; direction; action of a verb without relating to its time
• an aspect of something is one of the parts of its character or nature.
• a room or a window with a particular aspect faces in that direction; a formal use.
aspect ratio
• relation between the width and height of an image on the screen
from a certain aspect
• from a particular position, from a particular angle
legal aspect
• legal point of view, legal angle
one aspect
• one side, one facet, one point of view
positive aspect
• positive side, good element within the bad

Aspect را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فرهنگ
جلوه
فرهمند
زمان مشخص از چیزی
Elia
زمینه ها
سینا
نمایه چهره
elahe
بعد، لحاظ
بهناز همتي
جنبه - بعد - خصلت
افشین حاجی طرخانی
بُرهه.
مثال: بُرهه‌ای از زندگی/aspect of life
صالحی
وضعیت ـ موقعیت
situation, position, location
احمد قاسمی
One part of a situation
مهدیه صیفی
سیما|. منظر. صورت. ظاهر
مهدی صباغ
بخش
تکه
قسمتی از چیزی
جزء
KARO
aspect =جنبه
.This job has lots of aspects
این شغل جنبه های زیادی دارد.
حسن اشرف زاده
جنبه،منظر،
tinabailari
وجه
have you thought about the problem from every aspect
در مورد این مشکل از هر جنبه ای فکر کرده ای ؟ ⏺
مینا عنایتی
جنبه ، وجه.
متین خدایی
جنبه، دیدگاه
امیررضالبافی
در آناتومی: قسمتی از سطحی که از جهت معینی قابل دید است.
شکل ظاهر، سیما، منظر
Vida
[آب و خاک] : جهت شیب

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی aspect
کلمه : aspect
املای فارسی : اسپکت
اشتباه تایپی : شسحثزف
عکس aspect : در گوگل

آیا معنی Aspect مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )