برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1331 100 1

Assure

/əˈʃʊr/ /əˈʃɔː/

معنی: اطمینان دادن، بیمه کردن، مجاب کردن، راضی کردن، خاطر جمع کردن
معانی دیگر: دلگرمی دادن، مطمئن کردن، پشتگرم کردن، قول دادن، تاکید کردن، تضمین کردن، روی چیزی حساب کردن

بررسی کلمه Assure

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: assures, assuring, assured
(1) تعریف: to say to with force or conviction in order to create trust or give confidence.
مشابه: affirm, assert, asseverate, aver, guarantee, state

- The doctor assured him that there was nothing to worry about.
[ترجمه A.A] دکتر به او اطمینان داد که جای هیچ نگرانی نیست
|
[ترجمه ترگمان] دکتر به او اطمینان داد که جای نگرانی نیست
[ترجمه گوگل] دکتر به او اطمینان داد که هیچ چیز در مورد نگرانی وجود ندارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- I assure you that we are all behind you in this endeavor.
[ترجمه ترگمان] به شما اطمینان می‌دهم که همه ما در این تلاش هستیم
[ترجمه گوگل] من به شما اطمینان می دهم که ما در این تلاش ها پشت سر شما هستیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to cause to feel certain or secure.
متضاد: alarm, disconcert
• مشابه: ...

واژه Assure در جمله های نمونه

1. i assure you i'll be there
قول می‌دهم آنجا باشم.

2. i can assure you of his honesty
من امانت او را به شما تضمین می‌کنم.

3. I can certainly assure you I'm looking after number one all right.
[ترجمه ترگمان]مطمئن باشید که من به شما اطمینان می‌دهم که دنبال شماره یک نفر می‌گردم، بسیار خوب
[ترجمه گوگل]من مطمئنا شما را اطمینان می دهم که من به دنبال شماره یک هستم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I assure you my actions will correspond with my words.
[ترجمه ترگمان]به شما اطمینان می‌دهم که اعمال من با کلمات من سازگار است
[ترجمه گوگل]من اطمینان می دهم که اقدامات من با کلمات من مطابقت دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. He hastened to assure me that there was nothing traumatic to report.
[ترجمه ترگمان]او با عجله به من اطمینان داد که چیزی برای گزارش دادن وجود ندارد
[ترجمه گوگل]او متوقف شد تا به من اطمینان بدهد که هیچ گزارشی دردناک وجود ندارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

مترادف Assure

اطمینان دادن (فعل)
avouch , assure , vouch
بیمه کردن (فعل)
assure , insure
مجاب کردن (فعل)
assure , confute
راضی کردن (فعل)
content , assure , satisfy , sate
خاطر جمع کردن (فعل)
assure , make sure

معنی Assure در دیکشنری تخصصی

[حقوق] اطمینان دادن، بیمه کردن، تضمین کردن، وثیقه سپردن

معنی کلمه Assure به انگلیسی

assure
• promise, pledge
• if you assure someone that something is true or will happen, you tell them that it is definitely true or will definitely happen, in order to make them less worried.
• if you are assured of something, you will definitely get it.
assure someone of
• promise something to someone

Assure را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

یزدان
اطمینان دادن
تضمین کردن
قول دادن
💙🌠Shidi
اطمینان دادن
Behnam
تعهد دادن
پيرايه
خاطرجمع
مهدی باقری
خاطرکسی را از چیزی آسوده کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی assure
کلمه : assure
املای فارسی : اسور
اشتباه تایپی : شسسعقث
عکس assure : در گوگل

آیا معنی Assure مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )