برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1295 100 1

Awe

/ˈɑː/ /ɔː/

معنی: وحشت، خوف، بیم، هیبت، ترس، هیبت دادن، ترساندن
معانی دیگر: (آمیزه ای از ترس و احترام و شگفتی) حیرت، دچار ترس و احترام کردن، به ابهت چیزی پی بردن، (قدیمی) قدرت ایجاد ترس توام با احترام، (مهجور) وحشت، هراس، ترس امیخته با احترام

بررسی کلمه Awe

اسم ( noun )
• : تعریف: a very strong feeling of wonder, reverence, or fear, caused by something grand or powerful.
مترادف: fear, reverence, veneration, wonder, wonderment
مشابه: amazement

- When we looked out over the huge canyon, we were filled with awe.
[ترجمه ترگمان] وقتی به دره بزرگ نگاه کردیم، با ترس و وحشت پر شده بودیم
[ترجمه گوگل] هنگامی که ما به سمت دره عمیق نگاه کردیم، با هیجان پر شده بودیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- An intense and emotional speaker, he inspired his listeners with awe.
[ترجمه ترگمان] او یک گوینده احساساتی و احساسی بود و شنوندگان را با هیبت بر می‌انگیخت
[ترجمه گوگل] سخنران شدید و احساسی، با شنوندگانش با احترام الهام گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- He was in awe of his powerful and stern father when he was a child.
[ترجمه ترگمان] وقتی بچه بود از پدر قدرتمند و خشن او می‌ترسید
[ترجمه گوگل] او در دوران کودکی با حیرت پدر و مادرش مواجه بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل گذرا ...

واژه Awe در جمله های نمونه

1. i stand in awe of god
نسبت به ابهت خداوند احساس بیم و احترام می‌کنم.

2. they stood in awe of him
از او حساب می‌بردند.

3. he was quite in awe of the petticoats in the office
او از زنان اداره خیلی حساب می‌برد.

4. the child looked with awe at the statue of the prophet
کودک با ترس و احترام به مجسمه‌ی پیامبر نگاه کرد.

5. his learning filled everyone with awe
دانش او همه را غرق در احترام و شگفتی کرد.

6. to stand (or be) in awe of
احساس بیم و احترام کردن (نسبت به)

7. I've always held musicians in awe.
[ترجمه حسام] من همیشه موزیسییَن ها را با جذبه میدانم
|
[ترجمه ترگمان]من همیشه موسیقی‌دانان را با احترام نگه می‌داشتم
[ترجمه گوگل]من همیشه هنرمندان را با هیجان به سر می بردم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The sight filled us with awe.
[ترجمه ترگمان] ...

مترادف Awe

وحشت (اسم)
fear , dread , abhorrence , panic , terror , horror , fray , fright , funk , awe , jitters , trepidation
خوف (اسم)
scare , fear , dread , phobia , terror , horror , apprehension , funk , anxiety , awe , windup , boggle , trepidity
بیم (اسم)
scare , fear , dread , phobia , care , apprehension , funk , awe , misgiving , scrupulosity , qualm , scruple
هیبت (اسم)
scare , awe , solemnity
ترس (اسم)
fear , dread , horror , fray , awe , dismay , misgiving
هیبت دادن (فعل)
awe
ترساندن (فعل)
bash , abhor , scare , frighten , intimidate , terrorize , deter , fray , shock , fright , shore , huff , awe , appal , appall , spook , tremble , daunt , threaten , buffalo , bullyrag , cow , horrify

معنی عبارات مرتبط با Awe به فارسی

موجب ترس و احترام، پر ابهت، اعجاب انگیز
پر از ترس و احترام، بهت زده، هاج و واج، حیران (awestricken هم می گویند)

معنی کلمه Awe به انگلیسی

awe
• fear, fright; respect, veneration
• arouse respect or fear, amaze, intimidate
• awe is the respect and amazement that you feel when you are faced with something wonderful and rather frightening.
• if you are in awe of someone, you have a lot of respect for them and are slightly afraid of them.
• if you are awed by someone or something, you are impressed by them and rather frightened of them.
awe inspiring
• something that is awe-inspiring is amazing and rather frightening.
awe inspiring grandeur
• magnificence which inspires a feeling of wonder
awe stricken
• amazed, impressed, overwhelmed
awe striken
• stunned, astounded, struck dumb, speechless
awe struck
• stunned, astounded, struck dumb, speechless
with awe
• respectfully

Awe را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

setayesh
پروا،باک،بیم،هراس،ترس،وحشت
عبدالخلیل قوطوری
= Awe-Enاُ=اسم: هیبت،وحشت،بیم،ترس،خوف(آمیخته با احترام)،فعل:ترساندن،هیبت دادن
= Awe-Turkاِؤ= ستایش کن،تحسین کن،احترام بگذار،سرتعظیم فرودآر، فعل امر:اِؤمک =تحسین کردن ،ستایش کردن-اصولاً تحسین وستایش دیگران یا از روی احترام است یا از روی ترس ووحشت است. ما از خدا می ترسیم به خاطر هیبت وبزرگی وآنچه به ما داده واز ترس اینکه خطایی از ما سر نزند که موجب رنجیده خاطری خدا شویم چون خدا را لایق احترام می دانیم بدون اینکه کسی ما را مجبور به ستایش واحترام کند او را می ستاییم ودر پیشگاهش سر تعظیم فرود می آوریم .ولی گاهی این ترس ووحشت وخوف وهراس ازکسانی است که جان یا مال یا ناموس ما را ممکن است به خطر بیاندازند پس ما مجبوریم به آنها احترام بگذاریم .این Aweهمان ترس وهراس ازهیبت وبزرگی خدا یا شخصی است که لایق احترام است این ترس توأم با احترام است
حسن اشرف زاده
ترس،هراس،وحشت
مجید
تحسین کردنچیزی یا فردی از روی ترس و هیبت آن
هانی
تحسین
علی
در یک کلام...
هیبت
حاجی
بُهت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی awe
کلمه : awe
املای فارسی : او
اشتباه تایپی : شصث
عکس awe : در گوگل

آیا معنی Awe مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )