انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1042 100 1

a• operating

تلفظ a• operating
تلفظ a• operating به آمریکایی تلفظ a• operating به انگلیسی

معنی a• operating در دیکشنری تخصصی

a• operating
[کامپیوتر] نیم دوپلکس .

a• operating را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Reyhaneh > get to know
جواد طایفی > Eurious
sina > tip over
Mah > Tug of love
محسن نجات حسینی > نظرات
مسعو ذهنیان > انگوری
عباس کاظمی > compresores
reza > providence

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر



آیا معنی a• operating مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )