انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 717 100 1

a bit of

تلفظ a bit of
تلفظ a bit of به آمریکایی تلفظ a bit of به انگلیسی

یک ذره از

واژه a bit of در جمله های نمونه

1. I did a bit of fencing while I was at college.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در حالی که من در کالج بودم کمی از شمشیر بازی میکردم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. My mother's a bit of an eccentric.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مادر من کمی عصبی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. I have a bit of a fever.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من کمی از تب دارم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. I always fry potatoes in hot fat with a bit of onion.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من همیشه سیب زمینی را در چربی گرم با کمی پیاز سرخ کرده میگذارم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. He's going through a bit of a bad spell at the moment.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در حال حاضر از طریق کمی طلسم بد است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Frankie's a bit of a clown.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فرانکی کمی از دلقک است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. There's been a bit of trouble at the office.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در دفتر کمبودی وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. She worked herself up into a bit of a state.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او خودش را به سمت کمی از یک دولت کار کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. I'm sure he'll come with a bit of persuading.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مطمئن هستم که او کمی متقاعد می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. A bit of grit had got into my eye.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کمی عصاره به چشم من بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. A bit of music will help you relax.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کمی موسیقی کمک خواهد کرد که شما را آرام کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Try to inject a bit of enthusiasm into your performance.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سعی کنید کمی شور و شوق را به عملکرد خود تزریق کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. We had a bit of hard luck this season.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما در این فصل کمی شادمان بودیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. You want a car with a bit of oomph.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شما می خواهید یک ماشین با کمی oomph
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی عبارات مرتبط با a bit of به فارسی

عملا، در حقیقت خیلی، زیاده، بیش از حد، کمی، نه کم

معنی کلمه a bit of به انگلیسی

a bit of
• a jot of, a little of, a few of
a bit of skirt
• (derogatory slang) male expression for females viewed sexually

a bit of را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی a bit of

a.r ٢٢:٠٠ - ١٣٩٧/٠٦/٠٤
rather; a considerable amount
In conversation and in less formal writing, you can use a bit of in front of a and a noun. You do this to make a statement seem less extreme
|

پیشنهاد شما درباره معنی a bit of



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی a bit of
کلمه : a bit of
املای فارسی : ا بیت اوف
اشتباه تایپی : ش ذهف خب
عکس a bit of : در گوگل


آیا معنی a bit of مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )