انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 721 100 1

a lot

تلفظ a lot
تلفظ a lot به آمریکایی/ə lɑt/ تلفظ a lot به انگلیسی/ə lɒt/

معنی: خیلی زیاد

بررسی کلمه a lot

قید ( adverb )
(1) تعریف: to a great degree or extent.

- I like him a lot.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] من ازش خیلی خوشم میاد.
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- She exercises a lot.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او تمرین زیادی می کند.
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: often.

- They eat out a lot.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] آنها زیادی غذا می خورند.
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه a lot در جمله های نمونه

1. It takes a lot of thought and effort and downright determination to be agreeable.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این تفکر و تلاش و تفاهم بسیار دلپذیر را می گیرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Tinned fruit usually has a lot of syrup with it.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]میوه کنسرو معمولا دارای مقدار زیادی شربت است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. The conference is going to be a lot of extra work.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این کنفرانس بسیار کار اضافی خواهد بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Thanks a lot for the drink.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خیلی ممنون برای نوشیدنی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. A new computer system entails a lot of re-training.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک سیستم کامپیوتری جدید مستلزم آموزش مجدد زیادی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. She has a lot of correspondence to deal with.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او با مکاتبات زیادی برخورد کرده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The farmer grows a lot of wheat.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کشاورز گندم زیادی تولید می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Oh, you've got a lot of candies!Will you split with us?
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آه، شما مقدار زیادی آب نبات دارید! آیا با ما تقسیم می کنید؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Thanks a lot for lending me the money.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای پول دادن به من، بسیار سپاسگذارم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The man gained a lot in the business, but he lost the respect of his friends.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این مرد در کسب و کار زیادی کسب کرد، اما احترام دوستانش را از دست داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. They spent a lot of money equipping the school with new computers.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها پول زیادی برای تجهیز مدارس با کامپیوترهای جدید صرف کردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. They freely admit they still have a lot to learn.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها آزادانه اعتراف می کنند که هنوز هم برای یادگیری بسیار مفید هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. You have a lot of nerve.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شما خیلی عصبی هستید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. You need a lot of self-discipline when you're doing research work on your own.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]وقتی کار تحقیقاتی را انجام می دهید، به خود رشته ای نیاز دارید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. There's a lot of contention about that issue - for every person firmly in favour, there's someone fiercely against it.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در مورد این مسئله زیاد بحث وجود دارد - برای هر فردی که به طور جدی به نفع آن است، کسی به شدت علیه آن است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف a lot

خیلی زیاد (قید)
a lot , very much , lots , very many , plenty , often

معنی عبارات مرتبط با a lot به فارسی

معنی کلمه a lot به انگلیسی

a lot
• very much, very many; very, extremely
a lot more
• much more, many times more
a lot of
• very much, very many
cost him a lot
• was very expensive for him, had significant consequences
did a lot
• did much, tended to do much, functioned in many capacities
hell of a lot
• very much, quite a lot
sir mix a lot
• anthony ray (born 1963), u.s. rap musician

a lot را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی a lot



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی a lot
کلمه : a lot
املای فارسی : ا لوط
اشتباه تایپی : ش مخف
عکس a lot : در گوگل


آیا معنی a lot مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )