انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 892 100 1

بررسی کلمه abatement

اسم ( noun )
(1) تعریف: the act of lessening or reducing, or the condition of being lessened or reduced.
مشابه: decrease, letup, moderation

(2) تعریف: the ending or suppression of a lawsuit, a nuisance, or the like.

واژه abatement در جمله های نمونه

1. the abatement of mutual hatred
ترجمه کاهش انزجار متقابل

2. The main obstacle to the widespread use of abatement techniques is the significant and variable national costs which are incurred.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مانع اصلی برای استفاده گسترده از تکنیک‌های تخفیف کاهش قابل‌توجه و متغیر هزینه ملی است که متحمل شده‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مانع اصلی استفاده گسترده از تکنیک های تخریب، هزینه های قابل توجه و متغیر ملی است که متحمل شده اند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Initially, the Government accepted that the 5 percent abatement would also be lifted from other short-term benefits when these became taxable.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در ابتدا، دولت قبول کرد که کاهش ۵ درصد تخفیف همچنین از مزایای کوتاه‌مدت دیگری که مشمول مالیات می‌شوند حذف خواهد شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در ابتدا، دولت پذیرفته بود که کاهش 5 درصدی نیز از سایر مزایای کوتاه مدت زمانی که این مالیات پرداخت می شود، لغو شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. But they are no longer insisting that carbon abatement is none of their affair.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما آن‌ها دیگر اصرار ندارند که کاهش کربن ربطی به موضوع آن‌ها نداشته باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما آنها دیگر اصرار ندارند که کاهش کربن هیچ یک از امور آنها باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. For bank system abatement peripheral environment influence.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برای کاهش نفوذ محیطی محیطی برای سیستم بانکی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای سیستم بانکی کاهش محیط محیطی نفوذ می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. A bag filter for dust abatement at the discharge point should be provided.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک فیلتر کیفی برای کاهش گرد و غبار در نقطه تخلیه باید ارایه شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فیلتر کیسه ای برای تخلیه گرد و غبار در نقطه تخلیه باید ارائه شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Conclusion The monitoring and noise - abatement measures in ICU are necessary and effective.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نتیجه‌گیری معیارهای کنترل و کاهش خطر در ICU، ضروری و موثر هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نتيجه گيری اقدامات کاهش و نظارت بر سر و صدا در بخش مراقبت های ويژه ضروری و موثر است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Form 843 Tax Abatement – The tax abatement strategy is very creative.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فرم ۸۴۳ Abatement مالیات - استراتژی کاهش مالیات بسیار خلاقانه است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فرم 843 کاهش مالیات - استراتژی کاهش مالیات بسیار خلاق است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Moreover, the abatement of a transverse pressure gradient will be beneficial for decreasing transverse flow losses.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]علاوه بر این، کاهش شیب فشار عرضی برای کاهش تلفات جریان عرضی نیز مفید خواهد بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]علاوه بر این، کاهش یک گرادینت فشار عرضی برای کاهش ضریب جریان عرضی سودمند خواهد بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. But this is exactly what the abatement movement aimed to do.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما این دقیقا همان چیزی است که جنبش کاهش نیافته به دنبال آن است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما این دقیقا همان چیزی است که جنبش تخریب به دنبال آن است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The stronger the abatement actions are, the higher the macroeconomic cost of per unit emission reduction would be.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هرچه اقدامات کاهش یابد، هزینه اقتصاد کلان برای هر واحد کاهش انتشار کاهش خواهد یافت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هرچه اقدامات تخریبی قوی تر باشد، هزینه های کلان اقتصادی در هر واحد کاهش انتشار خواهد بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The Laureate also has a 421A tax abatement that keeps common charges reasonable and enhances the perceived value.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همچنین برنده شدن ۴۲۱ یک کاهش مالیاتی است که هزینه‌های عمومی را منطقی نگه می‌دارد و ارزش درک شده را افزایش می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برنده جایزه همچنین دارای یک معافیت مالیاتی 421A است که هزینه های عادی را محاسبه می کند و ارزش درک شده را افزایش می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. This is a pity, because noise abatement really is a good cause, and it is likely to be discredited if it gets to be . . .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این یک تاسف است، چون کاهش صدا واقعا یک دلیل خوب است، و احتمالا اگر این کاهش پیدا کند، بی‌اعتبار است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این یک تاسف است، زیرا کاهش تدریجی صدا واقعا علت خوبی است و احتمالا اگر آن را بپذیرد احتمالا بی اعتبار است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Practical ways of smoke abatement and dedusting and consumption Lawering in medium mini furnace at present are provided.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]روش‌های عملی تخفیف و کاهش مصرف دود و مصرف Lawering در کوره کوچکی در حال حاضر ارایه شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]روش های عملی کاهش آب و هوا و کاهش و مصرف در حال حاضر، قوانین قانونی در مینی کوره های متوسط ​​ارائه می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Third, the costs of abatement are large.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سوم، هزینه‌های کاهش آلاینده‌ها زیاد است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سوم، هزینه های کم کردن آب زیاد است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف abatement

کاهش (اسم)
decrease , abatement , reduction , decline , decrement , diminution , disparagement , detraction , rebate , wastage , devaluation , downturn , subtraction
جلو گیری (اسم)
abatement , curb , prevention , snub , countercheck , suppression , restraint , interdict , obstruction , blockage , restriction , preservation , interdiction , debarment , forbiddance , interception , stoppage
تنزل (اسم)
abatement , degradation , decay , depreciation , depression , decadence , setback
تخفیف (اسم)
discount , abatement , cut , remission , damping , alleviation , rebate , relaxation , assuagement , refraction

معنی abatement در دیکشنری تخصصی

abatement
[ریاضیات] کاهش، تنزل، رفع، تخفیف
[خاک شناسی] کاهش آلودگی
[حقوق] قرار رد (دعوی)
[حقوق] رفع مزاحمت
[حقوق] تخفیف مالیاتی

معنی کلمه abatement به انگلیسی

abatement
• decrease, reduction, lessening, subsiding; suppression, annulment (law)
• abatement is a reduction in the strength or power of something; a formal word.
abatement of claim
• cancellation of a claim

abatement را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی abatement

ebitaheri@gmail.com ١٣:٢٣ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
هزینه‌کاهی

تاوان‌بخشی
|

پیشنهاد شما درباره معنی abatement



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی abatement
کلمه : abatement
املای فارسی : ابتمنت
اشتباه تایپی : شذشفثئثدف
عکس abatement : در گوگل


آیا معنی abatement مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )