انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 663 100 1

abettor

تلفظ abettor
تلفظ abettor به آمریکایی تلفظ abettor به انگلیسی

واژه abettor در جمله های نمونه

1. The issue regards to the nature of the abettor is the relationship between the abettors and the executants, which occupies the foundational status of the theory of abettor.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مسئله مربوط به ماهیت فرقه گرایان رابطه بین فرماندهان و فرماندهان است که وضعیت پایه و اساس تئوری حامی فرقه را اشغال می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Ellen R. Sauerbrey, an abettor abstruseary of state, told agents on Wednesday that the antiterrorism provisions had praccidented the United States from reclearing 500 Burmese this fiscal year.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]الن R Sauerbrey، یکی از کارفرمایان حامی دولت، روز چهارشنبه به خبرنگاران گفت که مقررات ضد تروریستی ایالات متحده از سال مالی مالیات بر ارزش افزوده بیش از 500 برمه است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. The abettor theory is one important part of the common crime theory. The study to the abettor crime has important academic value and judicial practice signification.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تئوری حامی یکی از بخشهای مهم نظریه جرم مشترک است مطالعه به جنایات حامی جنبش ارزش های علمی مهم و معنی عمل قضایی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Difference between attempted crime of an abettor and attempted crime of a single criminal is obvious, and it also differs from attempted crime of executor in a joint crime.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تفاوت بین تلاش برای جرم و جنایت یک متهم و تلاش برای جرم یک جنایت تنها واضح است، و همچنین از اقدام به جرم اجاحم اجباری در جرم مشترک متفاوت است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. There is no existence of one-side abettor in practice and it can be punished directly as abettor prescribed in law.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در عمل هیچ یک از طرفداران یک طرف وجود ندارد و می تواند به طور مستقیم به عنوان متهم در قانون مجازات شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. And it is inadvisable to criminate the abettor separately by the aspect of legislation and judicature.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]و از نظر جنبه های قانونگذاری و قضائیه، به طور جداگانه جنایتکار را به رسمیت نمی شناسد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Abettor is not only with serious social harm, but also a hard issue in the whole theory of criminal law .
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Abettor نه تنها با آسیب جدی اجتماعی، بلکه یک مسئله سخت در کل نظریه قانون کیفری است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. We should judge relation about abettor and the surplus behavior of perpetrator in joint offence refers on the basis of different conditions.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما باید نسبت به فرمانبردار قضاوت کنیم و رفتار مازاد مرتکبین در جرایم مشترک بر اساس شرایط مختلف اشاره شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The abettor of our country has tri - nature: independency, dependency and unique nature. Independency is leading.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سرپرست کشور ما مستقل از طبیعت، وابستگی و طبیعت منحصر به فرد است مستقل منجر می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. As for the abettor, only there is any overlapping between the abettor and the person who accepts the instigation, could it be judged as the attempted instigation.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همانطور که برای فرمانده، تنها تداخل بین مخالف و فردی که قناعت را قبول می کند، وجود دارد، آیا می توان آن را به عنوان تلاشی برای محکومیت قضاوت کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The author thought that the joint negligence principal offender theory can be established, and the negligence abettor or the negligence assist offender is untenable.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نویسنده فکر کرد که نظریه اصلی مظنون سهل انگاری مشترک می تواند برقرار شود، و حامی غفلت یا سهل انگاری به متخلف کمک می کند غیر قابل قبول است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Accordingly, it becomes difficult to explain the problems like the intention of an abettor, solicitation actions and targets in Internet solicitation.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بر این اساس، مشکلی مانند توضیح قصد، حامی و اقدامات درخواست در درخواست اینترنتی، دشوار است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. To determine whether an organization criminal with a different division, an executive criminal, an abettor or an accessary is an accomplice or an executive beyond the limit, we must make. . .
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای تعیین این که آیا سازمان مجرمان با بخش های مختلف، مجرمان اجرایی، حامی یا دست اندرکاران همدست یا مدیر اجرایی فراتر از حد است، ما باید انجام دهیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Meanwhile, some fresh changes have taken place in the act of abettor and auxiliary accomplice, due to the . . .
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در همین حال، به دلیل تغییرات اخیر، تغییرات جدیدی در عمل مفسر و همدلی کمکی صورت گرفته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Meanwhile, some fresh changes have taken place in the act of abettor and auxiliary accomplice, due to the frontier technology in the context of cyber space.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در همین حال، به دلیل تکنولوژی مرزی در زمینه فضای سایبر، تغییرات تازه در عمل متولی و همدلی کمکی صورت گرفته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی abettor در دیکشنری تخصصی

[حقوق] معاون جرم

معنی کلمه abettor به انگلیسی

abettor
• one who aids or encourages someone to do something (especially something illegal)

پیشنهاد شما درباره معنی abettor



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

کلمه : abettor
املای فارسی : ابتر
اشتباه تایپی : شذثففخق
عکس abettor : در گوگل


آیا معنی abettor مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )