انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 663 100 1

abolish

تلفظ abolish
تلفظ abolish به آمریکایی/əˈbɑːˌlɪʃ/ تلفظ abolish به انگلیسی/əˈbɒlɪʃ/

معنی: منسوخ کردن، از میان بردن، بر انداختن، موقوف کردن
معانی دیگر: فسخ کردن، ملغی کردن، لغو کردن، منسو  کردن

بررسی کلمه abolish

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: abolishes, abolishing, abolished
مشتقات: abolisher (n.), abolishment (n.)
(1) تعریف: to do away with; put a stop to; end.
مترادف: abrogate, annihilate, annul, cancel, end, invalidate, nullify, remove, repeal, rescind, retract, revoke, terminate, void
متضاد: create, establish, initiate, retain
مشابه: blot out, countermand, cut out, dissolve, extinguish, nol-pros, quash, reverse, supersede

- Compulsory military service has been abolished.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] خدمت اجباری نظامی لغو شده است.
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- They argued over whether the death penalty should be abolished.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] آنها بحث کردند که مجازات اعدام باید لغو شود.
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- The Slavery Abolition Act of 1833 abolished slavery in the British Empire.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] قانون لغو برده داری 1833 برده داری در امپراتوری بریتانیا را لغو کرد.
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: to take out of existence.
مترادف: annihilate, destroy, eliminate, end, eradicate, expunge, exterminate, extinguish, extirpate, obliterate, wipe out
متضاد: create, establish
مشابه: blot out, demolish, devastate, ravage, subvert, suppress

- Some wish to abolish the former leader's name from the history books.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] بعضی مایلند نام اسم پیشین را از کتاب های تاریخی حذف کنند.
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه abolish در جمله های نمونه

1. The death penalty has recently been abolished in our state.
ترجمه اخیراً مجازات اعدام در ایالت ما مُلغی شده است

2. We abolished numerous laws which didn't serve any purpose in this decade.
ترجمه ما قوانین متعددی را که هیچ کاربردی در این دهه نداشت لغو کردیم

3. My school has abolished final exams altogether.
ترجمه مدرسه ام امتحانات آخر ترم را به کلی برچیده است

4. it is possible to unify the world and abolish war
ترجمه یکپارچه کردن جهان و بر اندازی جنگ امکان پذیر است.

5. Many teachers wish to abolish the cane.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بسیاری از معلمان مایل به لغو نیشکر هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Some MPs want to abolish the tax altogether.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برخی از نمایندگان مجلس می خواهند مالیات را به طور کامل لغو کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The government is planning to abolish subsidies to farmers.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دولت قصد دارد یارانه های کشاورزان را لغو کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Do abolish this kind of bad evil.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این نوع بد بد را از بین ببر
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The following year Parliament voted to abolish the death penalty for murder.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پارلمان سال بعد رأی داد که مجازات اعدام برای قتل را لغو کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. It is better to begin abolishing serfdom from above than to wait for it to begin to abolish itself from below.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بهتر است شروع به از بین بردن سرپناه از بالا، منتظر بمانید تا خود را از زیر پاکسازی کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. We must abolish the green currency system and the MCAs altogether.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما باید سیستم ارز سبز و MCA ها را به طور کامل از بین ببریم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The new contracts would also abolish the current 12-month redundancy notice.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]قراردادهای جدید همچنین اخطار 12 ماهه کار اضافی را لغو خواهند کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The solution is to abolish drug patents and publicly fund medical research, thus entirely removing the profit consideration.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]راه حل این است که اختراع مواد مخدر را لغو و به طور عمومی تحقیقات پزشکی بپردازد، بنابراین به طور کامل از پرداخت سود جلوگیری می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. No. 17 198 proposed to abolish manslaughter by gross negligence.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شماره 17 198 پیشنهاد شده است که از بین بردن شکنجه وحشیانه به علت سهل انگاری شدید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Can you abolish the Department of Agriculture?
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا می توانید بخش کشاورزی را لغو کنید؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. We will abolish the poll tax Labour will abolish the poll tax immediately.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما مالیات نظرسنجی را لغو خواهیم کرد کارگر مالیات نظرسنجی را بلافاصله حذف خواهد کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

17. Abolish the present inheritance tax and make recipients pay on gifts above a certain band as income.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مالیات ارث در حال حاضر را لغو کنید و دریافت کنندگان را به عنوان درآمد بالاتر از یک گروه خاص پرداخت کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف abolish

منسوخ کردن (فعل)
abolish , abrogate , annul
از میان بردن (فعل)
abolish , abrogate , wipe , shunt
بر انداختن (فعل)
abolish , overthrow , deracinate , destroy , exterminate , nullify , overturn , subvert
موقوف کردن (فعل)
stop , abolish , suppress , finish , put an end , suspend

معنی abolish در دیکشنری تخصصی

[حقوق] لغو کردن، نسخ کردن

معنی کلمه abolish به انگلیسی

abolish
• cancel, revoke
• if you abolish a system or practice, you put an end to it.
abolish a law
• get rid of a law

پیشنهاد کاربران درباره معنی abolish

فاطمه فاطمه ٠٠:٢٣ - ١٣٩٦/٠٤/٢٣
پایان دادن
|

مهدی برکچی تبریزی ١٩:٣١ - ١٣٩٧/٠٢/٢٢
تبعید کردن
|

سارا۸۳ ١٧:٣٤ - ١٣٩٧/٠٦/٠٥
نابود کردن
|

سارا۸۳ ١٧:٣٥ - ١٣٩٧/٠٦/٠٥
Stop or end something by law
|

پیشنهاد شما درباره معنی abolish



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی abolish
کلمه : abolish
املای فارسی : ابلیش
اشتباه تایپی : شذخمهسا
عکس abolish : در گوگل


آیا معنی abolish مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )