انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 803 100 1

بررسی کلمه abrogate

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: abrogates, abrogating, abrogated
مشتقات: abrogable (adj.), abrogative (adj.), abrogation (n.), abrogator (n.)
(1) تعریف: to abolish, repeal, or nullify by authority.
مترادف: abolish, annul, cancel, invalidate, nullify, repeal, rescind, retract, reverse, revoke, undo, vitiate, void
متضاد: establish, fix, institute, introduce
مشابه: annihilate, countermand, end, negate, nol-pros, override, overrule, recant, suspend, terminate, veto

- In 1877, Congress abrogated the Treaty of Fort Laramie.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] در سال ۱۸۷۷، کنگره پیمان فورت Laramie را لغو کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] در سال 1877، کنگره پیمان فورت لارامی را لغو کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: to do away with; set aside.
مترادف: cancel, supersede, undo
متضاد: reinforce
مشابه: abolish, annihilate, annul, destroy, end, obliterate, override, subvert, wipe out

- Do the demands of politics force politicians to abrogate their ethical standards?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] آیا خواسته‌های سیاسی سیاستمداران را وادار به لغو استانداردهای اخلاقی خود می‌کند؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] آیا خواسته های سیاسی سیاستمداران را مجبور می کند استانداردهای اخلاقی را لغو کنند؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- The new traffic pattern improves things but does not abrogate the need for road expansion.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] الگوی ترافیکی جدید چیزها را بهبود می‌بخشد اما نیاز به گسترش جاده را از بین نمی‌برد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] الگوی ترافیک جدید چیزی را بهبود می بخشد اما نیازی به گسترش جاده ای ندارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه abrogate در جمله های نمونه

1. to abrogate a treaty
ترجمه معاهده‌ای را لغو کردن

2. Both governments voted to abrogate the treaty.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هر دو دولت به لغو معاهده رای دادند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هر دو دولت برای لغو این معاهده رای دادند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. The president abrogated an old law.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رئیس‌جمهور یک قانون قدیمی را لغو کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رئیس جمهور یک قانون قدیمی را لغو کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The rule has been abrogated by mutual consent.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]قانون با رضایت متقابل از بین رفته‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این حکم توسط رضایت متقابل لغو شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. This custom was abrogated years ago.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این رسم سال‌ها پیش منسوخ شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این سفارشی سالها پیش لغو شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. She willingly abrogates the power that knowledge gives in order to remain in ignorance.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او با کمال میل قدرتی را که دانش به او می‌دهد تا در جهالت نگه دارد، از بین برد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او دلسوزانه قدرتی را که دانش به دست می دهد، برای نادانی باقی می گذارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The treaty was abrogated in 192
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]معاهده در سال ۱۹۲ لغو شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این معاهده در 192 لغایت شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The normal privilege against self-incrimination is abrogated by the terms of section 31 in such proceedings.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]امتیاز نورمال در مقابل خود مقصر شناخته شدن توسط شرایط بخش ۳۱ در چنین اقداماتی لغو می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]امتیازات عادی در برابر خودکشی بر اساس بند 31 در چنین پرونده ها لغو می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Telephone, n. An invention of the devil which abrogates some of the advantages of making a disagreeable person keep his distance. Ambrose Bierce
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]- تلفن، من یک اختراع شیطان است که برخی از مزایای ایجاد یک فرد ناخوشایند را از دور نگه می‌دارد امبروس Bierce
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تلفن، n اختراع شیطان که برخی از مزایای ایجاد یک فرد ناخوشایند را از بین می برد فاصله خود را حفظ می کند Ambrose Bierce
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The government cannot just abrogate contracts.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دولت نمی‌تواند فقط قراردادها را لغو کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دولت نمی تواند قراردادها را لغو کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The government cannot just abrogate abrogate contracts.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دولت نمی‌تواند این قراردادها را لغو کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دولت نمی تواند قراردادها را لغو کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Where application would abrogate rights guaranteed by Native American treaties.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در جایی که برنامه حقوق تضمین شده توسط معاهدات آمریکایی را لغو می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در جایی که درخواست، حقوق قانونی که توسط معاهدۀ بومیان آمریکا تضمین شده است، لغو خواهد شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. When can we abrogate the national boundaries all over the world?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چه زمانی می‌توانیم مرزه‌ای ملی سراسر جهان را از بین ببریم؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]وقتی ما می توانیم مرزهای ملی را در سراسر جهان از بین ببریم؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. A later stature may abrogate an earlier law with which it conflicts.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مقام بعدی ممکن است قانون قبلی را که با آن مغایرت دارد، لغو کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]قدم بعدی ممکن است یک قانون پیشین را که با آن درگیر است، لغو کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف abrogate

منسوخ کردن (فعل)
abolish , abrogate , annul
از میان بردن (فعل)
abolish , abrogate , wipe , shunt
لغو کردن (فعل)
abrogate , annul , nullify , repeal , cancel , override , countermand , disannul , rescind , revoke , supersede
باطل کردن (فعل)
abrogate , annul , cancel , override , undo , invalidate , void , frank , derogate , dispense , frustrate , disannul , invalid , quash , strike out

معنی abrogate در دیکشنری تخصصی

[حقوق] لغو کردن، نسخ کردن

معنی کلمه abrogate به انگلیسی

abrogate
• officially annul or abolish; terminate, put an end to
• to abrogate something such as a law or agreement means to put an end to it; a formal word.

abrogate را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی abrogate



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

نبی شیبانی > مستفیظ شدن
Aria > Find out
((Taha)) > sightseeing
الهه > triade
محمد زندیان > پیرسوک
Hjz > learn one's lesson
زرابی > diversionary war
سیدعلیرضافرهبد > Equestrianism

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

توضیحات دیگر

معنی abrogate
کلمه : abrogate
املای فارسی : ابرگت
اشتباه تایپی : شذقخلشفث
عکس abrogate : در گوگل


آیا معنی abrogate مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )