انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1099 100 1

abruptly

تلفظ abruptly
تلفظ abruptly به آمریکایی تلفظ abruptly به انگلیسی

معنی: ناگهان، غفلتا
معانی دیگر: باشدت لحن، بتندی، بیگاه، بدخبر

واژه abruptly در جمله های نمونه

1. he left the room abruptly
ترجمه ناگهان اتاق را ترک کرد.

2. i had to apply the brakes abruptly
ترجمه مجبور شدم غفلتا ترمز کنم.

3. Abruptly the group ahead of us came to a standstill.
ترجمه کاربر [ترجمه سعید پارساپور ] گروهی که جلوی ما قرار داشت ناگهان متوقف شد
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ناگهان گروهی که جلوتر از ما ایستاده بودند متوقف شدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ناگهان گروهی که پیش از ما ایستاده بود، متوقف شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. He should not brake the car abruptly on an icy road.
ترجمه کاربر [ترجمه سارا کاووسی] او نباید ناگهانی، ترمزِ ماشین را رویِ جاده یِ یخ زده، می گرفت
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او نباید این ماشین را به طور ناگهانی روی جاده یخ زده ترمز کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او نباید ماشین را به طور ناگهانی بر روی یک جاده یخ زده ببندد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Her next remark abruptly terminated the conversation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]حرف بعدی او ناگهان قطع شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اظهارات بعدی او ناگهان گفتگو را قطع کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. She left the room abruptly without explanation.
ترجمه کاربر [ترجمه سارا کاووسی] او، بدون هیچ توضیحی اتاق را ترک کرد.
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بدون هیچ توضیحی اتاق را ترک کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او بدون نیاز به توضیح از اتاق بیرون آمد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. I was abruptly notified that a half - hour speech was expected of me.
ترجمه کاربر [ترجمه سارا کاووسی] من یهویی متوجه شده بودم که یک سخنرانی نیم ساعته از من انتظار داشته بودند.
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ناگهان به من خبر دادند که یک سخنرانی نیم ساعتی از من انتظار دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من ناگهان متوجه شدم که یک سخنران نیم ساعته از من انتظار می رود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The ground falls away abruptly to the right.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ناگهان زمین به طور ناگهانی به سمت راست می‌رود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]زمین به طور ناگهانی به سمت راست می افتد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The talks ended abruptly when one of the delegations walked out in protest.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گفتگوها به طور ناگهانی زمانی پایان یافت که یکی از نمایندگان در اعتراض پیاده شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مذاکرات به طور ناگهانی به پایان رسید، هنگامی که یکی از نمایندگان در اعتراض به نتیجه رسید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The advantage abruptly turned against them.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این برتری ناگهان بر آن‌ها چیره شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مزیت ناگهانی علیه آنها تبدیل شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The road ends abruptly in a drop to the sea.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جاده ناگهان در یک قطره به دریا ختم می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جاده به طور ناگهانی در یک قطره به دریا به پایان می رسد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The moment was abruptly shattered by the sound of Mia's loud voice.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ان لحظه ناگهان با صدای بلند میا از بین رفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]لحظه ای ناگهان توسط صدا صدای صدای بلند میا پراکنده شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The sky darkened abruptly.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آسمان ناگهان تاریک شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آسمان تاریک شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. He stopped abruptly and looked my way.
ترجمه کاربر [ترجمه سارا کاووسی] او ناگهان ایستاد و به راه من خیره شد.
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ناگهان ایستاد و به راه من نگاه کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به طور ناگهانی متوقف شد و به من نگاه کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف abruptly

ناگهان (قید)
abruptly , suddenly , unawares
غفلتا (قید)
abruptly , suddenly

معنی abruptly در دیکشنری تخصصی

abruptly
[ریاضیات] ناگهان

معنی کلمه abruptly به انگلیسی

abruptly
• suddenly; without continuity; steeply

abruptly را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

SuperSU ٢١:٠١ - ١٣٩٧/١١/٢٧
یهویی

یه دفعه

ناگهان
|

میثم علیزاده ١١:٤٦ - ١٣٩٨/٠٧/٠٢
به طور ناگهانی، به یکباره
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی abruptly
کلمه : abruptly
املای فارسی : ابروپتلی
اشتباه تایپی : شذقعحفمغ
عکس abruptly : در گوگل


آیا معنی abruptly مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )