انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1096 100 1

abstractly

تلفظ abstractly
تلفظ abstractly به آمریکایی تلفظ abstractly به انگلیسی

بطورمطلق، مطلقا، بطورمجرد، بخودی خود

واژه abstractly در جمله های نمونه

1. It is hard to think abstractly in these conditions.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]انتزاعی کردن در این شرایط دشوار است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در این شرایط دشوار است که به طور خلاصه فکر کنیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Also abstractly introduced is the relevant knowledge of UML and iterative development.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همچنین معرفی انتزاعی دانش مرتبط با UML و توسعه تکرارشونده است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همچنین به طور انتزاعی دانش شناختی از UML و توسعه تکراری معرفی شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. He described his idea abstractly, without any illustrative examples.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او ایده خود را انتزاعی و بدون هیچ مثال گویا توصیف کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او اظهار نظر خود را به طور خلاصه، بدون هیچ نمونه ای از توضیحات
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Abstractly he accepted the possibility that his sister was misbehaving.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Abstractly او این احتمال را که خواهرش بد رفتار می‌کند را پذیرفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به طور خلاصه او این احتمال را پذیرفت که خواهرش ناسازگار بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Can we talk about success abstractly?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آیا ما می‌توانیم در مورد انتزاعی موفقیت انتزاعی صحبت کنیم؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا می توانیم در مورد موفقیت به طور انتزاعی صحبت کنیم؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. You must first describe your problem abstractly, in terms of fundamental structures and properties.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شما باید ابتدا مشکل خود را به طور انتزاعی و از نظر ساختار و ویژگی‌های اساسی توصیف کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ابتدا باید خود را به طور انتزاعی، از لحاظ ساختارها و خواص بنیادی، توصیف کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The book texts exist abstractly, independent of form.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]متون کتاب انتزاعی و مستقل از فرم وجود دارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]متون کتاب به طور انتزاعی، مستقل از شکل هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. This paper also describes abstractly distributed multistep intrusion scenario modeling based on BNF.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این مقاله همچنین به طور انتزاعی و انتزاعی مدل scenario نفوذ مبتنی بر BNF را توصیف می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این مقاله همچنین مدلسازی سناریو نفوذ چندتایی توزیع شده انتزاعی را بر اساس BNF توصیف میکند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. We analysis the course content of "Architectonics" abstractly, the important knowledge spot is extracted as the courseware module to integrate the online learning system.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما محتوای این درس را انتزاعی و انتزاعی تجزیه و تحلیل می‌کنیم، نقطه دانش مهم به عنوان ماژول courseware برای ادغام سیستم یادگیری آنلاین استخراج می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما محتوای انتزاعی Architectonics را به طور انتزاعی تحلیل می کنیم، نقطه ی مهم دانش به عنوان یک برنامه ی آموزشی برای یکپارچه سازی سیستم یادگیری آنلاین استخراج می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Like a lot of people who inherit or marry wealth, Straus viewed money abstractly.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مانند بسیاری از افرادی که ثروت را به ارث می‌برند یا با ثروت ازدواج می‌کنند انتزاعی پول را انتزاعی می‌دانند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مانند بسیاری از افرادی که ثروت را به ارث می برند یا ازدواج می کنند، Straus پول های انتزاعی را مشاهده کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The Riemann sphere still describes the array of physically distinct possibilities, but now only abstractly.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فضای ریمان هنوز آرایه احتمالات متمایز فیزیکی را توصیف می‌کند، اما در حال حاضر فقط انتزاعی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کروم ریمان هنوز آرایه ای از امکانات جسمی متمایز را توصیف می کند، اما در حال حاضر تنها انتزاعی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. His suit was disheveled, his shoes caked with mud; his hands moved abstractly before him.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کت و شلوارش ژولیده بود، کفش‌هایش با گل پوشیده شده بود؛ دستانش به طور جدی قبل از او حرکت می‌کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کت و شلوار او خراشیده بود، کفش های او را با گل گشاد؛ دستانش به طور انتزاعی قبل از او نقل مکان کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Do not offend me, otherwise I one fist hits you very abstractly.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در غیر این صورت یک مشت محکم به تو مشت می‌زنم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا من را مورد آزار و اذیت قرار ندهید، در غیر این صورت من یک مشت به شما بسیار انتزاعی بازدید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Now the problem arises: How am I to change, not abstractly, the relationship that is now based on self-centred pursuits and pleasures?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اکنون مشکل پیش می‌آید: من چگونه باید تغییر کنم، نه انتزاعی، و نه انتزاعی، رابطه که بر پایه علایق و تفریحات خود محور استوار است؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در حال حاضر مشکل ایجاد می شود چگونه من باید تغییر، و نه انتزاعی، رابطه است که در حال حاضر بر اساس تمرکز و محبت های خود محور است؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه abstractly به انگلیسی

abstractly
• theoretically, hypothetically; distractedly, in an absent-minded manner

abstractly را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی abstractly
کلمه : abstractly
املای فارسی : ابسترکتلی
اشتباه تایپی : شذسفقشزفمغ
عکس abstractly : در گوگل


آیا معنی abstractly مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )