برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1284 100 1

accentuation


تاکید، صدا، بکاربردن ایین تکیه صدا، پستی وبلندی صدا

واژه accentuation در جمله های نمونه

1. The conductor often allows heavy, clumsy-sounding accentuation, for example in the bass air, where he misses the jaunty hornpipe rhythm.
[ترجمه ترگمان]رهبر ارکستر اغلب اجازه می‌دهد که بر تاکید سنگین و خشن، مثلا در هوای بم، جایی که در آن، ریتم متداول رقص را از دست می‌دهد، تاکید کند
[ترجمه گوگل]هادی اغلب اجازه می دهد تمرکز سنگین و غریب، مانند در هوا باس، جایی که او ریتم hornpipe جوانت را از دست می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Liver of second of anaemic meeting accentuation?
[ترجمه ترگمان]از نظر گرفتگی رگه‌ای از زرد چهره، تجدید نظر؟
[ترجمه گوگل]کبد دوم از تظاهرات نشانه های آنمی؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Suddenly the tone with accentuation says the teacher: " This is a regulation! "
[ترجمه ترگمان]ناگهان لحن طعنه‌آمیز معلم می‌گوید: \"این یک قانون است!\"
[ترجمه گوگل]ناگهان تن با تمرکز می گوید: معلم 'این یک مقررات است! '
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Then apply the accentuation slowly, don't punch it.
[ترجمه ترگمان ...

معنی کلمه accentuation به انگلیسی

accentuation
• emphasis; stress

accentuation را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فواد بهشتی
اهمیت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی accentuation
کلمه : accentuation
املای فارسی : اککنتواتین
اشتباه تایپی : شززثدفعشفهخد
عکس accentuation : در گوگل

آیا معنی accentuation مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )