انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 724 100 1

acceptor

تلفظ acceptor
تلفظ acceptor به آمریکایی/ækˈseptər/ تلفظ acceptor به انگلیسی/əkˈseptə/

معنی: پذیرنده، قبول کننده
معانی دیگر: پذیرا، (حقوق) متقبل، کسی که پرداخت سند یا حواله ای را تقبل می کند، قبولی نویس

واژه acceptor در جمله های نمونه

1. Distances between hydrogen-bonding acceptor and donor atoms are given in A. Five carboxyl groups in this cluster are buried inside the protein.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فاصله بین اتم های گیرنده هیدروژن پیوند و اتم های اهدا کننده در A داده می شود پنج گروه کربوکسیل در این خوشه در داخل پروتئین دفن می شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Donor and acceptor compounds are differentiated by the direction of the electron transfer to or from the carbon layers.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ترکیبات اهدا کننده و گیرنده توسط جهت انتقال الکترون به یا از لایه های کربنی متفاوت است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. D . To use nitrate as electron acceptor in the electron transport chain during respiration.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]د برای استفاده از نیترات به عنوان گیرنده الکترون در زنجیره حمل و نقل الکترون در طول تنفس
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Capable of using О2 as terminal electron acceptor in the respiratory chain.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]قادر به استفاده از O2 به عنوان گیرنده الکترون المان در زنجیره تنفسی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Boron is one of acceptor elements in polycrystalline silicon solar cells, which can influence the photo voltaic efficiency and stability of a solar cell.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بور یکی از عناصر پذیرنده در سلول های خورشیدی سیلیکون پلی کریستالی است که می تواند کارایی و ثبات یک سلول خورشیدی را تحت تاثیر قرار دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. the acceptor or the drawee is declared bankrupt according to law or is ordered to stop business activities for violation of law.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پذیرنده یا داوطلبی به موجب قانون اعلام ورشکستگی می شود و یا دستور توقف فعالیت های تجاری برای نقض قانون را صادر می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Furthermore, the conjugated polymer acceptor and D - A double cable polymer photovoltaic materials were also introduced briefly.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]علاوه بر این، کمپرسور پلیمری کانجیوژن و D-A دو ماده کامپوزیتی فتوولتائیک نیز به طور خلاصه معرفی شدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The effects of parameters such as temperature, acceptor density, and activation rate on channel depth a, pinch off voltage are studied.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اثرات پارامترهای مانند دما، تراکم پذیرنده و سرعت فعال سازی در عمق کانال a، ولتاژ خرج کردن مورد بررسی قرار می گیرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Radiation Recombination 、 Iradiation Recombination 、 Donor 、 Acceptor 、 Exciton 、 Phonon 、 Photon 、 Polarition. . . .
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رونک سازی تابش، مجدد ایدیاسیون، اهدا کننده، پذیرنده، اکسایتون، فونون، فوتون، قطبی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Otherwise, the acceptor or the payer shall bear the civil liabilities arising therefrom.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در غیر این صورت، پذیرنده یا پرداخت کننده باید مسئولیت های مدنی ناشی از آن را تحمل کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. If the bill as a non-drawer, acceptor or indorser signature of the party's share has, until the contrary is proved, be presumed that the person on grounds of effective and unconditional delivery.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگر این لایحه به عنوان یک امضا غیرقانونی، پذیرنده یا انحصاری از سهم حزب، تا زمانی که برعکس اثبات شود، فرض می شود که فرد بر اساس تحویل موثر و بدون قید و شرط
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. However, the acceptor or the payer shall still remain liable to the bearer.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با این حال، گیرنده و یا پرداخت کننده همچنان باید نسبت به حامل موظف باشند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. In any other case, if the payor or acceptor can be found, then to make the best of their tips, or at his last known place of business premises or place of residence tips.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در هر مورد دیگر، اگر پرداخت کننده یا گیرنده بتواند پیدا شود، پس بهترین راهنمایی خود را داشته باشد، یا در آخرین مکان مورد نظر خود، محل کسب و کار و یا محل اقامت راهنمایی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. M acceptor suppressions and anticholinergic drugs such as anisodamine can abate these symptoms.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سرکوب پذیرنده های M و داروهای آنتی کولینرژیک مثل آنزیدامین می توانند این علائم را کاهش دهند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. This process involves the addition of microorganisms, nutrients and an electron acceptor into the saturation zone of a contaminated aquifer.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این فرآیند شامل افزودن میکروارگانیسم ها، مواد مغذی و گیرنده الکترون درون اشباع آبخوان آلوده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف acceptor

پذیرنده (اسم)
accepter , acceptor , receiver
قبول کننده (اسم)
accepter , acceptor

معنی acceptor در دیکشنری تخصصی

acceptor
[شیمی] (اتمی که یک جفت الکترون از اتم دیگرى می گیرد) اتم پذیرا، اتم پذیرنده ، پذیرنده
[برق و الکترونیک] پذیرنده ، پذیرا - پذیرنده عصر ناخالصی که تعداد حقره ها را در بلور نیمر سانا نظیر ژرمانیم و سیلیسیم افزایش میدهد در این صورت شارش جریان اساسا محدود به انتقال حفره ها است . چون این حفره ها معادل با رمثبت اند آلیاژ به دست آمده نیمر سانای نوع - پی نامیده میشود آلومینیم ، گالیم ، و ایندیم نمونه های از پذیرنده ها هستند
[زمین شناسی] گیرنده ، پذیرنده گیرنده از مولکول یا یونی تشکیل شده است که الکترونها در آن دارای ساختار مختصاتی منظمی هستند.
[حقوق] قبولی نویس، قبول کننده
[ریاضیات] پذیرنده
[پلیمر] پذیرنده
[برق و الکترونیک] مدار پذیرنده مدار تشدید سری که در بسامد تنظیم شده دارای امپدانس پایین و در سایر بسامدها دارای امپدانس بالاتری است . به صورت سری در مسیر سیگنال قرار میگیرد تابسامد مطلوب راعبور دهد
[شیمی] اسید پذیر ، پذیرنده اسید
[پلیمر] دهنده - پذیرنده
[شیمی] پذیرنده الکترون ، الکترون پذیر
[پلیمر] الکترون پذیر، پذیرنده الکترون
[شیمی] پی پذیر
[شیمی] پروتون پذیر ، پذیرنده پروتون

معنی کلمه acceptor به انگلیسی

acceptor
• one who accepts or receives

acceptor را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی acceptor



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی acceptor
کلمه : acceptor
املای فارسی : اککپتر
اشتباه تایپی : شززثحفخق
عکس acceptor : در گوگل


آیا معنی acceptor مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )