انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 985 100 1

access time

تلفظ access time
تلفظ access time به آمریکایی/ˈækˌsesˈtaɪm/ تلفظ access time به انگلیسی/ˈæksestaɪm/

(کامپیوتر - تلویزیون) زمان دستیابی، زمان دستیابی

بررسی کلمه access time

اسم ( noun )
• : تعریف: the amount of time needed for a computer to retrieve or store data.

واژه access time در جمله های نمونه

1. This will mean an increase in the average access time of 0. 0014R.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این به معنی افزایش زمان دسترسی متوسط ۰ است ۰۰۱۴ ر
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این بدان معنی است که افزایش میانگین زمان دسترسی 0 0014R
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. The 40 megabyte hard disk has an average access time of 2 9 milliseconds.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دیسک سخت ۴۰ megabyte دارای زمان دسترسی متوسط ۲ ۹ میلی‌ثانیه است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هارد دیسک 40 مگابایتی به طور متوسط ​​زمان دسترسی 9/2 میلی ثانیه است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. In order to do this with the minimum access time, random access files are necessary.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برای انجام این کار با حداقل زمان دسترسی، فایل‌های دسترسی تصادفی ضروری هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای انجام این کار با حداقل زمان دسترسی، فایل های دسترسی تصادفی ضروری هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The access time of SRAM is 15 ns by optimizing the system.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]زمان دسترسی به SRAM ۱۵ ns با بهینه‌سازی سیستم است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]زمان دسترسی SRAM با بهینه سازی سیستم 15 ns است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Generally, the memory hierarchy follows the access time with the fast CPUregisters at the top and the slow hard drive at the bottom.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به طور کلی، سلسله‌مراتب حافظه زمان دسترسی را با the سریع در بالا و حرکت آهسته آهسته در پایین دنبال می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به طور کلی، سلسله مراتب حافظه به دنبال زمان دسترسی با CPU ثبت سریع در بالا و دیسک سخت آهسته در پایین
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. To reduce the average access time of queries and provide maximal requests, a novel scheduling strategy for multi-item broadcast is proposed.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برای کاهش زمان دسترسی متوسط پرس و جوها و فراهم کردن حداکثر درخواست، یک استراتژی برنامه‌ریزی جدید برای پخش چند موردی پیشنهاد شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای کاهش میانگین زمان دسترسی درخواستها و ارائه حداکثر درخواست، یک استراتژی برنامه ریزی جدید برای پخش چندین مورد ارائه شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Data that needs to have subsecond access time.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]داده‌هایی که باید به زمان دسترسی داشته باشند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]داده هایی که نیاز به زمان دسترسی زیرمجموعه دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Sort the list by access time!
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مرتب‌سازی فهرست با زمان دسترسی!
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مرتب کردن لیست با زمان دسترسی!
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. A fast access time is achieved by using six-transistor CMOS memory cell, latched sense amplifier, and high-speed decoder circuit.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک زمان دسترسی سریع با استفاده از یک سلول حافظه CMOS متشکل از شش ترانزیستور، تقویت‌کننده حسی latched، و مدار decoder با سرعت بالا به دست می‌آید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]زمان دسترسی سریع با استفاده از سلول حافظه CMOS شش ترانزیستور، تقویت کننده حسگر لگد و مدار رمزنگاری با سرعت بالا به دست می آید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. CPU logic is usually faster than main memory access time, with the result that processing speed is limited primarily by the speed of main memory.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]منطق CPU معمولا سریع‌تر از زمان دسترسی به حافظه اصلی است، با این نتیجه که سرعت پردازش در درجه اول با سرعت حافظه اصلی محدود می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]منطق پردازنده معمولا سریعتر از زمان دسترسی به حافظه اصلی است، در نتیجه سرعت پردازش در درجه اول با سرعت حافظه اصلی محدود می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Access time is the sum of seek time and rotational latency and command processing overhead.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]زمان دستیابی مجموع زمان جستجوی زمان و تاخیر دوران و سربار پردازش فرمان است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]زمان دسترسی مجموع سري زمان جستجو و زمان تأخیر چرخشی و فرماندهی فرمان است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The tape is said to run in a continuous loop, a method of speeding up access time to data.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گفته می‌شود که این نوار در یک حلقه پیوسته اجرا می‌شود، روشی که سرعت دسترسی به اطلاعات را افزایش می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گفته شده است که نوار در یک حلقه پیوسته اجرا می شود، یک روش سرعت بخشیدن به زمان دسترسی به داده ها
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. A typical fee is $ 20 a month for 20 or more hours of access time, but rates and plans vary.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک هزینه معمولی ۲۰ دلار برای ۲۰ سال یا بیشتر زمان دسترسی است، اما نرخ‌ها و طرح‌ها متفاوت هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک هزینه معمول 20 دلار در ماه برای 20 ساعت یا بیشتر از زمان دسترسی است، اما نرخ ها و برنامه ها متفاوت هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Normally, some records are accessed more frequently than others, and this tendency can be used to decrease average access time.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به طور معمول، بعضی از رکوردهای بیشتر از بقیه در دسترس هستند، و این گرایش می‌تواند برای کاهش زمان دسترسی به طور متوسط مورد استفاده قرار گیرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به طور معمول برخی سوابق بیشتر از سایرین دیده می شوند و این گرایش می تواند برای کاهش زمان دسترسی به طور متوسط ​​استفاده شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Owing to the advantages in high storage capacity, fast data transfer rate, and short access time, volume holographic memories (VHM) are considered to meet the needs.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به خاطر مزایای ظرفیت ذخیره‌سازی بالا، نرخ انتقال سریع داده، و زمان دسترسی کوتاه، حافظه holographic حجم (VHM)برای برطرف کردن نیازها در نظر گرفته می‌شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با توجه به مزایای استفاده از ظرفیت ذخیره سازی بالا، سرعت انتقال داده ها و زمان دسترسی کوتاه، حجم حافظه های هولوگرافی (VHM) برای پاسخگویی به نیازهای آنها در نظر گرفته می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی عبارات مرتبط با access time به فارسی

مدت دستیابی به حافظه

معنی access time در دیکشنری تخصصی

access time
[کامپیوتر] زمان دستیابی . - مقدار زمان لازم برای آنکه یک دستگاه حافظه اطلاعات را به سی پی یو منتقل کند . این مقدار زمان برابر با فاصله زمانی در خواست اطلاعات توسط سی پی یو تا در یافت آن است . سریعترین زمانهای دسترسی مربوط به تراشه های رام است مربوط به تصویر دارای سرعت کمتر ودیسک گردان ها کمترین سرعت را دارند
[برق و الکترونیک] زمان دستیابی 1- فاصله زمانی بین لحظه فراخوانی اطلاعات از حافظه ولحظه دریافت آن ( زمان خوانده ) در رایانه 2- فاصله زمانی بین لحظه آماده شدن اطلاعات برای انباشت در رایانه و لحظه ای که انباشت تکمیل شده است ( زمان نوشتن ) در یک دیسک ران این زمان شامل مدت زمان لازم برای قرار گرفتن هد خواند / نوشتن در محل صحیح روی دیسک و انجام عمل نوشتن یا خواندن است
[زمین شناسی] زمان دستیابی.زمان مورد نیاز برای دستیابی به رکوردی بر روی دیسک. زمان دستیابی مجموع زمان مورد نیاز برای تعیین موقعیت هد دیسک به استوانه طراحی شده
[ریاضیات] زمان دسترسی، زمان دستیابی
[آب و خاک] زمان دسترسی
[برق و الکترونیک] زمان دستیابی میانگین زمان میانگین لازم برای انجام تمام دستیابی های ( یا جستجوهای ) ممکن در یک وسیله یا سیستم حافظه ،نوعی معیار کارایی .
[زمین شناسی] زمان متوسط دستیابی نگاه کنید به access time
[کامپیوتر] زمان دسترسی دیسک
[برق و الکترونیک] زمان دسترسی به حافظه
[زمین شناسی] حداقل زمان دستیابی
[برق و الکترونیک] زمان خواندن؛ زمان دسترسی فاصله زمانی بین لحظه ای که درآن اطلاعات از حافظه کامپیوتر فراخوانده می شود تا لحظه ای که ارایه اطلاعات به کامپیوتر کامل می شود.
[برق و الکترونیک] زمان نوشتن؛ زمان دستیابی فاصله زمانی بین لحظه ای که اطلاعات برای ذخیره شدن آماده است و لحظه ای که ذخیره سازی در کامپیوتر کامل می شود .

معنی کلمه access time به انگلیسی

access time
• period of time it takes a computer to provide data that has been requested
memory access time
• amount of time required to find and retrieve data from memory (computers)

access time را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی access time



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی access time
کلمه : access time
املای فارسی : عکس تیم
اشتباه تایپی : شززثسس فهئث
عکس access time : در گوگل


آیا معنی access time مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )