انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 984 100 1

accessible

تلفظ accessible
تلفظ accessible به آمریکایی/ækˈsesəbl̩/ تلفظ accessible به انگلیسی/əkˈsesəbl̩/

معنی: نزدیک، در دسترس، دست یافتنی، قابل وصول، دستیابی پذیر، امادهء پذیرایی، حی و حاضر، دم دستی
معانی دیگر: قابل دسترسی، قابل دخول، وارد شدنی، سهل الوصول، سهل آموز، قابل فهم، همه کس فهم، تاثیرپذیر، نفوذپذیر، خوش برخورد

بررسی کلمه accessible

صفت ( adjective )
مشتقات: accessibly (adv.), accessibility (n.)
(1) تعریف: easily approachable, entered, or used.
مترادف: approachable, open, reachable
متضاد: inaccessible, out-of-the-way, solitary
مشابه: available, convenient, handy, wide-open

- The mountain resort is accessible only by train.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] این تفریحگاه کوهستانی تنها با قطار در دسترس است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] کوهستان تنها با قطار قابل دسترسی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- This building is accessible for handicapped people.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] این ساختمان برای افراد معلول در دسترس است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] این ساختمان برای افراد معلول قابل دسترسی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: able to be approached, reached, or obtained; available.
مترادف: approachable, available, handy, obtainable, on hand, reachable
متضاد: inaccessible, unapproachable
مشابه: nearby, open

- The school principal is not always accessible, so you may have to speak with her assistant.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] مدیر مدرسه همیشه در دسترس نیست، پس شما می‌توانید با دستیار خود صحبت کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] مدرس مدرسه همیشه در دسترس نیست، بنابراین ممکن است مجبور شوید با دستیار خود صحبت کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- Computers make all kinds of information accessible to users.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] کامپیوترها تمام اطلاعات را در دسترس کاربران قرار می‌دهند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] کامپیوترها انواع اطلاعات را برای کاربران فراهم می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: susceptible to; open (usu. fol. by "to").
مترادف: liable, open, subject, susceptible
متضاد: impervious
مشابه: manipulable, vulnerable

- He is accessible to flattery.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] از او تملق می‌گوید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او برای فریبندگی در دسترس است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه accessible در جمله های نمونه

1. an accessible and honest man
ترجمه یک مرد خوش برخورد و امین

2. readily accessible to the non-professional reader
ترجمه به آسانی قابل درک برای خوانندگان غیرمتخصص

3. he is accessible to flattery
ترجمه چاپلوسی در او اثر می‌کند.

4. a town which is accessible by train
ترجمه شهری که می‌توان با راه آهن به آن رفت و آمد کرد.

5. Medicine should not be kept where it is accessible to children.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پزشکی نباید در جایی نگهداری شود که برای کودکان در دسترس باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پزشکی نباید در جایی که برای کودکان قابل دسترس باشد نگهداری شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The causeway to the island is only accessible at low tide.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جاده منتهی به جزیره تنها در آب‌های آرام قابل‌دسترسی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جاده به جزیره فقط در جزر و مد قابل دسترس است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The museum is easily accessible by public transport.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]حمل و نقل عمومی به راحتی در دسترس عموم قرار دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]موزه به راحتی توسط حمل و نقل عمومی قابل دسترسی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The museum is easily accessible by car.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این موزه به راحتی با اتومبیل در دسترس است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]موزه به راحتی توسط ماشین قابل دسترسی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Public places are becoming more accessible to people with disabilities.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مکان‌های عمومی برای افراد دارای معلولیت بیشتر در دسترس مردم قرار می‌گیرند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مکان های عمومی برای افراد معلول در دسترس هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. These documents are not accessible to the public.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این اسناد در دسترس عموم قرار ندارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این اسناد برای عموم قابل دسترسی نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The Centre is easily accessible to the general public.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این مرکز به راحتی در دسترس عموم مردم قرار دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مرکز به راحتی در دسترس عموم قرار دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The information is readily accessible on the Internet.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اطلاعات به راحتی در اینترنت قابل‌دسترسی هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اطلاعات به راحتی در اینترنت قابل دسترسی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. He is proud that his wife is accessible to reason.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او افتخار می‌کند که همسرش به دلایل منطقی در دسترس است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او افتخار می کند که همسرش به دلیل در دسترس است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The beach should be accessible to everyone.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ساحل باید برای همه قابل‌دسترس باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ساحل باید برای همه در دسترس باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. The files are accessible over a network.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فایل‌های موجود در یک شبکه در دسترس هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فایل ها در یک شبکه قابل دسترسی هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. The college is easily accessible by road .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این کالج به راحتی در دسترس جاده قرار دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کالج به راحتی با جاده قابل دسترسی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

17. It is written in simple language, immediately accessible to the reader.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن به زبان ساده نوشته شده و بلافاصله برای خواننده در دسترس است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این در زبان ساده نوشته شده است، بلافاصله برای خواننده قابل دسترس است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف accessible

نزدیک (صفت)
near , nigh , close , nearby , hand-to-hand , adjacent , adjoining , neighbor , contiguous , vicinal , accessible , relative , proximate , forthcoming , upcoming
در دسترس (صفت)
hand-to-hand , available , accessible , attainable
دست یافتنی (صفت)
accessible , achievable
قابل وصول (صفت)
receivable , accessible , achievable
دستیابی پذیر (صفت)
accessible
امادهء پذیرایی (صفت)
accessible
حی و حاضر (صفت)
ready , accessible
دم دستی (صفت)
accessible , handy , standby

معنی accessible در دیکشنری تخصصی

accessible
[ریاضیات] قابل دسترسی
[ریاضیات] نقطه ی مرزی دست یافتنی
[ریاضیات] خدمات بارگیری و تخلیه ی بار، خدمات ضمنی، خدمات معین
[زمین شناسی] محله قابل دسترسی ، محوطه کار قابل دسترس
[ریاضیات] وضعیت های قابل دسترسی

معنی کلمه accessible به انگلیسی

accessible
• approachable; easily obtainable; easy to relate to; persuadable, easy to influence
• if a place is accessible, you are able to reach it.
• if something is accessible to people, they are able to use it or understand it easily.

accessible را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی accessible

donya ٠٠:١٠ - ١٣٩٦/٠٥/٠٧
راحت و اسان
|

نیازمند ١٥:٥٦ - ١٣٩٧/٠١/٢٤
موجود
|

Smin ٢١:٥٠ - ١٣٩٧/٠٩/١٠
پیشنخاد
|

Shima ١٨:٥٦ - ١٣٩٨/٠٢/١٨
در دسترس
|

پیشنهاد شما درباره معنی accessible



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی accessible
کلمه : accessible
املای فارسی : اکسسیبل
اشتباه تایپی : شززثسسهذمث
عکس accessible : در گوگل


آیا معنی accessible مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )