انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 655 100 1

account payable

تلفظ account payable
تلفظ account payable به آمریکایی تلفظ account payable به انگلیسی

حساب های پرداختی، حساب های بستانکاران (مبالغ بدهی در مقابل دریافت کالا یا خدمات)

بررسی کلمه account payable

اسم ( noun )
حالات: accounts payable
• : تعریف: an amount owed to a creditor by a business, usu. for goods and services received.

واژه account payable در جمله های نمونه

1. The financial administrative functions include budgeting, accounts payable, accounts receivable, general ledger, payroll and personnel.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]توابع اداری مالی عبارتند از: بودجه بندی، حساب های قابل پرداخت، بدهی های حساب، سرشماری عمومی، حقوق و دستمزد و پرسنل
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. If discounts are offered but not taken, accounts payable have a very definite cost.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگر تخفیف ارائه می شود، اما قبول نمی شود، حساب های قابل پرداخت هزینه بسیار مشخصی دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. As a result the records were often distributed and accounts payable were collected in a haphazard manner.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در نتیجه، پرونده ها اغلب توزیع شد و حساب های قابل پرداخت به صورت تصادفی جمع آوری شدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. An administrative support team handled such matters as payroll, accounts payable, purchasing, and employment sourcing.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تیم پشتیبانی اداری امور مالی مانند حقوق و دستمزد، حساب های قابل پرداخت، خرید و استخدام منابع استخدامی را در بر می گیرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Using a charge account creates an account payable.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با استفاده از یک حساب شارژ یک حساب قابل پرداخت ایجاد می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Account Payable: A liability that results from a purchase of goods or services on open account.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]حساب قابل پرداخت مسئولیتی که از خرید کالاها یا خدمات در حساب باز حاصل می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Control prepayment and Account Payable payment term.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پیش پرداخت و مدت پرداخت حساب قابل پرداخت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Be responsible for management of account payable and account receivable.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مسئولیت مدیریت حساب قابل پرداخت و حساب قابل دریافت است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Purchasing support: order processing and follow - up, account payable check - up and pay, quotation, supplier evaluation, etc.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پردازش سفارش پشتیبانی خرید و پیگیری، حساب چک قابل پرداخت و پرداخت، نقل قول، ارزیابی تامین کننده، و غیره
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Using a charge account creates an account payable. Buying something such as a car on credit and issuing promissory note creates a liability called notes payable.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با استفاده از یک حساب شارژ یک حساب قابل پرداخت ایجاد می کند خرید چیزی مانند یک ماشین در اعتبار و صدور صورتحساب، مسئولیتی را به نام یادداشت های قابل پرداخت ایجاد می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. For another, the whole portfolio is more risky. 17% of the account payable belongs to low-income families with only 12% in 198
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای یکی دیگر، کل نمونه کارها بیشتر خطرناک است 17٪ از حساب قابل پرداخت متعلق به خانواده های کم درآمد است که فقط 12٪ در سال 198 است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The Finance Department is looking for a trainee to assist the account payable accountant.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]وزارت دارایی به دنبال یک کارآموز برای کمک به حسابدار قابل پرداخت حساب می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. So we could owe money, and the best example that's account payable .
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بنابراین ما می توانیم پول بدهیم و بهترین نمونه ای که حساب قابل پرداخت است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی account payable در دیکشنری تخصصی

account payable
[حقوق] حساب پرداختنی

پیشنهاد شما درباره معنی account payable



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی account payable
کلمه : account payable
املای فارسی : اسونت پیبل
اشتباه تایپی : شززخعدف حشغشذمث
عکس account payable : در گوگل


آیا معنی account payable مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )