برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1183 100 1

accumulator

/əˈkjuːmjəˌletər/ /əˈkjuːmjəleɪtə/

معنی: انباشتگر
معانی دیگر: انبارش گر، (برق و الکترونیک) باطری انباری، انباره، خازن، اکومولاتور

بررسی کلمه accumulator

اسم ( noun )
(1) تعریف: someone or something that accumulates.

(2) تعریف: a register or electrical circuit for storing numbers and performing one or more arithmetic or logical operations on them, as in a calculator or computer.

(3) تعریف: an apparatus in a hydraulic or pneumatic system that stores and regulates the supply of fluid that provides pressure in the system.

واژه accumulator در جمله های نمونه

1. Since logical values are manipulated in the accumulator used for fixed-point binary arithmetic, no separate load and store instructions are required.
[ترجمه ترگمان]از آنجا که مقادیر منطقی در کالای با بار استاتیک تجمع یافته برای حساب دوتایی نقطه ثابت استفاده می‌شوند، هیچ بار جداگانه و دستورالعمل نگهداری مورد نیاز نیست
[ترجمه گوگل]از آنجائیکه مقادیر منطقی در باتری قابل استفاده برای محاسبه دودویی نقطه ثابت استفاده می شود، هیچ دستورالعمل جداگانه بار و فروشگاه لازم نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Multiple accumulator sets A way in which process switching may be speeded up is by the provision of multiple processor register Sets.
[ترجمه ترگمان]چندین مجموعه با بار استاتیک تجمع یافته روشی است که در آن سوییچینگ فرآیند را می توان تسریع کرد با ارایه چندین مجموعه از چند مجموعه پردازنده است
[ترجمه گوگل]مجموعه باتری های چندگانه راه هایی که در آن سوئیچینگ فرآیند می تواند سرعت بخشید، فراهم کردن مجموعه های ثبت نام چند پردازنده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The accumulator was very heavy and had to be charged about once a month.
[ترجمه ترگمان]کالای با بار تجمع یافته بسیار سنگین بود و باید ماهی یک‌بار در ماه متهم می‌شد
[ترجمه گوگل]باتری بسیار سنگین بود و مجبور بود حدود یک بار در ماه متهم شود
[ترجمه شما] ...

مترادف accumulator

انباشتگر (اسم)
accumulator

معنی accumulator در دیکشنری تخصصی

accumulator
[شیمی] انباره
[سینما] انباره
[کامپیوتر] انباره - ثباتی که کامیپیوتر نتیجه عملیات حسابی را درون ان ذخیره می کند . برخی از کامیپوترها می توانند بیش از یک ثبات به عنوان انباره داشته باشند . - آکومولاتور ، انباشتگر ، انباره .
[ریاضیات] مخزن
[خاک شناسی] انباشتگر
[پلیمر] انباره، سیستم انباشتگر
[برق و الکترونیک] انبار شمارنده 1- ثبات رایانه ای که عددی را ذخیره میکند و با دریافت عددی دیگر ، آن را با عدد ذخیره شده قبلی جمع و نتیجه را ذخیره میکند در گونه ای دیگر ،اعدادصحیح ذخیره شده به میزان واحد یا بک عدد صحیح دلخواه افزایش میابند . انباره را میتوان به صفر یا یک عدد صحیح دلخواه بازنشانی کرد ، 2- اصطلاح بریتانیایی برای باتری انبارشی
[کامپیوتر] ثبات انباشتگر .
[شیمی] مخزن جمع کننده
[نفت] انباره ی هیدرولیکی
[سینما] انباره سربی - اسیدی
[برق و الکترونیک] انباره ضرب کننده مدار اختصاص یافته به ضرب کردن و جمع اعداد واحد های خیلی سریع معمولاً قادر به ضرب دو عدد و جمع حاصلضرب قبلی با نتیجه آن در زمان تناوب یک پالس ساعت است .
[مهندسی گاز] مخزن پس ریز
[کامپیوتر] انباره کمکی
...

معنی کلمه accumulator به انگلیسی

accumulator
• storage cell; one who accumulates; register, section of memory in the cpu that is used to temporarily store the results of recent calculations (computers)

accumulator را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

iman
باتری
iman
انباشتگر
سعید
مخزن نگهدارنده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی accumulator
کلمه : accumulator
املای فارسی : اککومولتر
اشتباه تایپی : شززعئعمشفخق
عکس accumulator : در گوگل

آیا معنی accumulator مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )