انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1068 100 1

accurately

تلفظ accurately
تلفظ accurately به آمریکایی/ˈæk.jʊ.rət.li/ تلفظ accurately به انگلیسی/ˈæk.jʊ.rət.li/

معنی: عینا
معانی دیگر: بدرستی، بادقت، درست

بررسی کلمه accurately

قید ( adverb )
• : تعریف: with accuracy; correctly; precisely.

- The temperature must be measured accurately.
ترجمه کاربر [ترجمه shadi.al] دما باید به درستی اندازه گیری شود.
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] دما را باید به دقت اندازه‌گیری کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] دما باید دقیقا اندازه گیری شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه accurately در جمله های نمونه

1. aircraft parts must be tooled accurately
ترجمه اجزای هواپیما باید با دقت ساخته شوند.

2. we can now compute the distance between the moon and the earth accurately
ترجمه اکنون می‌توانیم فاصله‌ی ماه از زمین را دقیقا محاسبه کنیم.

3. There is a trade-off between doing the job accurately and doing it quickly.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک تجارت بین انجام دقیق کار و انجام سریع آن وجود دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بین انجام دادن کار با دقت و سریع انجام می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The machine can accurately locate radioactive material.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دستگاه می‌تواند به دقت مواد رادیو اکتیو را تعیین کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دستگاه می تواند با دقت مواد رادیواکتیو را پیدا کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The article accurately reflects public opinion.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این مقاله به طور دقیق منعکس‌کننده افکار عمومی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مقاله به طور دقیق افکار عمومی را منعکس می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Pigeons navigate less accurately when the earth's magnetic field is disturbed.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هنگامی که میدان مغناطیسی زمین مختل می‌شود، Pigeons با دقت کمتری حرکت می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]وقتی که میدان مغناطیسی زمین خنثی می شود، کبوتر ها کمتر دقیق حرکت می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The weather bureau has accurately predicted the sand storm.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اداره هواشناسی به طور دقیق طوفان شن را پیش‌بینی کرده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دفتر آب و هوا دقیقا طوفان شن و ماسه را پیش بینی کرده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. You didn't measure the angle accurately.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]زاویه را دقیق اندازه نگرفتی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شما دقیقا زاویه را اندازه گیری نکردید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Now scientists can forecast the weather accurately.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اکنون دانشمندان می‌توانند هوا را به دقت پیش‌بینی کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اکنون دانشمندان می توانند آب و هوا را با دقت پیش بینی کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The colours can be reproduced fairly accurately.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رنگ‌ها می‌توانند به طور نسبتا دقیق تکثیر شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رنگ ها می توانند نسبتا دقیق تولید شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Can you measure accurately with this ruler?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آیا می‌توانید به طور دقیق با این خط‌کش اندازه‌گیری کنید؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا می توانید با این حاکم دقت اندازه گیری کنید؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The test can accurately predict what a bigger explosion would do.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این آزمایش می‌تواند به درستی پیش‌بینی کند که یک انفجار بزرگ‌تر چه خواهد کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تست می تواند به طور دقیق پیش بینی کند که چه انفجاری بزرگتر انجام می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Does this opinion poll accurately reflect the public mood?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آیا این نظر سنجی به طور دقیق منعکس‌کننده وضعیت عمومی است؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا این نظر سنجی دقیقا منعکس کننده خلق و خوی عمومی است؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. His condition would be more accurately termed as "chronic fatigue".
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شرایط او به طور دقیق‌تر به عنوان \"خستگی مزمن\" خوانده می‌شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]وضعیت او دقیق تر به عنوان 'خستگی مزمن' نامیده می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. I can't render my thought accurately.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نمی‌توانم خودم را به دقت نگاه کنم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من نمیتوانم تفکرم را دقیقا ارزیابی کنم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف accurately

عینا (قید)
just , accurately , exactly , identically , literally , textually , plumb , definitely

معنی accurately در دیکشنری تخصصی

accurately
[ریاضیات] با دقت

معنی کلمه accurately به انگلیسی

accurately
• precisely, exactly

accurately را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

محمدرضا ایوبی صانع ٢١:٤٠ - ١٣٩٧/٠٧/٠٣
دقیقاْ
|

حمیده معمارباشی ١٩:١٩ - ١٣٩٨/٠١/١٣
به طور دقیق
|

تاجبخش ١٤:٤٨ - ١٣٩٨/٠٧/٢٥
[المان محدود و روش بستن مجازی ترک(VCCT)] تقریبا"،بطور تقریبی
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی accurately
کلمه : accurately
املای فارسی : اککورتلی
اشتباه تایپی : شززعقشفثمغ
عکس accurately : در گوگل


آیا معنی accurately مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )