انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 898 100 1

واژه aching در جمله های نمونه

1. i was aching to see sherry
ترجمه از ته دل آرزوی دیدار شری را داشتم.

2. i was aching to tell her the news
ترجمه بی‌صبرانه می‌خواستم خبر را به او بدهم.

3. when i think of my poor son, my insides start aching
ترجمه وقتی فکر پسر بی‌چاره‌ام را می‌کنم دلم می‌سوزد.

4. The tongue ever turns to the aching teeth.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]زبانش به درد دندان درد می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]زبان تا به حال به دندان های درد تبدیل شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. I had a sore throat and aching limbs.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گلو درد داشتم و بدنم درد می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گلو درد و اندامهای درد داشتم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Smile though your heart is aching. Smile even though it's breaking.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگر چه قلبت درد می‌کند حتی با اینکه شکسته
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]لبخند هر چند قلب شما درد است لبخند حتی اگر آن را شکستن
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. He felt an aching feeling in his stomach.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]احساس دردناکی در معده‌اش احساس کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او احساس درد در معده خود را احساس کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. His feet were aching from standing so long.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پاهایش از ایستادن تا این اندازه دردناک بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پاهای خود را از ایستادن تا مدت طولانی درد می کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. All winter I have been aching for sunshine.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تمام زمستان برای من درد می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تمام زمستان من برای آفتاب درد دارم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The African sun beat relentlessly down on his aching head.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آفتاب آفریقا بی‌رحمانه بر سر دردناک او فرود آمد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خورشید آفریقایی به طور ناگهانی به سرش درد می کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. I'm aching all over.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همه جا درد می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من درد زیادی دارم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. My feet were sore and my back was aching.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پاهام درد می‌کرد و پشتم درد می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پای من درد و پشت من درد شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. My arms were aching so I shifted position slightly.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دست‌هایم درد می‌کرد و من کمی جا به جا شدم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اسلحه های من درد می کردند، بنابراین موقعیت کمی تغییر کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The weary walkers soothed their aching feet in the sea.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]واکر خسته پاهای دردناک خود را در دریا فرو می‌برد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]واکر خسته، پا درد های خود را در دریا را تسکین می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. I am aching to join in the game.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من برای ملحق شدن به این بازی درد دارم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من دلم برای پیوستن به بازی هست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه aching به انگلیسی

aching
• hurting, suffering from pain; yearning for

aching را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی aching

عاطفه موسوی ١٤:٠٧ - ١٣٩٧/٠٥/٣١
دردناک
|

ebitaheri@gmail.com ١٧:٢٩ - ١٣٩٧/٠٦/٠٢
دردکُنان ، دردکِشان ، درددار
|

پیشنهاد شما درباره معنی aching



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی aching
کلمه : aching
املای فارسی : اچیئنگ
اشتباه تایپی : شزاهدل
عکس aching : در گوگل


آیا معنی aching مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )