برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1285 100 1

acknowledge

/ækˈnɑːlɪdʒ/ /əkˈnɒlɪdʒ/

معنی: تصدیق کردن، قدردانی کردن، اعتراف کردن، وصولنامهای را اشعار داشتن
معانی دیگر: اذعان کردن، اقرار کردن، رسید چیزی را اعلام کردن، (دریافت نامه و غیره را) اعلام کردن، محل گذاشتن، اعتنا کردن، تشکر کردن، سپاسگزاری کردن، صحت یا قانونی بودن مدرکی را تصدیق کردن، تصدیق محضری کردن، جواب دادن، آشنایی دادن، جواب سلام دادن

بررسی کلمه acknowledge

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: acknowledges, acknowledging, acknowledged
مشتقات: acknowledgment (n.)
(1) تعریف: to admit or recognize the truth, existence, fact, or validity of.
مترادف: accept, admit, affirm, allow, avow, concede, grant, recognize
متضاد: deny, disavow, reject
مشابه: acquiesce, agree, certify, concur, confess, credit, face up to, honor, know, own up to, plead, testify

- The professor was forced to acknowledge that the student had been correct after all.
[ترجمه ترگمان] پروفسور مجبور شد قبول کند که دانش آموزان درست بعد از هر چیز درست عمل کرده‌اند
[ترجمه گوگل] استاد مجبور شد اذعان کند که دانش آموز پس از همه درست بوده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- He refused to acknowledge the boy as his son.
[ترجمه ترگمان] اون قبول نکرد که پسره رو به عنوان پسرش قبول کنه
[ترجمه گوگل] او از تصدیق پسر به عنوان پسرش خودداری کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The city's orchestra is acknowledged to be one of the world's finest.
[ترجمه ترگمان] اعلام شده‌است که ارکستر این شهر یکی از زیباترین بخش‌های جهان است
[ترجمه گوگل] ...

واژه acknowledge در جمله های نمونه

1. The experts reluctantly acknowledged that their estimate of food costs was not accurate.
کارشناسان با اکرامه ه پذیرفتند که برآوردشان از هزینه های غذایی درست نبوده است

2. District Attorney Hogan got the man to acknowledge that he had lied in court.
دادستان "هوگان" مرد را وادار کرد تا اقرار کند که در دادگاه دروغ گفته است

3. "I hate living alone," the bachelor acknowledged.
مرد مجرّد اعتراف کرد که: "از تنها زندگی کردن متنفرم"

4. to acknowledge a deed
اعتبار سندی را تایید کردن

5. he didn't acknowledge my presence
او حضور مرا نادیده گرفت.

6. we hereby acknowledge the receipt of your letter
بدین وسیله وصول نامه‌ی شما را اعلام می‌داریم.

7. we hereby acknowledge the receipt of your letter
بدین وسیله دریافت نامه‌ی شما را اعلام می‌داریم.

8. she did not acknowledge my greeting
سلام مرا نشنیده گرفت.

9. The family acknowledge the need for change.
[ترجمه ترگمان]خانواده نیاز به تغییر را تایید می‌کنند
[ترجمه گوگل]خانواده نیاز به تغییر را تصدیق می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف acknowledge

تصدیق کردن (فعل)
concede , admit , recognize , acknowledge , affirm , authenticate , establish , aver , grant , testify , subscribe , certify , confirm , homologate , justify , rubber-stamp
قدردانی کردن (فعل)
acknowledge , value , appreciate
اعتراف کردن (فعل)
acknowledge , confess , kithe
وصولنامهای را اشعار داشتن (فعل)
acknowledge

معنی acknowledge در دیکشنری تخصصی

acknowledge
[حقوق] تایید کردن، تصدیق کردن، اقرار یا اذعان کردن، به رسمیت شناختن
[برق و الکترونیک] تصدیق منفی

معنی کلمه acknowledge به انگلیسی

acknowledge
• recognize, admit; confess; certify the receipt of
• if a fact or situation is acknowledged, it is accepted that it is true or that it exists.
• if you acknowledge someone, you show that you have seen and recognized them.
• if you acknowledge a message, letter, or parcel, you tell the person who sent it that you have received it.
• if people or their status, qualities, or achievements are acknowledged, they are known about by other people and are admired by them.
acknowledge the receipt
• confirm the receipt of something, certify the receipt of

acknowledge را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

امیر حسین
دانش در مورد کسی یا چیزی
حامد نیازی
تایید کردن
تصدیق کردن
سجاد
قبول کردن
مرجان میری لواسانی
متوجه چیزی شدن ( make notice of )
mho3en
قدردانی کردن،
تاییدکردن
B
به رسمیت شناختن
Raana
محل گذاشتن
z
تصدیق کردن
fariba
let sb know that you have received sth from them
محمد ضیایی بیگدلی
با پذیرفتن یا پذیرش یا درک این موضوع که -با توجه یا عنایت به این که - acknowledging that
میلاد علی پور
قبول داشتن، موافق بودن، پذیرفتن
مهدی باقری
براساس دیکشنری لانگمن:
چیزی را قبول داشتن و پذیرفتن(نظر و عقیده)
دریافت کردن( نامه و رسید)
متوجه چیز مهمی شدن،(یچیزی مثل استعداد درونی یک فرد)
تشکر کردن از کسی (در ملأ عام)
و نشان دادن یه واکنشی که مثلا ما متوجه حضور کسی شدیم
مثل اینکه شما بیرون یه کسیو میبینی اگه بخوای با طرف صحبتی داشته باشی یکاری میکنی که بفهمونی به طرف ک اونو دیدی
مهسا امینی
-پذیرفتن
-قبول کردن
-تشخیص دادن
-متوجه شدن
-فهمیدن
-تایید کردن
علی اصغر سلحشور
شناخته شدن، مشخص شدن
Jahan
تصدیق کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی acknowledge
کلمه : acknowledge
املای فارسی : اککنولدگ
اشتباه تایپی : شزندخصمثیلث
عکس acknowledge : در گوگل

آیا معنی acknowledge مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )