انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 655 100 1

acknowledgement

تلفظ acknowledgement
تلفظ acknowledgement به آمریکایی تلفظ acknowledgement به انگلیسی

تایید، تصدیق، اعلام وصول، رسید، اعلامیه، اقرار، خبر وصول نامه، سپاسگزارى کامپیوتر : تصدیق قانون ـ فقه : اقرار بازرگانى : اعلامیه، اگهى

واژه acknowledgement در جمله های نمونه

1. an acknowledgement of guilt
ترجمه اقرار به گناه

2. he nodded in acknowledgement
ترجمه او سرش را به نشان تصدیق تکان داد.

3. the gift was in acknowledgement of his services
ترجمه هدیه به خاطر قدردانی از خدماتش بود.

4. This amounted to an acknowledgement that she had been wrong.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این به تصدیق رسید که او اشتباه کرده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. This report is an acknowledgement of the size of the problem.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این گزارش اذعان به اندازه مشکل است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Luke inclined his head slightly in acknowledgement.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]لوک سرش را کمی تکان داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. There is acknowledgement on his part that he was to blame.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در این صورت تصدیق می شود که او سرزنش می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. We want an acknowledgement of the existence of the problem.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما می خواهیم یک تصدیق از وجود مشکل داشته باشیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Do you want a written acknowledgement?
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]میخواهید تأییدیه نوشته شود؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. He inclined his head in acknowledgement.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او سرش را تسلیت می گوید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. She received a special award in acknowledgement of all her hard work.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در تأیید تمام کارهای سخت او یک جایزه ویژه دریافت کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. He gave Sabrina a quick nod of acknowledgement.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به سابرینا صدای سریع اذعان داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. He raised his hand to her in acknowledgement.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او دست خود را به ایشان رسانید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. He gave her a faint smile of acknowledgement.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به او لبخند ضعیفی از تصدیق داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. I was sent a free copy in acknowledgement of my contribution.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من یک نسخه رایگان در تأییدیه سهم من فرستاده شدم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی عبارات مرتبط با acknowledgement به فارسی

اذعان، اعتراف، قبول، تصدیق، اقرار، تشکر، سپاسگزاری، تقدیر، قدردانی، تصدیق نامه، اعتراف رسمی، شهادت نامه، اقرارنامه

معنی acknowledgement در دیکشنری تخصصی

acknowledgement
[کامپیوتر] تصدیق .
[برق و الکترونیک] اعلام وصول ، تصدیق
[حقوق] تصدیق، تایید (رسمی)، ارادی بودن تعهد توسط متعهد، تایید رسمی صحت امضای سند توسط امضاء کننده
[کامپیوتر] کاراکرت کنترلی که ترمینال گیرنده در انتقال اطلاعات برای ترمینال فرستنده صادر میکند تا اعلام کند که یک استباه انتقال در آخرین بلوک اطلاعات ارسال شده وجود دارد .

معنی کلمه acknowledgement به انگلیسی

acknowledgement
• act of recognizing or admitting; certification; recognition of a gift, expression of thanks
• acknowledgement of something is admitting or accepting that it is true.
• acknowledgement is the expression of gratitude for something that someone has done or said.
• acknowledgement of someone is showing that you have seen and recognized them.
• acknowledgement of a message, letter, or parcel is telling the sender that it has arrived.
• the acknowledgements in a book is the section in which the author thanks the people who have helped.
negative acknowledgement
• character or message sent by a receiving modem to a sending modem to indicate that a data packet has arrived incomplete and must be re-sent, nak (computers, telecommunications)

پیشنهاد کاربران درباره معنی acknowledgement

مزدک حاتمیان فر ١٤:٠١ - ١٣٩٦/١١/٢٩
تقدیر و تشکر
|

پیشنهاد شما درباره معنی acknowledgement



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی acknowledgement
کلمه : acknowledgement
املای فارسی : اککنولدگمنت
اشتباه تایپی : شزندخصمثیلثئثدف
عکس acknowledgement : در گوگل


آیا معنی acknowledgement مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )