برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1324 100 1

acolyte

/ˈækəˌlaɪt/ /ˈækəlaɪt/

معنی: دستیار کشیش، ستارهء تابع ستارهء دیگری، معاون یا کمک، ماه
معانی دیگر: (در کلیسای کاتولیک قدیم) کمک کشیش (هنگام عشای ربانی)، مامور انجام مراسم عشای ربانی، (معمولا پسر بچه) محراب دار

بررسی کلمه acolyte

اسم ( noun )
(1) تعریف: a person who assists a clergyman in religious services, esp. Roman Catholic.
مترادف: altar boy
مشابه: assistant, attendant, cleric, novice, server

- It was the young acolyte's first experience of lighting the candles for the service, and his hands were slightly shaky.
[ترجمه ترگمان] این اولین تجربه acolyte برای روشن کردن شمع برای سرویس بود، و دستانش اندکی لرزان بودند
[ترجمه گوگل] اولین تجربه آکویلیت جوان از روشن کردن شمع برای خدمات بود، و دستانش کمی تکان داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a follower or helper.
مترادف: admirer, devotee, follower
مشابه: adherent, assistant, attendant, camp follower, groupie, helper

واژه acolyte در جمله های نمونه

1. To his acolytes, he is known simply as 'the Boss'.
[ترجمه ترگمان]برای مریدهای او، او به سادگی به نام رئیس شناخته می‌شود
[ترجمه گوگل]او به عنوان 'رئیس' شناخته می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. His acolyte preceded him and the two officers in charge made no move to interfere.
[ترجمه ترگمان]معاون او پیش از او و دو افسر مسئول این کار را نداشتند که مداخله کنند
[ترجمه گوگل]آقاي او قبل از او بود و دو مامور مسئولي هيچ حرکتي براي مداخله نکردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The cults would be the prime targets: their acolytes would be dispersed, their leaders bought off or incarcerated.
[ترجمه ترگمان]آیینه‌ای مقدس اهداف اصلی خواهند بود: یاران آن‌ها پراکنده خواهند شد، رهبرانشان bought یا زندانی خواهند شد
[ترجمه گوگل]فرقه ها نخستین هدف هایی هستند که مخالفانشان پراکنده می شوند، رهبران آنها را خریداری یا زندانی می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The acolyte Rizla clears his throat to deliver the lecture.
[ترجمه ترگمان]معاون کشیش گلویش را صا ...

مترادف acolyte

دستیار کشیش (اسم)
acolyte
ستارهء تابع ستارهء دیگری (اسم)
acolyte
معاون یا کمک (اسم)
acolyte
ماه (اسم)
acolyte , month , moon , luna , satellite , phoebe

معنی کلمه acolyte به انگلیسی

acolyte
• altar boy, priest's assistant; assistant, attendant
• the acolytes of an important person are people who agree with their views and support them fully, often without being critical of anything that they do.
• an acolyte is also someone who assists a priest in performing certain religious services.

acolyte را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فرهاد سليمان‌نژاد
مؤمن، مريد، سرسپرده
mohamadda333
جانشین
surrogate-acolyte-substitute- assistant
after me will lead u as my acolyte my assistant
from now on he is the new surrogate
substitute

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی acolyte
کلمه : acolyte
املای فارسی : اکلیت
اشتباه تایپی : شزخمغفث
عکس acolyte : در گوگل

آیا معنی acolyte مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )