انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1012 100 1

actual

تلفظ actual
تلفظ actual به آمریکایی/ˈækt͡ʃəwəl/ تلفظ actual به انگلیسی/ˈækt͡ʃuəl/

معنی: واقعی، حقیقی، فعلی
معانی دیگر: موجود، کنونی

بررسی کلمه actual

صفت ( adjective )
مشتقات: actualness (n.)
(1) تعریف: truly existing or happening, not just potentially or in the imagination.
مترادف: real, true
متضاد: hypothetical, ideal, imaginary, notional, potential, virtual
مشابه: concrete, literal, objective, substantial, tangible, veritable

- That's what he told the police, but the actual events happened quite differently.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] این چیزی بود که به پلیس گفته بود، اما وقایع واقعی کاملا متفاوت پیش رفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] این همان چیزی است که او به پلیس گفت، اما حوادث واقعی کاملا متفاوت بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- This was just a drill, but in an actual emergency, the students would be sent home.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] این فقط یک تمرین بود، اما در یک وضعیت اورژانسی واقعی، دانشجویان به خانه فرستاده می‌شدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] این فقط تمرین بود، اما در شرایط اضطراری واقعی، دانش آموزان به خانه فرستاده می شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: existing or happening at the present moment.
مترادف: current, existent, existing, extant, present
مشابه: prevailing, very

- What is your actual position, sergeant?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] موضع واقعی تو چیه گروهبان؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] موضع واقعی شما، سربازان چیست؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- This is being filmed under actual conditions.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] این فیلم تحت شرایط واقعی فیلم برداری می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] این در شرایط واقعی فیلمبرداری می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: verified as a fact or as being the real thing.
مترادف: authentic, genuine, real, true
متضاد: apparent, nominal, ostensible, seeming, so-called

- The actual reason for his being late is that he overslept.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] دلیل واقعی بودنش برای دیر شدن اینه که خیلی خوابیده
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] دلایل واقعی برای دیر شدن او این است که او فراموشکار است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- This is an actual tooth of a dinosaur.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] این یک دندان واقعی دایناسور است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] این یک دندان واقعی دایناسور است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه actual در جمله های نمونه

1. the actual building has been rebuilt many times
ترجمه عمارت فعلی چندین‌بار بازسازی شده است.

2. the actual cost of the trip
ترجمه هزینه‌های واقعی سفر

3. the actual locale of that crime
ترجمه محل واقعی آن جنایت

4. have you ever witnessed an actual murder?
ترجمه آیا هرگز شاهد یک قتل واقعی بوده‌اید؟

5. the stated figures are only approximations of the actual costs
ترجمه اعداد ذکر شده برآورد تقریبی هزینه‌ها است.

6. his method is based on the theory that people learn better from actual experience than from books
ترجمه روش او بر این بینش استوار است که مردم از تجربه‌ی عملی بهتر می‌آموزند تا از کتاب.

7. I can not give the actual figures.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من نمی تونم اعداد واقعی رو به دست بیارم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نمیتوانم ارقام واقعی را بدهم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. We had estimated about 300 visitors, but the actual number was much higher.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما حدود ۳۰۰ بازدیدکننده را تخمین زده بودیم، اما تعداد واقعی بسیار بیشتر بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما حدود 300 بازدید کننده برآورد کردیم، اما تعداد واقعی آنها بسیار بالاتر بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Both deny conspiring to cause actual bodily harm.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هر دو این توطئه رو انکار میکنن که باعث آسیب فیزیکی واقعی بشن
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هر دو انکار توطئه برای ایجاد آسیب واقعی جسمی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. I can give you the actual figures.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] میتونم اعداد واقعی رو بهت بدم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من می توانم ارقام واقعی را بدهم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The actual signing of the treaty was a downbeat affair without any ceremony.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]امضای واقعی معاهده بدون هیچ مراسمی بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]امضای واقعی این معاهده، بدون هیچ گونه مراسم، یک امر بی رحمانه بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The actual estimate for extra staff and consequential costs such as accommodation was an annual £ 18m.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تخمین واقعی برای کارکنان اضافی و هزینه‌های مهم مانند محل اقامت، ۱۸ میلیون پوند بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برآورد واقعی برای کارکنان اضافی و هزینه های اساسی مانند مسکن 18 میلیون پوند سالانه بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. First we need to identify actual and potential problems.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اول باید مشکلات واقعی و بالقوه را شناسایی کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اول ما نیاز به شناسایی مشکلات واقعی و بالقوه هستیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The ghosts are described as if they bear actual malice towards humans.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ارواح را طوری توصیف می‌کنند که انگار they واقعی نسبت به انسان‌ها دارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ارواح توصیف شده اند به شرط اینکه آنها بدبینی واقعی نسبت به انسان ها داشته باشند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. The story is based on an actual incident.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]داستان براساس یک واقعه واقعی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]داستان براساس حادثه واقعی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. The actual measurement is two orders of magnitude greater than we expected.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اندازه‌گیری واقعی دو مرتبه بزرگ‌تر از آن چیزی است که ما انتظار داشتیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اندازه گیری واقعی دو مرتبه بزرگتر از انتظار ما است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

17. What were his actual words?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کلمات واقعی او چه بود؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کلمات واقعی او چیست؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

18. Officials admit the actual number of AIDS victims is much higher than statistics reflect.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مقامات تصدیق می‌کنند که شمار واقعی قربانیان ایدز بسیار بیشتر از آمار آمار است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مقامات اذعان می کنند که تعداد واقعی قربانیان ایدز بسیار بالاتر از آمار است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف actual

واقعی (صفت)
very , right , true , genuine , essential , actual , real , factual , concrete , virtual , veracious , down-to-earth , sterling , literal , lifelike , true-life , unfeigned , veritable
حقیقی (صفت)
true , genuine , actual , real , rightful , substantive , regular , intrinsic , unfeigned , veritable
فعلی (صفت)
present , actual

معنی عبارات مرتبط با actual به فارسی

نشانی واقعی
نشانوند واقعی
دستور العمل واقعی
کلید واقعی
پارامتر واقعی
(مسیحیت) گناه بالفعل یا دانسته (در مقابل گناهان فطری و اولیه)، گناه فردی، گناه عمدی
اوضاع فصلی، اوضاع کنونی، وضع فعلی

معنی actual در دیکشنری تخصصی

actual
[برق و الکترونیک] واقعی
[فوتبال] واقعی-حقیقی
[صنعت] واقعی ، حقیقی
[برق و الکترونیک] پارامتر واقعی
[زمین شناسی] اسید واقعی
[حسابداری] نرخ بازده واقعی سالانه
[نساجی] قیمت تمام شده واقعی
[ریاضیات] قیمت تمام شده ی واقعی، هزینه ی واقعی
[صنعت] هزینه واقعی - هزینه کل پرداخت شده بابت کار انجام شده در یک دوره زمانی مشخص.
[صنعت] هزینه واقعی کار انجام شده
[حسابداری] هزینه های واقعی ، هزینه های تاریخی
[نساجی] نمره حقیقی
[آب و خاک] تبخیر تعرق واقعی
[حقوق] خسارت واقعی

معنی کلمه actual به انگلیسی

actual
• substantial, real, tangible; current; factual
• actual is used to emphasize that someone or something is real and not imaginary.
• actual is also used to refer to the most significant part of an event, rather than to other things that are associated with it.
actual circumstances
• factual circumstances
actual damage
• real injury, damage which has actually occurred (often more than appears to the eye)
actual income
• income after taxes and deductions, take-home pay, net salary
actual size
• real dimensions, true proportions
actual speed
• real speed
actual value
• real worth, true value

actual را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی actual

Fati ١٧:٥٤ - ١٣٩٧/٠٧/٠٨
در حقیقت
|

مهری موسوی ١٦:٤٠ - ١٣٩٧/٠٩/٠٧
واقعی - فعلی
|

Mahya ١٦:٠٥ - ١٣٩٨/٠٤/١٥
در واقع
|

پیشنهاد شما درباره معنی actual



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

مهدی > selloape
toohid sharifi > reimburse
ریرا > entering
ایالات > فدایی
Mahsa > Arise
سیدمهدی حسینی > Spared no expense
امين منفرد > Would you mind
پ ص ر > abode

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی actual
کلمه : actual
املای فارسی : اکتوال
اشتباه تایپی : شزفعشم
عکس actual : در گوگل


آیا معنی actual مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )