برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1289 100 1

actuality

/ˌækt͡ʃəˈwæləti/ /ˌækt͡ʃuˈæləti/

معنی: امر مسلم، فعالیت، واقعیت
معانی دیگر: فعلیت، بودش، (جمع) هر چیز یا موقعیت واقعی

بررسی کلمه actuality

اسم ( noun )
حالات: actualities
(1) تعریف: the state or fact of truly or currently existing; reality.
مترادف: being, existence, reality, truth, verity
متضاد: potentiality, unreality
مشابه: case, embodiment, fact, incarnation, materialization, substance, tangibility

- When her dream became actuality, it did not bring her the satisfaction she had expected.
[ترجمه ترگمان] وقتی رویایش آشکار شد، آن رضایتی که انتظارش را داشت برایش نیاورد
[ترجمه گوگل] هنگامی که رویای او واقعیت بود، او رضایت او را نداشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: (often pl.) actual facts or circumstances.
مترادف: certainties, circumstances, facts, realities, truth, verities
متضاد: conjecture, possibility
مشابه: certitude, gospel, principles, reality

- Faced with the actualities of war, his dreams of heroism rapidly gave way to a simple determination to survive.
[ترجمه ترگمان] رویاهای قهرمانی او که با the جنگ مواجه شده بود، به سرعت به یک تصمیم ساده برای بقا دست یافت
[ترجمه گوگل] در مواجهه با واقعیت های جنگ، رویاهای خود را از قهرمانی به سرعت به عزم ساده ای برای زنده ماندن منتهی می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

واژه actuality در جمله های نمونه

1. in actuality
در واقع،عملا

2. the painful actuality of the real world
واقعیت دردناک جهان حقیقی

3. In actuality, Teddie did not have a disorder but merely a difficult temperament.
[ترجمه ترگمان]در واقع، Teddie بی‌نظمی نداشت، اما خلق و خوی سختی داشت
[ترجمه گوگل]در حقیقت، تدی با اختلال روبرو نیست، بلکه تنها یک خلق و خوی سخت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. A trip to the moon is now an actuality.
[ترجمه ترگمان]سفری به ماه اکنون یک واقعیت است
[ترجمه گوگل]سفر به ماه اکنون یک واقعیت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. It exists in dreams rather than actuality.
[ترجمه ترگمان]آن به جای واقعیت در رویا وجود دارد
[ترجمه گوگل]در رویا به جای واقعیت وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The building looked as impressive in actuality as it did in photographs.
[ترجمه ترگمان ...

مترادف actuality

امر مسلم (اسم)
act , certainty , actuality
فعالیت (اسم)
actuality , acting , activity , stir
واقعیت (اسم)
fact , reality , verity , actuality , objectivity

معنی عبارات مرتبط با actuality به فارسی

واقعیت، فعلیت، امرمسلم
در واقع، عملا

معنی کلمه actuality به انگلیسی

actuality
• state of being actual, reality
• you use in actuality to emphasize that what you are saying is true or accurate.

actuality را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Aylin
واقعیت
حسین رحمانی
اکنونیت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی actuality
کلمه : actuality
املای فارسی : اکتوالیتی
اشتباه تایپی : شزفعشمهفغ
عکس actuality : در گوگل

آیا معنی actuality مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )