انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1019 100 1

acyclic

تلفظ acyclic
تلفظ acyclic به آمریکایی/ˌeɪˈsaɪklɪk/ تلفظ acyclic به انگلیسی/ˌeɪˈsaɪklɪk/

معنی: غیر مدور، غیر قابل چرخش، ناچرخهای، مارپیچی
معانی دیگر: غیر دوار، بی چرخش، نا ادواری

واژه acyclic در جمله های نمونه

1. A constructible definition of the directed acyclic graph was described, and the reason why exists a solution that does not exceed the total execution time of all tasks was explained.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تعریف constructible از نمودار چرخه‌ای مستقیم توصیف‌شده، و دلیل این که چرا یک راه‌حل وجود دارد که از زمان اجرای کامل همه کارها تجاوز نمی‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک تعریف سازنده از گراف آصیلریک هدایت شده و دلیل آن وجود دارد که یک راه حل وجود دارد که از زمان اجرای کلی تمام وظایف اجتناب ناپذیر است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Methods : The rabbits underwent acyclic exercise and received the manipulations the rear limbs the same periods.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]روش‌ها: خرگوش‌ها در یک تمرین دور acyclic قرار گرفتند و در عین حال به دستکاری اندام‌های پشت سر هم رسیدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]روش ها خرگوش ها تحت عمل جراحی قرار گرفتند و دستکاری اندام های عقب در همان دوره را دریافت کردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. The probability updating algorithm for acyclic Temporal Bayesian network based on model simplification and general probability updating algorithm for Temporal Bayesian network are presented.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]الگوریتم به روز سازی احتمال برای شبکه بیزی موقتی مبتنی بر ساده‌سازی مدل و الگوریتم به روز سازی احتمال عمومی برای شبکه بیزی موقتی ارایه می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]الگوریتم به روز رسانی احتمالی برای شبکۀ بیسیم temycal temporal baysian براساس مدل ساده سازی و الگوریتم به روز رسانی احتمالی به طور کلی برای شبکه بیسیم temporal ارائه شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The inheritance hierarchy is a actually a directed acyclic graph.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سلسله‌مراتب وراثت در واقع یک نمودار چرخه‌ای مستقیم است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سلسله مراتب ارثی یک نمودار واقعی خطی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. To solve multi-class classification problem, Decision Directed Acyclic Graph algorithm support vector machine (DDAGSVM) has been proposed.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برای حل مساله طبقه‌بندی چند طبقه‌ای، تصمیم به کارگردانی Acyclic Graph پشتیبانی از ماشین بردار (DDAGSVM)پیشنهاد شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای حل مشکل طبقه بندی چند طبقه ای، الگوریتم پشتیبانی از الگوریتم تصحیح خطی تصمیم گیرنده (DDAGSVM) پیشنهاد شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The Acyclic Dependencies Principle: Allow no cycles in the package dependency graph.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اصل وابستگی‌های Acyclic: هیچ سیکل در گراف وابستگی بسته وجود ندارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Principle of Dependencies Acyclic اجازه دادن به هیچ چرخه در نمودار وابستگی بسته
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The inheritance hierarchy is actually a directed acyclic graph.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سلسله‌مراتب وراثت در واقع یک نمودار چرخه‌ای مستقیم است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سلسله مراتب ارثی در واقع یک نمودار خطی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The relationship among the layers is acyclic.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رابطه بین لایه‌ها acyclic است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رابطه میان لایه ها آلیسکی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. G is a maximal acyclic graph.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]G یک گراف acyclic بیشینه است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]G یک گراف حداکثر آسیکل است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Bayes network is a directed acyclic graph with a series of conditional probabilities.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مدل بیز یک نمودار چرخه‌ای مستقیم با مجموعه‌ای از احتمالات شرطی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شبکه بیس یک گراف خطی است که با یک سری احتمال احتمالی مشروط شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. A Dryad job is a graph generator which can synthesize any directed acyclic graph.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک کار Dryad یک ژنراتور گراف است که می‌تواند هر گراف دوری دار را تولید کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شغل Dryad یک ژنراتور گراف است که می تواند هر گراف آزار دهنده هدایت شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. In this paper, we have devoted our efforts to design and prepare acyclic nucleosides, 8-bromo adenosine derivatives and 5-iodo uracil derivatives.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در این مقاله، ما تلاش‌های خود را برای طراحی و آماده‌سازی acyclic nucleosides، مشتقات adenosine ۸ - bromo adenosine و مشتقات β - iodo، اختصاص داده‌ایم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در این مقاله تلاش های ما برای طراحی و آماده سازی نوکلئوزید های آکسیکلیک، مشتقات 8-bromo آدنوزین و مشتقات 5-یدو اوراکیل اختصاص داده شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The correlation results show that the method is valuable in understanding the structure performance relationship for the antiknock of acyclic alkanes.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نتایج همبستگی نشان می‌دهد که این روش در درک رابطه عملکرد ساختار برای the of acyclic بسیار ارزشمند است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نتایج همبستگی نشان می دهد که این روش در درک رابطه عملکرد ساختاری برای مقادیر آلکان های آکسیال ارزشمند است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف acyclic

غیر مدور (صفت)
acyclic
غیر قابل چرخش (صفت)
acyclic
ناچرخهای (صفت)
acyclic
مارپیچی (صفت)
vortiginous , acyclic , spiral , winding , whorled , sinuous , anfractuous

معنی acyclic در دیکشنری تخصصی

acyclic
[شیمی] ناحلقه ای ، داراى ساختمان زنجیرى باز، غیر حلقوى ، ناحلقوى ، ناچرخه اى
[برق و الکترونیک] ناچرخه ای فاقد چرخه ی تغییرات منظم .
[نساجی] زنجیری - غیر حلقوی
[ریاضیات] غیر حلقوی، نادوری، زنجیری، بدون دور، نادور، غیر دوری
[پلیمر] ناحلقه ای ، داراى ساختمان زنجیرى باز، غیر حلقوى ، ناحلقوى ، ناچرخه اى
[شیمی] ترکیب ناحلقه ای
[پلیمر] ترکیب غیر حلقوی، ترکیب ناحلقه ای
[کامپیوتر] نگاره سازی ناچرخه یی .
[ریاضیات] گراف بی دور
[آمار] گراف بی دور
[نفت] هیدروکربور زنجیری

معنی کلمه acyclic به انگلیسی

acyclic
• not cyclic; not occurring in cycles; not arranged in whorls (botany); having an open-chain molecular structure rather than a closed ring-shaped chain (chemistry)

acyclic را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی acyclic



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی acyclic
کلمه : acyclic
املای فارسی : اکیکلیک
اشتباه تایپی : شزغزمهز
عکس acyclic : در گوگل


آیا معنی acyclic مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )