برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1329 100 1

acyclic

/ˌeɪˈsaɪklɪk/ /ˌeɪˈsaɪklɪk/

معنی: غیر مدور، غیر قابل چرخش، ناچرخهای، مارپیچی
معانی دیگر: غیر دوار، بی چرخش، نا ادواری

واژه acyclic در جمله های نمونه

1. A constructible definition of the directed acyclic graph was described, and the reason why exists a solution that does not exceed the total execution time of all tasks was explained.
[ترجمه ترگمان]تعریف constructible از نمودار چرخه‌ای مستقیم توصیف‌شده، و دلیل این که چرا یک راه‌حل وجود دارد که از زمان اجرای کامل همه کارها تجاوز نمی‌کند
[ترجمه گوگل]یک تعریف سازنده از گراف آصیلریک هدایت شده و دلیل آن وجود دارد که یک راه حل وجود دارد که از زمان اجرای کلی تمام وظایف اجتناب ناپذیر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Methods : The rabbits underwent acyclic exercise and received the manipulations the rear limbs the same periods.
[ترجمه ترگمان]روش‌ها: خرگوش‌ها در یک تمرین دور acyclic قرار گرفتند و در عین حال به دستکاری اندام‌های پشت سر هم رسیدند
[ترجمه گوگل]روش ها خرگوش ها تحت عمل جراحی قرار گرفتند و دستکاری اندام های عقب در همان دوره را دریافت کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The probability updating algorithm for acyclic Temporal Bayesian network based on model simplification and general probability updating algorithm for Temporal Bayesian network are presented.
[ترجمه ترگمان]الگوریتم به روز سازی احتمال برای شبکه بیزی موقتی مبتنی بر ساده‌سازی مدل و الگوریتم به روز سازی احتمال عمومی برای شبکه بیزی موقتی ارایه می‌شود
[ترجمه گوگل]ا ...

مترادف acyclic

غیر مدور (صفت)
acyclic
غیر قابل چرخش (صفت)
acyclic
ناچرخهای (صفت)
acyclic
مارپیچی (صفت)
vortiginous , acyclic , spiral , winding , whorled , sinuous , anfractuous

معنی acyclic در دیکشنری تخصصی

acyclic
[شیمی] ناحلقه ای ، داراى ساختمان زنجیرى باز، غیر حلقوى ، ناحلقوى ، ناچرخه اى
[برق و الکترونیک] ناچرخه ای فاقد چرخه ی تغییرات منظم .
[نساجی] زنجیری - غیر حلقوی
[ریاضیات] غیر حلقوی، نادوری، زنجیری، بدون دور، نادور، غیر دوری
[پلیمر] ناحلقه ای ، داراى ساختمان زنجیرى باز، غیر حلقوى ، ناحلقوى ، ناچرخه اى
[شیمی] ترکیب ناحلقه ای
[پلیمر] ترکیب غیر حلقوی، ترکیب ناحلقه ای
[کامپیوتر] نگاره سازی ناچرخه یی .
[ریاضیات] گراف بی دور
[آمار] گراف بی دور
[نفت] هیدروکربور زنجیری

معنی کلمه acyclic به انگلیسی

acyclic
• not cyclic; not occurring in cycles; not arranged in whorls (botany); having an open-chain molecular structure rather than a closed ring-shaped chain (chemistry)

acyclic را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی acyclic
کلمه : acyclic
املای فارسی : اکیکلیک
اشتباه تایپی : شزغزمهز
عکس acyclic : در گوگل

آیا معنی acyclic مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )