برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1356 100 1

adaption


رجوع شود به: adaptation، سازواری، انطباق، توافق، سازش، مناسب، تطبیق، اقتباس

واژه adaption در جمله های نمونه

1. The technology of link adaption (LA), automatic gain control (AGC) and 8PSK demodulation is the core technology in GSM/EDGE baseband system.
[ترجمه ترگمان]فن‌آوری سازگاری لینک (LA)، کنترل بهره اتوماتیک (AGC)و ۸ PSK demodulation یک فن‌آوری اصلی در سیستم باند پایه GSM \/ EDGE است
[ترجمه گوگل]تکنولوژی اتصال سازگاری (LA)، کنترل اتوماتیک کنترل (AGC) و Demodulation 8PSK فناوری اصلی در سیستم پایه GSM / EDGE است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The experimental results indicate the dark adaption time of drivers has great difference.
[ترجمه ترگمان]نتایج تجربی نشان می‌دهد که زمان سازگاری تاریک رانندگان تفاوت زیادی دارد
[ترجمه گوگل]نتایج تجربی نشان می دهد که زمان تطبیق تاریکی رانندگان تفاوت زیادی دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The novel lends itself to adaption as a film.
[ترجمه ترگمان]این رمان به سازگاری با فیلم می‌پردازد
[ترجمه گوگل]رمان خود را به عنوان یک فیلم اقتباس می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Deals with the physiological adaption of winter wheat seedling's root to soil drought.
...

معنی adaption در دیکشنری تخصصی

adaption
[بهداشت] سازگاری - انطباق
[نساجی] تطابق رنگی

معنی کلمه adaption به انگلیسی

adaption
• act of adapting; process of making one thing fit another; modification, adjustment

adaption را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی adaption
کلمه : adaption
املای فارسی : ادپتین
اشتباه تایپی : شیشحفهخد
عکس adaption : در گوگل

آیا معنی adaption مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )