انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1096 100 1

adaption

تلفظ adaption
تلفظ adaption به آمریکایی تلفظ adaption به انگلیسی

رجوع شود به: adaptation، سازواری، انطباق، توافق، سازش، مناسب، تطبیق، اقتباس

واژه adaption در جمله های نمونه

1. The technology of link adaption (LA), automatic gain control (AGC) and 8PSK demodulation is the core technology in GSM/EDGE baseband system.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فن‌آوری سازگاری لینک (LA)، کنترل بهره اتوماتیک (AGC)و ۸ PSK demodulation یک فن‌آوری اصلی در سیستم باند پایه GSM \/ EDGE است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تکنولوژی اتصال سازگاری (LA)، کنترل اتوماتیک کنترل (AGC) و Demodulation 8PSK فناوری اصلی در سیستم پایه GSM / EDGE است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. The experimental results indicate the dark adaption time of drivers has great difference.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نتایج تجربی نشان می‌دهد که زمان سازگاری تاریک رانندگان تفاوت زیادی دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نتایج تجربی نشان می دهد که زمان تطبیق تاریکی رانندگان تفاوت زیادی دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. The novel lends itself to adaption as a film.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این رمان به سازگاری با فیلم می‌پردازد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رمان خود را به عنوان یک فیلم اقتباس می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Deals with the physiological adaption of winter wheat seedling's root to soil drought.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سازگاری با سازگاری فیزیولوژیکی نهال گندم زمستانی ریشه در خشکسالی خاک دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برطرف سازي فيزيولوژيک ريشه گياهچه گندم زمستانه به خشکسالي خاک
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Cut : Dynamic cut. Perfect adaption to the natural shape of the hand.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برش: برش پویا سازگاری کامل با شکل طبیعی دست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برش دینامیک برش سازگاری کامل با شکل طبیعی دست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. ObjectiveTo investigate the colonic hyperplastic and absorptive adaption in short bowel rats.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ObjectiveTo the را بررسی کن و absorptive را تو روده کوتاه نگه می‌داریم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هدف: تطبیق پلاکتی و جذب کولون در موش های کوتاه مدت روده ای مورد بررسی قرار گرفته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Cultural Adaption: I do not know because I never had a partner from a different culture.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]adaption فرهنگی: من نمی‌دانم چرا که من هرگز یک شریک از یک فرهنگ متفاوت نداشته‌ام
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]انطباق فرهنگی من نمی دانم چرا که من هرگز یک شریک از یک فرهنگ متفاوت داشته ام
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Contrast, adaption, think differently, that all I want to say.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کنتراست، سازگاری، به گونه‌ای متفاوت فکر کنید، که تنها چیزی که می‌خواهم بگویم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کنتراست، سازگاری، فکر می کنم متفاوت است، که همه می خواهم بگویم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The root system has adaption ability and automatic regulation ability to circumstance conditions or cultivation methods.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سیستم ریشه توانایی سازگاری و توانایی تنظیم اتوماتیک را در شرایط شرایط و روش‌های کشت دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سیستم ریشه دارای توانایی سازگاری و توانایی تنظیم اتوماتیک شرایط شرایط یا روش های کشت است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The paper gives the structure and also the adaption algorithm of the OWBE.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این مقاله ساختار و همچنین الگوریتم سازگاری of را ارایه می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این مقاله ساختار و همچنین الگوریتم سازگاری OWBE را ارائه می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The results showed that the adaption of Lolium was higher than Poa and Festuca.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نتایج نشان داد که سازگاری سازگاری با Lolium بیشتر از Poa و Festuca بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نتايج نشان داد كه تطابق لوليوم بيشتر از پو و فستوك است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. A watermarking intensity adaption scheme is proposed based on vision masking of initial image.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]طرح سازگاری با شدت watermarking براساس masking تصویر از تصویر اولیه ارائه شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]طرح انطباق شدت علامت گذاری بر اساس ترسیم تصور تصویر اولیه است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Internalisation of popular dress-code, adaption to social-normative expections.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]internalisation of popular - - code، سازگار با expections اجتماعی - هنجاری
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]داخلی کردن رمز لباس محبوب، سازگاری با انتظارات اجتماعی-هنجاری
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. One reason cassette players and other consumer electronics are played so loud, Hull said, is the phenomenon of auditory adaption.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هال گفت که یکی از دلایل پخش کنندگان نوار کاست و دیگر الکترونیک مصرف‌کننده، پدیده سازگاری شنیداری است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به گفته هال، یک پدیده سازگاری شنوایی، یکی از دلایلی است که بازیکنان کاست و سایر لوازم الکترونیکی مصرفی با صدای بلند پخش می شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی adaption در دیکشنری تخصصی

adaption
[بهداشت] سازگاری - انطباق
[نساجی] تطابق رنگی

معنی کلمه adaption به انگلیسی

adaption
• act of adapting; process of making one thing fit another; modification, adjustment

adaption را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی adaption
کلمه : adaption
املای فارسی : ادپتین
اشتباه تایپی : شیشحفهخد
عکس adaption : در گوگل


آیا معنی adaption مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )