انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 892 100 1

بررسی کلمه adaptive

صفت ( adjective )
مشتقات: adaptively (adv.), adaptiveness (n.)
• : تعریف: capable of or suitable for adapting.

- The animal's adaptive ability is important to its survival.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] توانایی وفقی برای بقای آن مهم است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] توانایی انطباق حیوان برای زنده ماندن آن مهم است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه adaptive در جمله های نمونه

1. Societies need to develop highly adaptive behavioural rules for survival.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جوامع نیاز به توسعه قوانین رفتاری بسیار تطبیقی برای بقا دارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جوامع نیاز به توسعه قوانین رفتاری بسیار سازگار برای بقا دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Weights are adaptive coefficients within the network that determine the intensity of the input signal.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]وزن‌های نشان‌دهنده ضرایب انطباقی در شبکه هستند که شدت سیگنال ورودی را تعیین می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]وزن ها ضرایب تطبیقی ​​درون شبکه هستند که شدت سیگنال ورودی را تعیین می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. You need a flexible and adaptive approach in devising your ground plan for bargaining.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شما به یک رویکرد انعطاف‌پذیر و انطباقی برای طراحی برنامه زمین برای چانه زدن نیاز دارید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شما نیاز به یک رویکرد انعطاف پذیر و انطباقی در طراحی طرح زمین برای چانه زنی دارید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. All species within a given adaptive zone compete intensively.
ترجمه کاربر [ترجمه ناشناس] تمام گونه های موجود دریک منطقه تطبیقی مشخص به شدت با یکدیگر رقابت می کنند
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تمام گونه‌ها در یک ناحیه تطبیقی به شدت رقابت می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تمام گونه ها در یک منطقه تطبیقی ​​داده شده به شدت رقابت می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Protocol 2 studied the phenomenon of adaptive cytoprotection in response to mild irritation of the duodenal mucosa in the three experimental groups.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پروتکل ۲ پدیده of تطبیقی را در پاسخ به سوزش ملایم of مخاط در سه گروه آزمایش بررسی کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در پروتکل 2، پدیده محافظت در برابر انطباق در پاسخ به سوزش خفیف مخاط مخاطی دوازدهه در سه گروه تجربی بررسی شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The adaptive technologies that cOmputers bring us started Out as huge, conspicuous, and centralized.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تکنولوژی‌های سازگار که computers ما را می‌آورند، به صورت گسترده، آشکار و متمرکز شروع به بیرون کردن ما می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تکنولوژی های انطباقی که کامپيوترها ما را آغاز کرده اند از نظر بزرگ، قابل ملاحظه و متمرکز شده اند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. To date, adaptive systems rely on three general classes of smart materials.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تا به امروز، سیستم‌های وفقی به سه کلاس عمومی از مواد هوشمند تکیه دارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تا به امروز، سیستم های انطباقی به سه طبقه کلی از مواد هوشمند متکی هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. In terms of biological evolution, complex adaptive systems seek patterns and learn from their interactions with the environment.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در تکامل زیستی، سیستم‌های انطباقی پیچیده به دنبال الگوها و یادگیری از تعاملات آن‌ها با محیط هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]از لحاظ تکامل بیولوژیکی، سیستم های تطبیقی ​​پیچیده به دنبال الگوهای و یادگیری از تعاملات آنها با محیط زیست هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. It is adaptive for animals not to mate with members of other species.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این کار برای حیوانات سازگار است که با اعضای دیگر گونه‌ها جفت نمی‌شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این حیوانات انطباقی نیستند که با اعضای گونه های دیگر همسو شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Neither found Darwin's detailed theory of adaptive evolution very useful.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هیچ کدام نظریه دقیق داروین در مورد تکامل تطبیقی را بسیار مفید نیافتند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نظریه دقیق داروین از تکامل انطباقی نیز بسیار مفید نبود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Certainly this frontal lobe role in adaptive behavior is linked to the mechanisms of selective attention.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بدیهی است که این نقش بخش قدامی در رفتار انطباقی با مکانیزم‌های توجه انتخابی مرتبط است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]قطعا این نقش لوب پیشانی در رفتار سازگار با مکانیزم های توجه انتخابی مرتبط است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. As such, intellectual development is adaptive.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به این ترتیب، توسعه عقلانی، تطبیقی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به همین ترتیب، توسعه فکری سازگار است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. They can be made adaptive so that each packet learns how to work with others and how to perform its task better.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها می‌توانند سازگار باشند تا هر بسته یاد بگیرد چطور با دیگران کار کند و چگونه کار خود را بهتر انجام دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها می توانند سازگاری داشته باشند به طوری که هر بسته یاد بگیرند چگونه با دیگران کار کنند و چگونه کار خود را بهتر انجام دهند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. One approach is to seek an adaptive explanation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک رویکرد، جستجو به دنبال توضیح انطباقی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یکی از رویکردهای این است که به دنبال توضیح تطبیقی ​​باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. The chance of discovering another adaptive peak by crossing over an adaptive valley would be negligibly small.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شانس کشف یک پیک جدید دیگر با عبور از یک دره سازگار، بسیار کوچک خواهد بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]احتمال کشف یکی دیگر از اوج سازگار با عبور از یک دره تطبیقی، ناچیز است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف adaptive

انطباقی (صفت)
adaptive
وفقی (صفت)
adaptive
قابل تطبیق (صفت)
adaptive
توافقی (صفت)
adaptive
سازوار پذیر (صفت)
adaptive
دارای قوهء تطابق (صفت)
adaptive

معنی adaptive در دیکشنری تخصصی

adaptive
[برق و الکترونیک] وفقی ، تطبیقی
[نساجی] تطبیقی
[آمار] سازوار، تطبیق پذیر
[آب و خاک] الگوریتم توافقی
[برق و الکترونیک] آرایه ی خود تطبیقی ؛ آرایه ی خود - فاز آرایه ی آنتنی که در آن هر عضو به صورت مستقل و متناسب با اطلاعات دریافتی از سیگنالهای ورودی فازدار می شود. از آن برای هدایت و کانونی کردن خودکار باریکه ،هدایت باریکه برگشتی،و آرایه های رادار تطبیقی استفاده می شود.
[برق و الکترونیک] کنترل تطبیقی نوعی روش کنترل که طی آن پارامترهای کنترل سیستم به طور پیوسته و خودکار در پاسخ به متغییر های فرایند تنظیم می شود تا کارایی تجهیزات میزبان را بهبود بخشند. نمونه ی آن هدایت خودکار کشتی یا هواپیما است .
[صنعت] کنترل تطبیقی - یک نوع خاص کنترل است که که شرایط قطعه را در حین عمل بر طبق محفوظات و برنامه های خودش وفق می دهد.
[ریاضیات] کنترل تطبیقی، کنترل وفقی
[برق و الکترونیک] سیستم کنترل تطبیقی سیستم کنترل بر اساس مفاهیم تطبیقی.
[برق و الکترونیک] مدوله سازی پالس-رمز تفاضلی تطبیقی روشی برای رمزگردانی کانال مدوله سازی پالس-رمز64کیلوبیت در ثانیه به هریک از کانال های 16،24،32 یا 64 کیلوبیت در ثانیه یا بر عکس.
[خاک شناسی] آنزیم سازگار
[برق و الکترونیک] پالایه ی تطبیقی ؛شناخت تطبیقی شکل موج نوعی پالایه با تنظیم خودکار برای پاسخ به سیگنالهای ثابت موجود در سیگنالهای تصادفی یا کاملاً نویزی. این کار بدون دانش قبلی از وجود یا نوع شکل موج انجام می گیرد. این پالایه می تواند برد آشکارسازهای سونار،رادار و سیستمهای شناسایی الکترومغناطیسی را گسترش دهد.
[صنعت] نگهداری تطبیقی
[ریاضیات] روش تطبیقی
[پلیمر] روش تطبیقی
[آمار] روش سازوار
[برق و الکترونیک] کوانتشگرتطبیقی کوانتشگری که در آن هر قطعه سینگال جدید با اندازه ی پله ی قبلی که در حافظه ذخیره شده است مقایسه و در نتیجه اندازه ی پله با واریانس سیگنال تطبیق داده می شود.

معنی کلمه adaptive به انگلیسی

adaptive
• capable of adapting; versatile
adaptive differential pulse code modulation
• method of compression for sound data

adaptive را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی adaptive

Baran ١٨:٥٨ - ١٣٩٦/٠٩/١٧
اکتسابی
|

سیامک ملکی ١٧:٢٦ - ١٣٩٧/١٠/٢٠
سازگار
|

ebitaheri@gmail.com ١١:٣٧ - ١٣٩٨/٠٢/١٧
سازشی
|

پیشنهاد شما درباره معنی adaptive



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی adaptive
کلمه : adaptive
املای فارسی : ادپتیو
اشتباه تایپی : شیشحفهرث
عکس adaptive : در گوگل


آیا معنی adaptive مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )