برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1292 100 1

add on

/ˈædɑːn/ /ædɒn/

ضمیمه کردن، جزو چیز دیگر کردن، (امریکا) کالا یا چیز اضافی که در هنگام خرید برای تشویق به خریدار داده می شود

بررسی کلمه add on

اسم ( noun )
(1) تعریف: an optional item that may be bought in addition to a main item to supplement or improve it.

(2) تعریف: in computing, a supplementary program or piece of code written to alter, enhance, or extend the behavior of a main program.

- The word processor has an add-on for the visually impaired.
[ترجمه ترگمان] پردازشگر کلمه یک نقطه اضافه برای اختلالات بینایی دارد
[ترجمه گوگل] پردازشگر کلمه یک افزودنی برای افراد دارای دید ضعیف است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه add on در جمله های نمونه

1. Holiday-makers can also add on a week in Majorca before or after the cruise.
[ترجمه ترگمان]makers همچنین می‌توانند یک هفته قبل یا بعد از سفر دریایی به ماجورکا دست یابند
[ترجمه گوگل]تعطیلات همچنین می تواند در یک هفته در Majorca قبل یا بعد از کروز اضافه کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. They decided to add on rather than move.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها تصمیم گرفتند که به جای حرکت، به آن اضافه کنند
[ترجمه گوگل]آنها تصمیم گرفتند تا به جای حرکت حرکت کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Many loan application forms automatically add on insurance.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از فرم‌های درخواست وام به طور خودکار بر بیمه می‌افزاید
[ترجمه گوگل]بسیاری از فرم های درخواست وام به صورت خودکار به بیمه اضافه می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Don't forget to add on your travelling expenses/add your expenses on.
[ترجمه ترگمان]فراموش نکنید که هزینه‌های سفر خود را اضافه کنید \/ هزینه خود را اضافه کنید
[ترجمه گوگل]فراموش نکنید که هزینه های سفر خود ...

معنی add on در دیکشنری تخصصی

add on
[کامپیوتر] افزوده شده ، مدارات ، سیستمها یا دستگاههای سخت افزار ی که می توانند به یک کامپیوتر متصل شوند تا حافظه و کارایی آن را افزایش دهند .

معنی کلمه add on به انگلیسی

add on
• component added to a computer in order to improve performance
• an add-on is a piece of equipment that is attached to a computer to make it better or more efficient; a technical term in computing.
add on card
• electronic card inserted in a special slot in a computer and provides it with improved capability
add on interest loan
• loan in which the sum of its interest is paid at the time of repayment

add on را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مرجان میری لواسانی
افزوده
افزودنی
فرشته
اشانتیون
فواد بهشتی
add-on = برافزا
plug-in = افزایه
extension = افزونه
add-in = درافزا
snap-in = اسنپین
theme = پوسته
محدثه فرومدی
افزوده، افزونه، لوازم جانبی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی add on
کلمه : add on
املای فارسی : عدد اون
اشتباه تایپی : شیی خد
عکس add on : در گوگل

آیا معنی add on مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )