انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 954 100 1

additional

تلفظ additional
تلفظ additional به آمریکایی/əˈdɪʃn̩əl/ تلفظ additional به انگلیسی/əˈdɪʃn̩əl/

معنی: فرعی، اضافی، افزوده

بررسی کلمه additional

صفت ( adjective )
مشتقات: additionally (adv.)
• : تعریف: more; added.
مترادف: more, other, over and above, supplementary
مشابه: another, auxiliary, excess, extra, further, spare

- We will need additional chairs for the seminar; ten will not be enough.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] ما به صندلی‌های اضافی برای این سمینار نیاز داریم؛ ده نفر کافی نخواهد بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] ما به صندلی های اضافی برای سمینار نیاز خواهیم داشت ده کافی نخواهد بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه additional در جمله های نمونه

1. additional costs
ترجمه مخارج اضافی

2. they attacked with additional vigor
ترجمه آنان با شدت بیشتر حمله کردند.

3. they allowed the import of an additional 50 million tons of rice
ترجمه آنان وارد کردن 50 میلیون تن برنج اضافی را مجاز دانستند.

4. cumulative interest is interest that is added to the principal and draws additional interest
ترجمه بهره‌ی مرکب بهره‌ای است که بر اصل پول افزوده می‌شود و بهره‌ی اضافی به آن تعلق می‌گیرد.

5. This system imposes additional financial burdens on many people.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این سیستم بار مالی بیشتری را بر روی بسیاری از مردم تحمیل می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این سیستم برای بسیاری از مردم مالیات اضافی را تحمیل می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The US is sending additional troops to the region.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ایالات‌متحده سربازان بیشتری را به منطقه اعزام می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ایالات متحده نیروهای اضافی را به منطقه ارسال می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The government is expected to lay an additional tax on us by the end of the year.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]انتظار می‌رود که دولت تا پایان سال یک مالیات اضافی بر ما بگذارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]انتظار می رود که دولت تا پایان سال مالیات اضافی را برای ما بپردازد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Additional information can be obtained from the centre.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اطلاعات اضافی را می توان از این مرکز به دست آورد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اطلاعات اضافی را می توان از مرکز دریافت کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. There will be no additional charges for this service.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هیچ اتهام دیگری برای این سرویس وجود نخواهد داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای این سرویس هزینه اضافی وجود نخواهد داشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The committee may co-opt additional members for special purposes.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این کمیته می‌تواند اعضای اضافی را برای اهداف خاص انتخاب کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این کمیته می تواند اعضای اضافی را برای اهداف خاص سازماندهی کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The government will direct the additional taxes to the educational reform.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دولت مالیات‌های اضافی را به اصلاحات آموزشی هدایت خواهد کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دولت مالیات اضافی را به اصلاحات آموزشی هدایت خواهد کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. I bought another safety lock as an additional insurance against thieves.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من یه قفل امنیتی دیگه به عنوان یه بیمه اضافی در برابر دزدها خریدم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]قفل ایمنی دیگری به عنوان یک بیمه اضافی در برابر دزدان خریداری کردم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. They are always trying to wring additional funds from the government.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها همیشه در تلاش هستند تا بودجه اضافی از دولت به دست آورند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها همیشه سعی دارند پول های اضافی را از دولت بگیرند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. They roped their cases and trunks for additional safety.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها پرونده‌ها و چمدان‌های خود را با طناب به سمت ایمنی بیشتر حرکت دادند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها موارد و لبه های خود را برای ایمنی اضافی پیچیدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. The government is providing an additional £25 million to expand the service.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دولت ۲۵ میلیون پوند دیگر برای توسعه خدمات ارائه می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دولت 25 میلیون پوند هزینه اضافی برای گسترش خدمات ارائه می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. Additional information was gleaned from other sources.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اطلاعات اضافی از منابع دیگر جمع‌آوری شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اطلاعات اضافی از منابع دیگر گرفته شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

17. For additional information, contact any of the above.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برای اطلاعات بیشتر، با هر کدام از موارد بالا تماس بگیرید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای اطلاعات بیشتر، با هر یک از موارد فوق تماس بگیرید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

18. He wrote in an additional paragraph at the editor's request.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او در یک پاراگراف دیگر به درخواست سردبیر نوشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در یک پاراگراف اضافی در درخواست سردبیر نوشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف additional

فرعی (صفت)
inferior , by , accessory , accessorial , subsidiary , secondary , ancillary , subordinate , derivative , additional , adjunct , tributary , subaltern , petty , sideway , extrinsic , extraneous
اضافی (صفت)
extra , additional , further , supplementary , supernumerary , plus , intercalary
افزوده (صفت)
additional , adjunct , intercalary

معنی additional در دیکشنری تخصصی

additional
[برق و الکترونیک] اضافی ، دیگر ، تکمیلی
[فوتبال] اضافی
[نساجی] اضافی - افزایشی
[ریاضیات] اضافی، افزوده، تکمیلی، افزایشی، بیشتر
[حسابداری] ظرفیت اضافی
[عمران و معماری] برونمرکزی اضافی - برونمحوری اضافی
[حسابداری] آفزایش قیمت فروش
[عمران و معماری] آبگیر اضافی
[حسابداری] سرمایه پرداخت شده اضافی
[سینما] توجه تصویری بیشتر
[نساجی] واکنش افزایشی - واکنش اضافی
[نساجی] چذر - ریشه دوم
[حسابداری] آزمونهای اضافی کنترلها
[حسابداری] کارهای اضافی

معنی کلمه additional به انگلیسی

additional
• extra, supplemental
• additional means extra or more than the ones mentioned or already there.
additional charges
• supplementary charges, extra charges, extra expenses
additional income
• extra income, extra salary
additional position
• extra job, additional work
additional source of income
• extra source of salary, additional method of earning income

additional را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی additional

محمدرضا خسروی ٢٢:٤٧ - ١٣٩٦/٠٩/٠٩
بیشتر

مثال: additional employees

کارکنان بیشتر
|

Babak ١١:٥٨ - ١٣٩٦/١٢/٢٠
مضاعف

مثال: additional power
قدرت مضاعف
|

فریماه رفیعی ١٥:٥٤ - ١٣٩٧/١٠/٢٣
جانبی
|

کاربر آبادیس ١٢:٠٨ - ١٣٩٨/٠١/٠٤
اضافی
|

سعید قائینی ١٨:١٨ - ١٣٩٨/٠٣/١٧
مکمل
|

پیشنهاد شما درباره معنی additional



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی additional
کلمه : additional
املای فارسی : اددیتینل
اشتباه تایپی : شییهفهخدشم
عکس additional : در گوگل


آیا معنی additional مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )