انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1069 100 1

addressing

تلفظ addressing
تلفظ addressing به آمریکایی/əˈdresɪŋ/ تلفظ addressing به انگلیسی/əˈdresɪŋ/

نشانی دهی، نشانی یابی

واژه addressing در جمله های نمونه

1. he had the quirk of addressing his wife as "ahmad agha"
ترجمه او این عادت عجیب را داشت که زنش را ((احمد آقا)) صدا می‌زد.

2. Addressing customers in their own language helps create goodwill.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پرداختن به مشتریان در زبان خودشان به ایجاد حسن‌نیت کمک می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تماس با مشتریان در زبان خود به ایجاد حسن نیت کمک می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. He had a strange quirk of addressing his wife as Mrs Smith.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تغییر عجیبی با همسرش به عنوان خانم اسمیث پیدا کرده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او عجب عجیب و غریب از صحبت با همسرش به عنوان خانم اسمیت بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. I was rather daunted by the thought of addressing such an audience.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من از فکر این که چنین جمعی را مخاطب سازم از ترس و هراس بودم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من فکر نمیکردم که چنین مخاطبی را مخاطب قرار دهم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. He always spoke as if he were addressing a public meeting.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او همیشه طوری حرف می‌زد که انگار قرار است در یک جلسه عمومی شرکت کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او همیشه مانند او سخن میگفت و به جلسه عمومی میرفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Wish you can benefit from our online sentence dictionary and make progress every day!
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ای کاش شما می‌توانید از فرهنگ لغت آنلاین ما بهره‌مند شوید و هر روز پیشرفت کنید!
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آرزو می کنم که بتوانید از فرهنگ لغت حکم آنلاین ما بهره مند شوید و هر روز پیشرفت کنید!
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Addressing envelopes all day long is dreary work.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نوشتن پاکت‌های نامه در طول روز کار بسیار ملال آوری است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در طول روز پوشاندن پاکت ها کار خسته کننده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. What's the correct etiquette when addressing a judge?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در هنگام پرداختن به یک قاضی، اتیکت صحیح چیست؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هنگام رسیدگی به یک قاضی، آداب صحیح چیست؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. A woman was addressing the crowd through a loudspeaker.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]زنی از بلندگو به جمعیت اشاره می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک زن از طریق یک بلندگو به جمعیت میرفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. He is still addressing rallies in his usual tub-thumping, arrogant way.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اون هنوز داره با مشت میزنه تو tub
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او هنوز هم در تظاهرات معمولی خود، به طرز متکبرانه به تظاهرات می پردازد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. He was shot dead while addressing an election rally.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او در حین سخنرانی در یک گردهمایی انتخاباتی به ضرب گلوله کشته شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در حالی که به یک تظاهرات انتخاباتی رفته بود، به ضرب گلوله کشته شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. We are committed to addressing this matter thoroughly.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما متعهد به پرداختن کامل به این موضوع هستیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما متعهد هستیم تا این موضوع را به طور کامل بررسی کنیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Are the addressing modes provided the same as for data manipulation instructions?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آیا حالت‌های آدرس دهی مشابه دستورالعمل‌های دستکاری داده‌ها هستند؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا حالت های آدرس دهی همانند دستورالعمل های دستکاری داده ها ارائه شده است؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Using the thematic approach, plays are performed addressing health issues, thus conveying the message in an accessible form.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با استفاده از رویکرد موضوعی، نمایشنامه‌هایی برای پرداختن به مسایل بهداشتی صورت می‌گیرند و در نتیجه پیام را به شکل قابل‌دسترس منتقل می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با استفاده از رویکرد تئاتری، نمایشنامه ها با توجه به مسائل مربوط به سلامت انجام می شوند، بنابراین پیام را در یک فرم قابل دسترسی به اشتراک می گذارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Addressing Honderich's work on its own terms, one must question whether he demonstrates the complete vacuity of Conservative thinking.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پرداختن به کار Honderich در شرایط خاص خود، باید این سوال را مطرح کرد که آیا او نمایش کامل تفکر محافظه کارانه را نشان می‌دهد یا خیر
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با توجه به کارهای هنری خود، با توجه به شرایط خاص خود، باید سوال بپرسید که آیا وی خلاء کامل تفکر محافظه کار را نشان می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی عبارات مرتبط با addressing به فارسی

نشانی دهی نسبی
نشانی دهی قطاعی

معنی addressing در دیکشنری تخصصی

addressing
[کامپیوتر] آدرس دهی .
[کامپیوتر] باب نشان دهی ، وضعیت آدرس دهی .
[کامپیوتر] آدرس مختصر شده .
[کامپیوتر] آدرس دهی مستقیم ؛ نشانی دهی مستقیم
[کامپیوتر] آدرس دهی گسترده .
[کامپیوتر] آدرس دهی فوری ؛ نشان دهی بلافصل ؛ درس دهی بلافصل
[کامپیوتر] آدرس دهی غیر مستقیم - به کارگیری آدرسی که مشخص کننده مکانی از حافظه است ، به طوری که مکان فوق به آدرسی مستقیم یا غیر مستقیم اشاره می کند. - نشان دهی شاخص دار
[کامپیوتر] نشان دهی غیر مستقیم
[کامپیوتر] آدرس دهی چند مرحله ای .
[کامپیوتر] نشان دهی نسبی ؛ درس دهی رابطه ای

معنی کلمه addressing به انگلیسی

addressing
• method of accessing network resources (computers)
indirect addressing
• addressing in a roundabout manner, addressing something by using intermediate destinations en route to the final destination
logical block addressing
• allocation of unique digital addresses (that allow access by input/output) to various sectors on the hard drive, lba

addressing را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

رضا ٢٠:١٢ - ١٣٩٦/٠٧/٠١
توضیح دادن، توصیف کردن، معرفی کردن
|

یلدا ٠٩:٠١ - ١٣٩٦/١١/٢٤
پرداختن
addressing any funding gaps in the cost of research
پرداختن به هر شکاف مالی در هزینه تحقیق (بررسی کردن شکاف های مالی در هزینه تحقیق)
|

boshrabaran ١٧:٣٧ - ١٣٩٧/٠٨/١٧
..addressing a specific workload...
بارکاری ویژه‌ای را اجرامی‌کنند.

اجراکردن
|

امیر ١٠:٤٤ - ١٣٩٧/١٢/١٣
تصویب کردن
|

Toomaz ٠١:٥٧ - ١٣٩٨/٠١/١٥
رفع
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی addressing
کلمه : addressing
املای فارسی : اددرسینگ
اشتباه تایپی : شییقثسسهدل
عکس addressing : در گوگل


آیا معنی addressing مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )